از عصر که رسیدم، بلافاصله دوش گرفتم و چمدون باز کردم، وسایل رو مرتب کردم و گذاشتم سر جاشون. تراپی رفتم. برگشتم سر مرتب کردن، لباسای کثیف رو شستم، لباسای جدید رو اتو کردم و توی کاور گذاشتم، و تا حد ممکن سر و سامون دادم به اوضاع.
مثل یک کودک دبستانی که شوق مدرسه داره، دو تا کیف آماده کردم از شب قبل:)))
کیف باشگاه و دانشگاه، هرکدوم با متعلقات خودشون. فقط مونده فردا وسایل الکترونیکی رو بذارم توی کیف دانشگاه، و لباسای باشگاه رو توی کیف خودش.
میخواستم تصمیم بگیرم فردا چی بپوشم هم، ولی گذاشتم ببینم صبح که بیدار میشم چه کسی هستم. هوا هنوز بلاتکلیفه و ناراحتم میکنه. استایلهای پاییزی معرکهای دارم.
Post #13435
326
- ❤ 11