هرجا قانون متوقف شود جبّاریت آغاز میشود، حتی اگر قانون از حد خود برای آسیب رساندن به دیگری تجاوز کرده باشد، و هرکس در مسند آمریت، از حد قدرتی که قانون در اختیار او قرار داده است پا فراتر گذارد، و بدون مجوز قانونی نیروی تحت فرمان خود را بر فرمانبر اعمال کند، حاکم بودن او پایان پذیرفته است. و با عمل بدون آمریت میتوان به همانگونه مقابله و ضدیت کرد که با فردی که توسط زور به حق فرد دیگری تجاوز میکند. این امر در مورد قضات فرودست نیز صادق است. اگر فردی، که آمریت آن را دارد که مرا در خیابان توقیف کند، بخواهد به زور وارد خانهی من شود و حکم را به اجرا درآورد، علیرغم آنکه من میدانم که او مجوز و آمریت قانونی دستگیری من در خارج از خانه را دارد، میتوانم با او به همانگونهای مقابله و ضدیت کنم که با یک دزد و سارق. خوشحال خواهم شد اگر کسی مرا نسبت به این امر آگاه کند که چرا چنین امری نباید در مورد بالاترین حاکم و قاضی به همان گونهای اجرا شود که در مورد دون پایهترین آنها.
رساله دوم دربارهٔ حکومت؛ بند ۲۰۲- جان لاک
@OfficialBook