حق و سواد نقد را ندارید!
هر بار نقدی به فرضیههای رایج تاریخی میشود، پاسخ این است «تو که جداول زبانی و ژنتیکی را نمیفهمی».
این در ظاهر درست است، اما در واقع یک مغالطه است که کل مسیر نقد علمی را میبندد.
. نقد دادهها و جزئیات فنی، تخصص میخواهد.
. نقد رویکرد (چارچوبی که این دادهها در آن تفسیر میشود)، به تخصص در جزئیات فنی نیاز ندارد؛ بلکه توانایی تحلیل منطقی، آشنایی با مبانی نظری و شناخت شواهد میانرشتهای میخواهد.
تخصص در خواندن جدول ژنتیکی، به معنای وجود حتمی تسلط بر ارزیابی مبانی نظری آن نیست.
متاسفانه شیوهٔ غلطی در این مورد وجود دارد. بدینگونه که، تنها کسانی حق نقد دارند که در همان چارچوب آموزش دیدهاند؛ یعنی کسانی که احتمال کمتری دارد مبانی آن را زیر سؤال ببرند!
برای مثال، در فرضیهٔ هگارتی پیشفرض استپ حفظ شد. یعنی «زبان در یک نقطه پدید آمده و با مهاجرت گسترش مییابد».
نقد این ساز و کار، ربطی به خواندن جداول زبانی و ژنتیکی ندارد. معیار درستی یک فرضیه، سازگاری با شواهد و قابلیت توضیح است.
پرسش دربارهٔ رویکردهای ناهمخوان با منطق تاریخی، تسلط بر جزییات نمیخواهد؛ شجاعت فکری میخواهد.
@oldhistor
