TGViewer
نوذر پرنگ نوذر پرنگ @nozar_parang · 75 subscribers
Post #120 232
شب اندوهگین و دردناکی بود و می بارید

تو می رفتی و با تو آسمان می رفت و شب می رفت
تو می رفتی و بی تو آسمان می مرد و شب می مرد
نمی دانم که با ما بود و دانم آن که با ما بود
تو را می بست و می برد و مرا می خست و می آزرد

تو می رفتی و من آرام در خود گریه می کردم
غمم بر هر رگ نازک تر از مو نیشتر می زد
زمین می برد با خود شهرها و آشیان ها را
کبوتر های دست تو به حسرت بال و پر می زد

در آن شب بی تو در من دست مرموزی تکان می خورد
در آن شب بی تو در من پای سنگینی صدا می کرد
تو گویی در شبی تاریک و باران خورده ، دستی سرد
درون آشیان گرم و خاموشی شنا می کرد

نمی دانم چرا آن شب چنین احساس می کردم
که مرغی خواب می بیند شبی سرد است و توفانی
درختان شاخه هاشان ، استخوانی گشته خون آلود
فتاده آشیان ها در کف باد پریشانی


شب اندوهگین دردناکی بود و می بارید

نوذر پرنگ
@nozar_parang
More from @nozar_parang
  1. Mar 20, 2022سلام دوستان متاسفانه کانال اصلی خودم حذف شد و تلاشم برای بازگرداندنش تا این لحظه بی ثمر بو…
  2. Dec 23, 2021ای روزن های کوچک آفاق که مدام تلاوت می کنید گرسنگی را فردا کسی گرسنه نخواهد ماند فردا سپاه…
  3. Dec 23, 2021به قصد رُبایش رُبایش حواس من مهتاب از پنجره وارد می شود زیبایی در ضمیر من به دنبال چه می گ…
  4. Dec 22, 2021هنوز ، دستی بر روی میز تحریرم فنجای چای... دستی که از میان زمان می آید با چه زبان بگویم دو…
  5. Dec 22, 2021خونین چون گل از باغ قالیچه آواز دخترکان را می شنوم دخترکان بافنده با انگشتان ظریف که در تن…
  6. Dec 21, 2021تو ویرانی خانه ات آباد گاهی به اندازه‌ی خانه ات به خویش بپرداز. نوذر پرنگ @nozar_parang
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →