بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله ربّ العالمین، والصلاة والسلام علی أشرف الأنبیاء والمرسلین، وعلی آله وأصحابه أجمعین. أما بعد: نوشتاری که توسط یکی از سایتهای الحادی منتشر شده بود، به دستم رسید و آن را چندین مرتبه با دقت فراوان مطالعه کردم. اما هرچه جلوتر میرفتم، بیش از دفعهی قبلی به مغلطهها و نابخردیهای این به اصطلاح خردگرایان (!) پی میبردم. در این مجال به نقد قسمتهای مهم شبهاتشان میپردازم، والعلم عند الله تعالی...
⛔️ سایت زندیق مینویسد: یکی از شاخه های علم حدیث، رجال حدیث نام دارد که مربوط به شناخت راویان حدیث از نظر مورد اعتماد بودن و وثاقت آنها میباشد... گاهی در بحث با خردگرایان، مسلمانان سعی میکنند از روشهای این «علم» استفاده کنند. حال آنکه اسلوب این علم نیز مورد توافق طرفین نیستند.
✅ پاسخ: اصلاً نیازی نیست که علم حدیث شریف مورد اتفاق مسلمانان و ملحدین باشد! به عبارتی دیگر، الزام یک فرد، بر اساس مقبولات خود او صورت میگیرد، نه آنچه مورد قبول فرد دیگر باشد! به یک مثال ساده دقت کنید: یک مسیحی و یک مسلمان با هم مناظره میکنند. فرد مسیحی به قرآن استناد میکند، و در اینجا یک الزام رخ داده است. آیا فرد مسلمان میتواند بگوید: تو نمیتوانی به قرآن استناد کنی، زیرا آن را قبول نداری؟!! مطمئناً نیازی نیست که شخص مسیحی به چیزی استناد کند که طرفین بر حجیت آن توافق داشته باشند! بلکه استناد به هر آنچه طرف مقابل را الزام میکند، صحیح و درست است.
نتیجه میگیریم که نیازی نیست که شخص ملحد یا همان به اصطلاح خردگرا (!) قائل به مفید بودن علم حدیث باشد، بلکه باید مارا به چیزهایی الزام کند، که آنها را قبول داشته باشیم. برای اطلاعات بیشتر در این خصوص به مقالهی بررسي مغلطۀ "از کتب خودتان است!" مراجعه کنید.
⛔️ زندیق مینویسد: برای نمونه یکی از فاکتورهای مهم در تشخیص وثاقت یا عدم وثاقت یک راوی مذهب وی است. اگر یک راوی شیعه باشد اهل تسنن وی را رافضی مینامند و قول وی را غیر معتبر میدانند. به همین دلیل سخنی که یک شیعه نقل کرده باشد فاقد اعتبار خواهد بود.
✅ پاسخ:
اولاً. میان شیعه و رافضی تفاوت است و محدثین بین این دو فرق قائل شده اند. [1] بنابراین خلط میان این دو معنا، نشان از تدلیس نویسندگان سایت زندیق، یا بیاطلاعی آنان از این مطالب دارد. پس هر کسی که در غیر از فن خود سخن بگوید، چنین عجائب و غرائبی را بر زبان خواهد آورد!
ثانیاً. بدعت بر دو نوع است: 1-بدعتی که که شخص را کافر میسازد. 2-بدعتی که شخص را از دایرهی دین خارج نمیکند. [2]
بنابراین همیشه اینگونه نیست که روایت شخصی که از روات اهل سنت و جماعت نباشد، مردود شمرده شود و این سخنان تنها اوهام نویسندگان سایت زندیق است.
ثالثاً. اهل بدعتی که کافر نیستند با وجود اینکه با ما هم عقیده نیستند، اما تمام احادیثشان مردود نیست! بلکه آنچه در جهت تقویت و نصرت مذهب خود نقل کنند از آنان پذیرفته نمیشود، و سایر اخبارشان قابل قبول است. [3]
⛔️ زندیق در ادامه میفرماید: مثلا راویان یهودی را به دلیل یهودی بودنشان یا حتی بعضی اوقات یهودی بودن پدرانشان مردود میشمرند، یعنی در واقع میگویند هیچ یهودی ممکن نبوده است که راست بگوید، این نوع فاشیسم و تبعیض نژادی مسلماً غیر قابل قبول از طرف هر انسان منصف و عاقلی است و تاریخ نگاران از روی دین یک شخص راجع به درستگو یا دروغگو بودن او قضاوت نمیکنند.
✅ پاسخ:
اولاً. یکی از شروط پذیرش حدیث یک راوی، مسلمان بودن اوست. [4]
ما دین خود را از کفار اخذ نمیکنیم، زیرا دشمنی سایر ادیان نسبت به اسلام و تخریب آن هویداست و در نتیجه خبر آنان نزد ما ارزشی ندارد! همانگونه که دروغگو بودن ملحدین برای تخریب اسلام ثابت شده است، و ما چیزی از دین خود را از آنان نمیآموزیم.
ثانیاً. اگر اینگونه باشد، شمارا ملزم میکنیم که شق القمر و سایر معجزاتی که در کتب مسلمانان نقل کرده اند را بپذیرید! اگر چنین نکنید، برچسب فاشیست بودن بر پیشانی شما میزنیم تا قبل از فکر کردن، دست به قلم نبرید!
ثالثاً. اینکه یک راوی به دلیل یهودی بودن پدرش غیر معتمد دانسته شود را تنها از آقایان خردگرا (!) شنیدهایم! مگر نه اینکه سلمان فارسی (رضی الله عنه) دارای پدری زرتشتی بود؟! همچنین بسیاری از بزرگان دارای پدران غیر مسلمان بودهاند، اما احدی در این مسئله طعن نزدهاست!
رابعاً. در عدالت و انصاف علمای جرح و تعدیل (رحمهم الله) نمیتوان شک کرد، خصوصاً زمانی که بدانیم زید بن أبی أنیسه (رحمه الله) حتی در خصوص برادرش جانب عدالترا رها نساخته و فرمودهاست: «لا تأخذوا عن أخي» [5] یعنی: از برادرم حدیث نقل نکنید!
پس سستی شبهات منکرین سنت و سایر اسلام ستیزان حول علم رجال و به طور کلی، علم حدیث نمایان میگردد، والحمدلله ربّ العالمین.
⛔️ زندیق میگوید: لذا علم رجال از نظر خردگرایان نمیتواند معتبر باشد و ابزاری معتبر در بر
Post #884
9.67K
- ❤ 3