—•| تقدیم به چری از ⋆˙Illumination⋆˙🌈:
"جهانشان به تدریج تقلیل یافته بود.
بر مرزهایی گام میزنیم که برخیشان دیده میشوند، و برخی نه. فرسوده شدهایم، اما همچنان با سرافرازی ایستادهایم. زمان دیگر بیمعنا گشته. حرکتی مداوم که تنها بهواسطهی غیاب رنگباختهاش میشکند — درنگی شوکآور با صدای شیپورهایی که پایان خزیدن روزانه را اعلام میکنند. و در آن لحظه، در حالی که غبار همچنان در هوا میچرخد، کسی تکان نمیخورد. همگان ایستاده در ناباوری از آنکه روزی دیگر سپری شده، و با این حال زندگی هنوز جاریست."
– افکار دایکر
دروازه های مردهسرا، یادنامهی جانسپاران مالازان
#challenge
Post #16175
161
Forwarded from ǝʞɐꓶ ssǝNɥɔoꓶ ( فنکلاب نینی و چری ساما و مامانم)