استهلاک در تَنَصُّر
ماجرای گوهرشاد، در خلأ رخ نداده بلکه در یک زمینه تاریخی وقوع یافته است و نمیتوان تاریخ را برای غرضهای ایدئولوژیک ذبح کرد؛ تیر۱۳۱۴ دستور تغییر کلاه پهلوی به کلاه شاپو به مسئولین مشهد ابلاغ میشود؛ حاج آقا حسین قمی مجتهد اول مشهد مطلع میشود با استاندار و نایب التولیه حرم رضوی صحبت میکند تا آنها را متقاعد کند از رضا شاه بخواهند مشهد را استثنا کند، آنها قبول نکرده؛ پیشنهاد میشود آیتالله به تهران رفته شخصاً درخواست را به شاه منتقل کند و...
نمیخواهم کل ماجرا را روایت کنم
فقط نکته اساسی در فهم قضیه این است که بدانیم دغدغهای که مبتنی بر آن آیتالله قمی با ابلاغ پوشش کلاه شاپو برای مردان احساس خطر میکنند و برای رایزنی به تهران میروند تشبه به کفار یا به بیان ایشان تَنَصُّر _نصرانی شدن_ است!
حاج آقا حسین قمی خطاب به پاکروان و اسدی: «شما دو نفر به شاه عرض کنید چرا میخواهند ما را مستهلک در تنصر فرمایند، مگر لباس دیگر نمیتوان درست نمود و پوشید، غیر از لباس تنصر اعلیحضرت هر لباسی را دستور فرمایند من حاضرم اول خود و بعد اولاد و کسانم بپوشند بدیهی است مردم هم تبعیت خواهند نمود»
@osolefeghh
Post #988
3.09K




- 👍 4
- 👎 2