TGViewer
نجباء نجباء @nojabaaa · 1.19K subscribers
Post #170 1.22K
وقتی زنجیرِ اعمال می‌گسلد...

همواره در طنینِ موعظه‌ها شنیده‌ایم که فردا، روزِ پس دادنِ حساب است؛ روزی که آدمیان در دو کرانه می‌ایستند: گروهی با نامه‌ای در دستِ راست به سپیدیِ رستگاری، و گروهی با نامه‌ای در دستِ چپ به سیاهیِ حسرت.
وحی نیز این تصویر را بر دل‌ها نگاشته‌ است: «وَأَصْحَابُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيَمِينِ ... وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ»
اما آیا تمامِ حقیقت در همین دوگانگیِ ظاهر خلاصه می‌شود؟ راست و چپ نسبت به کدام «معیار و میزان» و بر مدارِ چه شاخصی سنجیده می‌شوند؟

سه تبار در عرصهٔ رستاخیز
چون ژرف‌تر در زلالِ قرآن بنگریم، پرده از رازی سه‌گانه برداشته می‌شود: «فَأَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ * وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ * وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولَٰئِكَ الْمُقَرَّبُونَ» (واقعه/۸-۱۱)
اینجاست که جانِ بیدار می‌یابد دسته‌بندیِ حقیقی، نه دوگانه که سه‌گانه است.
و شگفت‌تر آنکه دستهٔ سوم—یعنی «سابقان و مقربان»—خود، معیار، میزان و شاخصِ قبله‌نمای حق‌اند؛ همان خورشیدهای فروزانی که اصحابِ یمین و شمال نسبت به شعاعِ معرفت و قربِ آنان معنا می‌یابند. شناختِ این مقربان، کلیدِ گشایشِ رمزِ سعادت است.

بزرگ‌ترین استثنای آفرینش
اما چرا باید برای شناختِ سابقان و پيوستن به اصحابِ یمین بی‌قراری کرد؟ شاید اگر از پاداش و فضیلتِ بی‌بدیلِ اصحابِ یمین پرده برداریم، اشتیاقِ جان صدچندان شود...
قانونی سنگین و عام بر تمامِ ذراتِ هستی سایه افکنده است: «كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ» (طور/۲۱) «كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ» (مدثر/۳۸)
قاعده‌ای ابدی که می‌گوید: هر جانی، اسیر و گروگانِ کرده‌های خویش است. هیچ‌کس را توانِ فرار از این طوقِ محکم نیست و تمامِ نفوس در گروِ دستاوردهای خویشند...
اما ناگهان، نسیمِ استثنایی حیرت‌آور از آیهٔ بعدی می‌وزد: «إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ» (مدثر/۳۹)

گسستنِ بندِ حساب
چه رازِ عجیب و شگفت‌انگیزی در این «إلّا» نهفته است! چگونه می‌شود که در میانِ خیلِ عظیمِ اسیرانِ عمل، طوقِ رهین بودن از گردنِ اصحابِ یمین برداشته شود؟ چگونه رابطهٔ سختِ میان «جرمِ عمل» و «محاسبه» برای آنان می‌شکند و از قیدِ کارنامهٔ خویش رها می‌گردند؟
آنان نه در بندِ گره‌های اعمالِ خویش، که مستغرق در رحمتِ بی‌کران، در آغوشِ بهشت‌های امن می‌آرامند: «فِي جَنَّاتٍ...» (مدثر/۴۰). کدام دلِ مؤمنی است که با شنیدنِ این مژده، شوقِ پرواز در سر نپرورد؟

پرسشی برای خلوتِ اندیشه
راستی، این مبارکانِ فارغ از قیدِ خویشتن کیستند؟ چه رازی در جانشان نهفته است که آنان را از دامِ «رهین بودن» رهانیده و شایستهٔ چنین استثنای عظیمی ساخته؟ و چگونه می‌توان قدم در جای پای آنان نهاد تا خورشیدِ مقربان، مسیرمان را روشن سازد؟

@nojabaaa
More from @nojabaaa
  1. Oct 3, 2026[این ویدیو را با دقّت ببینید...] نگاهی به این پهنه‌ی بی‌انتها بیندازید؛ از زحل و خورشید گر…
  2. Oct 3, 2026video post
  3. Sep 28, 2026أنّ أمير المؤمنين استقبل المنهزمين يوبّخهم فقال عمر: استقبلني عليّ ومعه سيف مشهور يقطر دما…
  4. Sep 27, 2026اِحْمِلْ نَفْسَکَ مِنْ أَخِیکَ عِنْدَ صَرْمِهِ عَلَى الصِّلَةِ، وَ عِنْدَ صُدُودِهِ عَلَى…
  5. Sep 27, 2026- التَّكَبُّرُ عَلَى المُتَكَبِّرِ هُوَ التَّوَاضُعُ بِعَينِهِ - تَكَبَّروا عَلَى المُتَكَ…
  6. Sep 25, 2026یک احسان و یک فرد ولی دو خروجی متفاوت در دو موقعیت متفاوت: ۱. عَاتِب أَخَاكَ بِالإِحسَانِ…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →