پنجرههای فهم
✍علیرضا اسماعیلی
🔅برای فهمِ جهان، به یک منظر نمیتوان بَسَنده کرد. علم، سازوکار پدیدهها را میکاود، فلسفه و دین از معنا و ارزش میپرسند، ادبیات امکان تجربهی زیستِ دیگری را فراهم میکند و تاریخ، ردّپای کامیابیها و شکستهای انسان را آشکار میسازد.
هرکدام بخشی از حقیقت را روشن میکنند و بخشی را در ابهام باقی میگذارند.
🔅بلوغ فکری از پذیرش همین ابهام آغاز میشود؛ از توانایی شنیدن، بیآنکه پیشاپیش قضاوت کنیم و شککردن، بیآنکه فوراً به انکار یا یقین پناه ببریم. ذهن بالغ، ذهنی نیست که همهی پاسخها را یافته، بلکه ذهنی است که هنوز برای پرسش و امکانِ خطا، گشوده است.
🔅شاید آگاهی، نه در دانستنِ همهچیز، بلکه در تحمل نادانستهها شکل میگیرد؛ در پذیرفتن اینکه جهان همیشه چیزی برای پنهانماندن دارد و هر خلأیی را نباید با پاسخهای ساختگی پُر کرد.ما بیش از آنکه به پاسخهای بیشتر نیاز داشته باشیم، به ظرفیت بیشتری برای تحمل پرسش احتیاج داریم و اجازه دهیم، هنوز چیزی را نفهمیده باشیم.
🔅تنها در این صورت است که میتوانیم به درستیِ باورهایمان شک کنیم، بپرسیم، گوش بدهیم و در بعضی جاها سکوت کنیم.
@PaideiaPhilo
Post #4550
237