پلی میان متون ملی ایران
و یافتههای نوین انسانشناسی
آیا «دیوان» در اوستا، شاهنامه و متون پهلوی، بازتاب حافظهای کهن از «نئاندرتالها» در فلات ایران است؟
با تکیه بر اسناد ملی، به ویژه دینکرد، دادستان دینیگ، تاریخ طبری و شاهنامه، و با استناد به دادههای باستانشناختی غارهای شانیدر، بیستون، وزمه و کلدر، و همچنین مقالهٔ اخیر نشریهٔ Scientific Reports دربارهٔ منطقهٔ تماس نئاندرتال و انسان نوین در زاگرس، این فرضیه مطرح میشود که «دیوان» همان نئاندرتالها؛ «دو-سوم نابودی» به معنای انقراض اکثریت؛ و «یک-سوم راندهشدگی» به معنای پراکندگی جمعیت باقیمانده است.
روش پژوهش، تطبیق است نه تأیید؛ یعنی دو روایت مستقل را کنار هم میگذارد و همراستایی آنها را نشان میدهد.
ساز و کار انتقال این حافظه در طول هزاران سال، زنجیرهای است از آوا به کلام، کلام به اندیشهنگار و اندیشهنگار به آوانگار.
این فرضیه، دریچهای تازه برای گفتگو میان استورهشناسی ایرانی و انسانشناسی تکاملی میگشاید؛ گفتگویی که در آن «دیو» نه صرفاً موجودی خیالی، بلکه نشانهای دیرین از یک «دیگری» در حافظهٔ جمعی فلات ایران دانسته میشود.
#هوشواره
@oldhistor
