چه چیزی در زندگی ما تغییر کرده است؟
اگر چند دهه پیش از کسی میپرسیدید: «از زندگی چه میخواهی؟» با آرامش و رضایت میگفت:
«پردهپوشی و حفاظت خدا، رزق و روزی کافی و فرزندانی صالح.»
امّا اگر امروزه همین سؤال را از کسی بپرسید، پاسخ او با اضطراب، آرزوهای بیپایان و تلاش مداوم برای رسیدن به اهدافی همراه است که حتی پس از رسیدن به آنها، باز هم سیرش نمیکنند.
چه چیزی تغییر کرده است؟
مشکل ما در عصر حاضر لزوماً «کمبود امکانات» نیست؛ بلکه «بالا رفتن توقعات» است. فرهنگ مصرفگرای مدرن توانسته بسیاری از چیزهای غیرضروری را به نیازهای اساسی تبدیل کند و در وجود ما احساس دائمیِ فقر و محرومیت به وجود آورد؛ بهگونهای که با وجود نعمتهای فراوانی که الله تعالی به ما بخشیده، باز هم خود را نیازمند و محروم میبینیم.
این معضل اساسی بر سه حقیقت استوار است که بسیاری از ما از آنها غافلیم:
۱. توهم «سکوی نقرهای»؛ روانشناسی مقایسه
ما خوشبختی خود را فقط با آنچه داریم نمیسنجیم؛ بلکه آن را با داشتههای دیگران مقایسه میکنیم. در گذشته، دایرهٔ مقایسه ما بیشتر به همسایهها و خویشاوندان محدود میشد؛ اما اکنون، به لطف فضای مجازی، تقریباً تمام جهان به محیط مقایسهٔ ما تبدیل شده است.
ما لحظههای گزیدهای از زندگی دیگران را میبینیم؛ سفرهایشان، غذاهایشان، موفقیتهایشان و بهترین لحظات زندگیشان را، سپس، ناخودآگاه، پشتصحنهٔ زندگی معمولی خودمان را با صحنههای انتخابشدهٔ زندگی دیگران مقایسه میکنیم و احساس میکنیم از زندگی عقب ماندهایم.
۲. گرفتار شدن در «چرخهٔ بیپایان»
در روانشناسی پدیدهای وجود دارد که میتوان آن را «سازگاری تدریجی فزاینده» نامید؛ یعنی انسان خیلی زود به نعمتهای جدید عادت میکند، لذت و اشتیاق اولیهاش از بین میرود و دوباره چشم به چیزی بالاتر میدوزد.
کسی که دائماً به دنبال ظاهر بهتر، امکانات بیشتر و دارایی بیشتر است، شبیه کسی است که از آب دریا مینوشد؛ هرچه بیشتر بنوشد، تشنهتر میشود. خوشبختی فقط در زیاد داشتن نیست؛ بلکه در تواناییِ لذت بردن از داشتهها و قدردانی از آنهاست.
۳. از دست دادن «مرکزیت اخلاقی»
وقتی دل انسان از تعلق به آخرت و تلاش برای بر جای گذاشتن اثری نافع خالی شود، امور مادی کمکم به معیار ارزش او تبدیل میشوند.
انسان به جای آنکه بندهٔ خدا باشد، به کسی تبدیل میشود که دائماً میخواهد در نگاه مردم، موفق و جذاب به نظر برسد. و فاصلهٔ زیادی است میان آزادیِ بندگی خدا و ذلتِ تلاش دائمی برای جلب رضایت و تحسین دیگران.
چگونه تعادل از دسترفته را بازگردانیم؟
راه خروج از این چرخه، رها کردن دنیا و کنارهگیری از زندگی نیست؛ بلکه زهدی آگاهانه است؛ یعنی دنیا را در دست داشته باشیم، اما اجازه ندهیم در قلبمان جای بگیرد.
این مسیر را میتوان با سه گام آغاز کرد:
۱. پذیرفتن معیار «کفایت و برکت»
رزق و روزی فقط یک عدد و مقدار نیست؛ مهمتر از مقدار، اثری است که آن رزق بر آرامش روح، رشد عقل و اندیشهٔ انسان میگذارد. رزق اندکی که آرامش و اطمینان به همراه داشته باشد، از رزق فراوانی که اضطراب و پریشانی به دنبال دارد، ارزشمندتر است.
۲. تمرین «رژیم دیجیتال»
باید پنجرههایی را که هوای مقایسه را وارد قلبمان میکنند، ببندیم.
لازم نیست از تمام جزئیات زندگی افراد مشهور، ثروتمندان یا حتی اطرافیانمان باخبر باشیم. حفظ آرامش و رضایت قلب، ارزشمندتر از ارضای یک کنجکاوی زودگذر است.
۳. بخشنده باشیم
لذتِ گرفتن و مالک شدن، معمولاً کوتاه است؛ اما لذتِ بخشیدن، ساختن و اثر گذاشتن، ماندگارتر است و روح انسان را از معنا سرشار میکند. به دنبال ایدهای باشید که از طریق آن به مردم سود برسانید؛ دانشی که بتوانید منتشر کنید؛ یا خانوادهای که بتوانید پشتیبان آن باشید.آنگاه خواهید دید که مادیات، کمکم در نگاهتان کمارزش میشوند.
این زندگی سفری کوتاه است. انسان برای جمع کردن مال و بیشتر داشتن آفریده نشده است؛ بلکه آمده تا چراغی باشد که خیر و آگاهی بتاباند. پس بیایید بارهای اضافی را سبک کنیم، جهت خود را اصلاح کنیم و به یاد داشته باشیم:
ثروتمندترین انسان کسی نیست که بیشترین دارایی را دارد؛ بلکه کسی است که دلش به خدا غنیتر، از وابستگی به غیر او آزادتر و از آرامش و سلامت سرشارتر است.
خداوند ما و شما را حفظ کند و به ما دلهایی راضی و قانع و عقلهایی آگاه و روشن عطا فرماید.
✍️ نویسنده: دکتر عبدالکریم محمد الحسن
🔖 برگردان فارسی: المیرا حسینی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
Post #5821
15K
- ❤ 132
- 👍 28
- 👎 3