وضعیت کوانتومی علی شریعتی
در این آشفته بازار و وضعیت تلاش برای بقاء که در آن تنفس میکنیم دعوا بر سر علی شریعتی قطعا شکم سیری تلقی میشود. خاطرم هست در گذشته که این مباحث جدیت بیشتری داشت و تعبیر به شکم سیری نمی شد و نقد و طعن و لعن شریعتی خاستگاهی جز تحجر و تنگ نظری مذهبی نداشت معممی از استاد خود که از شخصیت های برجسته حوزه تهران بود نقل می کرد که کتب علی شریعتی را در حیاط حوزه علمیه به آتش می کشیده و هیچ به اسماء متبرکه ای که ممکن بوده در متن این نوشتجات باشد توجهی نمی کرده است. و از نقل این خاطره سعی داشت شدت ضلالت و مضلیت شریعتی فهم گردد.
بعدها ویدیویی از علیرضا پناهیان که از قضا از مریدان آن روحانی برجسته تهران که کتب شریعتی را آتش میزد و پس از وفاتش حسینیه ای به نامش احداث شد و پناهیان پای ثابت سخنرانی در آن بود دیدم که در آن نیز متکلم(پناهیان) از یکی از علما( شاید همان عالم مذکور!) نقل قول می کرد که مضمونش این بود که حتی طرفداری و گرایش مقطعی ( و بعد توبه) به علی شریعتی در عوالم برزخ و قیامت سبب تنزل درجه است، بعدتر شاید یک دهه بعد باز ویدئویی از علیرضا پناهیان دیدم که نامبرده دوباره از شریعتی می گفت ولی اینبار نه در مقام مذمت بلکه در مقام ستایش، دوگانه ای از شریعتی و به زعم او لیبرال های دین گریز ساخته و یکی را چماق کرده بر سر دیگری می کوبد: اگر الان آقای دکتر شریعتی بودند، بهترین کتابها را درباره حماسه اربعین مینوشت. ایشون که برای برخی از مضامین ولایی حماسه سرایی هایی میکردند که الان برخی لیبرالهای دین گریز وحشت دارند از کلام ایشون و اگر زنده بود و با همان دستفرمان پیش میآمد، معلوم نبود او از شهید آوینی جلو میزد یا شهید آوینی از او.
همه اینها یعنی شریعتی هم بسان بسیاری از پدیده ها و میراث ما در وضعیتی کوانتومی به سر می برد؛ بسته به اینکه در چه وضعیت و در ستیز و تبلیغ چه باشیم شریعتی می تواند مظهر اسم هادی باشد یا مظهر اسم مضل!
@osolefeghh
Post #1103
1.48K
- 👍 16