در دو راهی دوست داشتن مرگ و نفرت از زندگی از یک سو و دوست داشتن بیقیدوشرط زندگی و مرگستیزی از سوی دیگر، اولی بسیار ناامیدانه -چهبسا نفرتانگیز- و دومی بسیار سادهلوحانه بنظر میرسد، و البته هردو احتمالاً تا حدی متظاهرانه نیز باشند! فکر میکنم تنها راه حقیقی در این میان شعر اخوان ثالث است:
زندگی را دوست میدارم
مرگ را دشمن
وای، اما با که باید گفت این؟ من دوستی دارم
که به دشمن خواهم از او التجا بردن
Post #13431
378
Forwarded from نشانههایی برای رهایی