«ذن در هنر نویسندگی »
منبع الهام و خلاقیت نویسنده
بردبری به یاد میآورد که وقتی پدرش از جوانیاش صحبت میکرد، چشمانش میدرخشید و از شور و شوق پر میشد.
شما نیز، احتمالاً میتوانید موارد بسیاری را به خاطر بیاورید که در هنگام صحبت با یک شخص، شور و اشتیاق آنها در مورد یک پروژه شما را هم بر سر شوق آورده است.
🔖 «در حقیقت در آن هنگام پدر به منبع الهامش متصل شده بود. حقیقت و روایت به سادگی برای ذهن او قابل دسترس بود. محتوای ضمیر ناخودآگاهش آسوده و بدون هیچ گونه سانسوری بر زبانش جاری میشد.»
به اعتقاد بردبری، ما آنقدر مشغول جستجوی الهام و ایده در خارج از خودمان هستیم که فراموش میکنیم بهترین ایدهها در واقع در وجود خودمان، جای گرفته است.
🔖«سرچشمه الهام […] آنجاست، یک انبار خارقالعاده، وجود کامل خودمان. اصیلترین ایدهها و الهامات آنجا در انتظار ما هستند تا آنها را احضار کنیم.»
پذیرا بودن در مورد تجربههای جدید، سرچشمه الهام شما را تغذیه میکند و ایدههای بیشتری را برای تلاشهای خلاقانه شما فراهم میکند.
🔖 «در ضمیر ناخودآگاه ما نه تنها دادههای مربوط به واقعیات جای دارد بلکه دادههای مرتبط با واکنشهای ما نیز ثبت میشود؛ یعنی واکنش یا حرکت متقابل ما نسبت به حوادث محسوس. در واقع اینها مواردی هستند که سرچشمه الهام ما را تغذیه میکنند. زیرا در حالت کلی این خاطرات و تجربیات ثبت شده و فراموش شده هر فرد است که هر او را از بقیه مردم جهان متمایز میکند.»
بردبری اذعان میکند که برای کشف و دستیابی به این منبع بی حد و حصر داستانی، تمرین لازم است و توجه به محیط اولین گام برای رسیدن به این هدف است.
🔖 «سرچشمه الهام باید شکلی داشته باشد. به مدت ده یا بیست سال، هر روز هزار کلمه مینویسید تا سعی کنید به آن شکل دهید، درباره دستور زبان و ساخت داستان به اندازه کافی میآموزید تا اینها بخشی از ناخودآگاه شما شوند، بدون اینکه سرچشمه الهام خود را محدود یا تحریف کنید. با خوب زیستن، با مشاهده کردن در طول زندگی، با مطالعه مناسب و تصور کردن آنچه که میخوانید، شما وجود حقیقی خودتان را تغذیه کردهاید. با تمرین نگارش، با انجام تمرینهای تکراری، تقلید از مثالهای خوب، شما یک قصر تمیز و روشن برای نگهداری از سرچشمه الهام خود خلق کردهاید. شما به او فضایی دادهاید که در آنجا با آزادی کامل میتواند زندگی کند و سرمنشأ الهام شما باشد. و با تمرین و آموزش کافی، خود را به اندازه کافی آماده کردهاید که وقتی الهام به سراغتان آمد، با دلسردی به او خیره نشوید.»
حالا اگرچه میدانیم که داستانهای زیادی آنجا در کشف شدن هستند، با این حال بیشتر نویسندگان از دشواری بهرهبرداری از چاه عمیق خلاقیت اطلاع دارند.
🔖 «شما با ایدهها مانند گربهها رفتار میکنید: آنها را وادار میکنید از شما پیروی کنند. با این حال اگر بخواهید که به گربه نزدیک شوید و او را بردارید، او با سماجت تمام به شما اجازه نمیدهد که این کار را انجام دهید. آن وقت است که شما خواهید گفت: «به جهنم!» و گربه هم با خود خواهد گفت: «یک لحظه صبر کن! او رفتاری که اکثر انسانها انجام میدهند را انجام نداد. چرا؟». سپس گربه از روی کنجکاوی شما را دنبال میکند و با خود میگوید: «خوب، چه مشکلی وجود دارد که شما مرا دوست ندارید؟» بسیار خب، ایده هم به همین شکل است. دیدید؟ شما با خود فقط میگویید که «به جهنم!، من نیازی به افسردگی ندارم. نیازی به نگرانی ندارم. من نیازی به فشار ندارم». سپس این ایدهها شما را دنبال میکنند. وقتی آنها دیگر با شما راحت باشند و آماده به دنیا آمدن شوند، شما برمیگردید و آنها را میگیرید.»
#یک_جرعه_نویسندگی
#ذن_در_هنر_نویسندگی
❄️~|⚜@novelsorena⚜|~❄️
Post #3693
143
ناول سورنا | SORENA NOVEL «ذِن در هنر نویسندگی» در دنیایی مملو از فرمولهای سه مرحلهای برای خلق پلات و شخصیت و راه حلهایی با اسامی مخفف شده، روش بردبری با شکوه و آزادانه به نظر میرسد. 🔸«اکثر اوقات در این فرایند گیر میافتید. شما نمیدانید که چه کار میکنید تا اینکه ناگهان کار…
- 🔥 3