بریدهای از یادداشت
احمد زيدآبادی ✍
شیمون پرز از رهبران حزب کارگر اسرائیل روزی گفته بود :
جریانهای سیاسی مختلف نهایتاً همه به یک نتیجه میرسند اما آنچه آنها را از یکدیگر متفاوت میکند، موضوع "زمانبندی" است.
بنابراین، اهمیت یک جریان سیاسی به زمانبندی کارها و مواضع آنست.
برای نمونه، حق رأی زنان را امروزه عموم نحلههای فکری و نیروهای سیاسی در ایران پذیرفتهاند اما اینکه در کدام مقطع زمانی به این حق اعتراف کردهاند اساسِ تفاوت آنهاست.
به همین دلیل، جریان سیاسی موفق آنست که کار درست را در زمان درست انجام دهد.
در کشور ما البته چنین توقعی از اهل قدرت و سیاست نوعی خیالپردازیست! با این همه، آیا انتظارِ تصحیح کار نادرست در زمان درست هم توقعِ خارقالعادهای است؟
از ابتدای انقلاب تا کنون کارهای نادرست بسیاری از قبیل ممنوعیتِ نوار کاست، دستگاه ویدئو، دیش ماهواره....در مقطعی اصلاح شده است اما در همۀ موارد، بسیار دیر هنگام یعنی زمانی که از یک طرف اعمال محدودیتها خشم ناشی از آن را در سطح جامعه متراکم کرده و از طرف دیگر، اعمال آن محدودیت، به امری بسیار پرهزینه و حتی غیرممکن تبدیل شده است. از این رو، لغو غیررسمی ممنوعیت در این زمینهها، مایۀ رضایت جامعه نشده است.
این درست مانند رفتار باغبانی است که مردم را با قهر و غیظ از چیدن میوههای رسیدۀ باغِ مشاع روستا باز میدارد اما همینکه میوهها پوسید و تلف شد، دیگران را به چیدن آنها فرا میخواند و انتظار قدردانی هم دارد!
بارها تأکید شده است که
حرکت از پشتِ سرِ تحولات ، به معنای از دست دادنِ همیشگیِ ابتکارعمل و نهایتاً تصمیمگیری از روی اجبار و اکراه و اضطرارست.
این وضع ، جامعه را در وضعیت نارضایتیِ دائم نگه میدارد و امیدی به آینده در آنان برنمیانگیزد.
پن ادمین:
وقتی میشه اقدام کرد ( شناخت مشکل ، پذیرش واقعیت ، برنامه ریزی ، بسترسازی ، شبکه سازی و ... ) در غفلت به سر می بریم و پای منقل به قصه گویی و قصه شنیدن ، میپردازیم
اوضاع که بد شد ، هیجانی میشیم که
باید کاری کرد...
بدون شناخت ، بدون برنامه ،بدون اگاهی، بدون بستر ، بدون شبکه و اقتضائات دست به اقدام میزنیم
و بعد که خرابکاری شد ...
باید بشینیم به امید شانس و تقدیر و حضرت عباس و بی بی و ...
@Anglosphere2 | سنت و مدرنیته
@mghlte | عصر روشنگری