⭕️ «اوضاع علمی ایران قبل از اسلام و افسانه به آتش کشیدن کتابخانههای ایران» (قسمت دوم)
✨در سه قسمت✨
... دکتر ماکس میرهوف، اسلامشناس و شرقشناس معروف، در کتاب خود به نام «میراث اسلام» میگوید: «مراکزی برای تحصیل علم در قسمتهای مختلف ایران بود که پس از تسلط مسلمین بر ایران، دستنخورده باقی ماندند و حتی جندی شاپور یکی از مراکز علمی امپراتوری اسلام گردید.» (میراث اسلام، ص103)
ممکن است برخی افراد بگویند که مسلمانان کتب موجود در ایران را مخالف دین خود میدیدند و به این دلیل آن را آتش زندند، این امر نیز دروغی بیش نیست. در جنگ خیبر که در حیات رسول الله (علیه افضل الصلوات) و به رهبری آن حضرت واقع شد، چند جلد تورات، به عنوان غنیمت به دست مسلمین افتاد. یهودیان پس از پایان جنگ از حضرت رسول تقاضا کردند تا مجلدات تورات را به آنها بازگرداند. آن حضرت نیز امر فرمود تا به آنها مسترد شود. (رک: صفحه ۲۹۰ حیات محمد صلی الله علیه وسلم، تألیف دکتر محمد حسین هیکل)
دانشمندان و محققینی مانند بتلر و گوستاو لوبون و ویلدورانت و از دانشمندان اسلامی مانند شبلی نعمانی در «کتابخانه اسکندریه» و دکتر محمدحسین هیکل در «فاروق اعظم رضی الله عنه» و عقاد در «عبقریه کتابسوزی ایران و مصر»، با دلایل بسیار روشن علمی شایعه کتابسوزی اسکندریه را به وسیله مسلمانان به شدت تکذیب کردهاند و الکساندر مازاس نیز در «زندگانی عمر (رضی الله عنه)» این شایعه را کاملاً تکذیب کرده است و نخستین بار دانشمندان باانصاف غیر مسلمانی مانند بتلر و گوستاو لوبون و ویل دورانت و مازاس با دلایل علمی این حقیقت را روشن نمودهاند.
در کتاب «زندگانی عمر، الکساندر مازاس، صص۹۸ و ۹۹» و «فاروق اعظم (رضی الله عنه)، دکتر محمدحسین هیکل، ص۲۱3» آمده: «کتابخانه اسکندریه در دروه بطالسه» جانشینان اسکندر بنا گردیده و آمار کتابهای آن تا سال ۴۷ قبل از میلاد به هفتصد هزار جلد رسیده است و سال ۴۷ قبل از میلاد در اثنای جنگ «کلئوپاترا، و بَطْلَمیوس» عمارت سلطنتی آتش گرفت و زبانههای آن به این کتابخانه رسید و تمام یا قسمت اعظم آن به کام حریق رفت و پس از مرور هفت سال در سال چهل قبل از میلاد، دویست هزار جلد کتابهای شاهان برجو به این کتابخانه اهدا و رونق سابق را یافته، اما در سال ۳۷۸ میلادی، «تئودور زاوال» امپراتور بسیار متعصب مسیحی چون علوم و معارف کتابهای این کتابخانه را در تضاد با عقاید نصرانی میدانست اکثر کتابها را از بین برد و بقیه را نیز یک به طریق پرنفوذ اسکندریه به نام «کبریس کبیر» بر اثر عداوت و دشمنی با فیلسوف عصر، هیپاتی، سوزانید و هیپاتی را نیز به قتل رسانید، به طوری که در قرن چهار میلادی که یک کشیش مسیحی از طرف امپراتور روم مأمور نابود کردن کتابهای این کتابخانه گردید به هنگام بازگشت از اسکندریه در گزارش خود چنین گفت: «من قفسههای این کتابخانه را به کلی از کتاب خالی دیدم.»
فرانز رزنتال استاد پیشین زبانهای سامی و زبان عربی در دانشگاه ییل، اسلامشناس و مترجم کتاب مقدمه، در پانوشت این گفتهی ابن خلدون مینویسد: «این روایت دیگری از یک افسانه معروف است که بر طبق آن، عمر دستور ویرانی کتابخانه اسکندریه را داد.» (فرانز رزنتال، ترجمه مقدمه ابن خلدون، چاپ دانشگاه پرینستون، ص ۳۷۳)
This is a variant of the famous legend according to which, Umar ordered the destruction of the celebrated library in Alexandria
(http://news.yale.edu/2003/04/15/memoriam-franz-rosenthal-87%C2%BBFranz)
(http://books.google.com/books/about/The_Muqaddimah.html?id=Op6CQgAACAAJ)
ادامه دارد...
✍🏻 کاری از: رد شبهات ملحدین
۱۸ تیرماه ۱۳۹۵
https://telegram.me/joinchat/BcNTjz0_MK4eDOerR1UwSA
(رد شبهات ملحدین)
Post #643
8.85K
- ❤ 3