📌موضوع: بررسی شبهات، پیرامون
ازدواج پیامبر (صلی الله علیه وسلم) با زینب بنت جحش (رضی الله عنها)
✨قسمت اول، در سه قسمت✨
➖یکی دیگر از مسائلی که اسلام ستیزان غیر ایرانی، و سپس اسلام ستیزان ایرانی به تقلید از آنان مورد طعن قرار داده اند، ازدواج پیامبر (صلی الله علیه وسلم) با زینب بنت جحش (رضی الله عنها) می باشد.
در این مقاله به بررسی این مسئله پرداخته و احادیث موضوع مورد استناد معاندین را بررسی خواهیم کرد
الله متعال میفرماید:
📌«وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا» [1]
ترجمه: « و (یاد کن) وقتی که با آن کس که خدایش نعمت اسلام بخشید و تو نیز نعمت آزادی دادی (یعنی زید بن حارثه، به نصیحت) میگفتی: برو زن خود را نگه دار و از خدا بترس، و آنچه در دل پنهان میداشتی، خدا میخواست آشکار سازد و تو از (مخالفت و سرزنش) مردم میترسیدی، و از خدا سزاوارتر بود بترسی. پس چون زید از آن زن کام دل گرفت (و طلاقش داد) او را ما به نکاح تو در آوردیم، تا مؤمنان در نکاح زنان پسرخوانده خود که از آن ها کامیاب شدند (و طلاق دادند) بر خویش حرج و گناهی نپندارند، و فرمان خدا انجام شدنی است.»
➖علت طلاق گرفتن زینب از زید اختلافاتی بود که در زندگی داشتند، تا جایی که کارشان به جدایی کشید و زید با اختیار خود او را طلاق داد، با اینکه پیامبر (صلی الله علیه وسلم) از این کار او را نهی و او را به صبر و تحمل مشکلات دعوت کرده بود.
📌این سبب نزول اصلی و صحیح آیه می باشد که در کتب معتبر ذکر شده، اسناد صحیحی دارد و با سیاق آیه نیز سازگار تر است.
اما سبب نزول دیگری که در بعضی از کتب تفسیر ذکر شده و مستشرقین و معاندین به آن استناد کرده اند، داستان ساختگی ای می باشد که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) زینب را دید و عاشق او گشت! در نتیجه زید که این ماجرا را فهمید، زینب را طلاق داد تا با پیامبر (صلی الله علیه وسلم) ازدواج کند!! بررسی روایات مورد استناد معاندین
روایت اول «أخبرنا محمد بن عمر، قال: حدثني عبد الله بن عامر الأسلمي، عن محمد بن يحيى بن حبان، قال: جاء رسول الله صلى الله عليه وسلم بيت زيد بن حارثة يطلبه ...
فلم يجده، و تقوم إليه زينب بنت جحش زوجته فُضُلاً أي وهي لابسة ثياب نومها ... فأعجبت رسول الله صلى الله عليه وسلم، فولى و هو يهمهم بشيء لا يكاد يفهم منه إلا: سبحان مصرّف القلوب ... فجاء زيد حتى أتى رسول الله صلى الله عليه وسلم، فقال: يا رسول الله بلغني أنك جئت منزلي فهلا دخلت؟ بأبي وأمي يا رسول الله، لعل زينب أعجبتك فأفارقها، فيقول رسول الله: أمسك عليك زوجك ...» [2]
◀️یعنی: رسول الله (صلی الله علیه وسلم) به خانه زید بن حارثه، در پی او آمد و او را خانه نیافت. زینب دختر جحش همسرش با لباس خوابش مقابل حضرت ایستاده بود و رسول الله (صلی الله علیه وسلم) شگفت زده شد، و پشت کرد و چیزی را زمزمه میکرد که مفهوم نبود، جز اینکه سبحان مصرف القلوب،
بعد از آن زید به نزد رسول الله (صلی الله علیه وسلم) آمد و عرض کرد: ای رسول الله، به من رسیده که شما به در خانه ام آمدید، پس داخل خانه نشدید؟ پدر و مادرم به فدایتان ای رسول الله، شاید زینب شما را شگفت زده کرده است، پس از او جدا می شوم. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: همسرت را نگهدار.
⬅️پاسخ:
این روایت سه اشکال جدی دارد:
1⃣محمد بن یحیی که این قصه را نقل کرده است، اصلاً در زمان وقوع این حادثه وجود نداشته است، زیرا متوفی 121 هجری و از طبقه چهارم می باشد[3]
2⃣عبدالله بن عامر الأسلمی، به اتفاق علماء فردی ضعیف الحدیث میباشد، بنابراین سخنش فاقد اعتبار است [4]
3⃣محمد بن عمر الواقدی نیز متروک، و عده ای از علما به او نسبت وضع حدیث داده اند! [5]
نویسنده:«رد شبهات ملحدین»
ادامه👇🏻✨👇🏻✨👇🏻
Post #678
7.61K
- ❤ 2