افسانه میترا
یکی شدن با خداوندگار خورشید و عروج به آسمان
سرانجام میترا پس از شکار توانفرسای گاو و قربانی کردن آن، گوشت گاو قربانی را همراه پیروان خود در میهمانی یی که با حضورِ سِل برپا می شود؛ می خورند. در شمایلی که در ناحیه دورا به دست آمده دو خدمتکار روی شانه هایشان چوب بلندی را می برند که جسد گاو مقدس از آن آویخته است. لباس این دو نفر شبیه لباس مشعلداران است. میهمانی در غار برپا می شود میترا لباسی ایرانی برتن دارد و همراه با سل گاهی نشسته و گاهی دراز کشیده دیده می شود.
میترا گاو را قربانی می کند تا پیروانش بتوانند گوشتش را بخورند و خونش را بنوشند.
درست مانند آیین دیونیزوس. ژوستن (Justin) می نویسد: ضیافت مهری ها همراه با آیینی ویژه بوده و گمان می رود بین این ضیافت و شام آخر مسیح همانندی وجود داشته باشد.
پس از اینکه میترا معجزاتی کرد بر گردونه خورشید نشست و به آسمان عروج کرد. در برخی نقوش برجسته میترا را در حالی می بینیم که در پی گردونه سل – هلیوس خدای خورشید می دود. در برخی نقوش دیگر هرمس – مرکور راهبرست و با بالهایی که روی سر دارد و چوبی از درخت غار که دو مار دور آن حلقه زده اند دیده می شود.
در نقوش برجسته به دست آمده در کرانه های دانوب میترا به آرامی سوار ارابه می شود. ارابه ای که قصد رفتن به آسمان ندارد و هدفش اقیانوس است که به صورت خدایی ست با ریش انبوه و در حالتی دراز کشیده و نیمه پایینی تنش با لباس پوشانده شده است.
در برخی از نگاره ها میترا آرنج چپ را روی کوزه آبی گذارده و دربرخی دیگر خطوط امواج دیده می شود.
#ایران_باستان #افسانه_میترا
🪻~|🦋@novelsorena🦋|~🪻
Post #4082
109
- 🔥 2