فضل الهی و ناتوانی اسباب
سِنَّم از پنجاه فراتر رفته است. هرچقدر بیشتر پا به سال میگذارم، این باور در من عمیقتر میشود که تنها با فضل الهی بوده که -باتوجه به لطفی که خداوند به من داشته- به این نقطه رسیدهام. در همین حین، شدت این پرسش انکاری در من شعلهورتر شده است: در تمامی این سالیان، من کیستم تا به وارسی دقیق مسیرهایی مشغول شوم که مرا به این نقطه رسانده است؟
هرچقدر سالیان واپسین جلو میرفت، این باور در درونم روشنتر و ریشهدارتر میگشت و طرز فکر انجام کارها از راه اسباب -یا همان گرفتن اسباب- برایم پیچیدهتر میشد و هرچه تلاش میکردم تا چگونگی کارکرد این اسباب -با این درهمتنیدگی، ارتباط عمیق با یکدیگر و اثرگذاریاش- در رساندن من به این جایگاه را بفهمم، حقیقت آن برایم گنگتر میشد و بیش از پیش در هالهای از ابهام قرار میگرفت.
اما در نقطۀ مقابل، گذشت روزها و تجربههای پیدرپی، به شفافیت، قوت و ضرورت این باور که «هرچیزی به فضل خداست» افزوده است. این باور، اندیشهای اجتنابناپذیر است که خودش خود را اثبات میکند؛ لیک ما چه بسیار از آن رویگردان بودهایم، یا از آن غفلت ورزیدهایم!
آنچه اینجا از آن پرده برداشتم به معنای نادیدهانگاری اسباب نیست، بلکه مشخصکردن مرزهای آن است. اسباب اینگونه است که هرگاه به جهان بپردازیم، برایمان نمایان میگردد؛ اما هرگاه هستی را تنها به اسباب برگردانیم، معنای خود را از دست میدهد. اسباب کارآمد است، ولی خودش را نمیتواند توضیح دهد و آن را یارای بیان راز تأثیرش نیست و از ضمانت نتایجش برنمیآید. هنگامی که توجه به اسباب شدت یابد، شمار اسباب بهگونهای افزایش مییابد که -نسبت به ما آفریدگان ناتوان- به فضایی مهآلود تبدیل میشود.
همچنین نسبتدادن نعمت به خداوند نتیجۀ کمفهمی ما نیست، بلکه نتیجۀ بلوغی وصفناپذیر است. چه اینکه در گذر تجربهها آشکار میشود که خود اسباب، در تقابل با فضل الهی نبوده، بلکه نمایانگر آثار تدبیر الهی است و اینکه این اسباب تنها با اذن او داده میشود و جز با تسخیر او تاثیرگذار نیست و استمرار آن تنها در صورتی است که خداوند از نابودی آن جلوگیری کند.
هر اندازه که عقل به پختگی رسد و توهم خودبسندگی از هم بپاشد، توحید هم زلالتر میشود و اقرار به اینکه «همه چیز از جانب خداست» دیگر تنها شعار فرمانبرداری نخواهد بود، بلکه این شعار عصارۀ شناخت خواهد شد. رسیدن به این فهم بهخودیخود نعمتی الهیست، بهنحویکه نمیتوان چنین فضلی را جبران کرد. سپاس خدای را، همیشه و پیوسته، به اندازۀ آسمانها و زمین و به پری میان آن دو و آنچه او پس از این خواهد؛ سپاس از آن خداوندِ گوینده این گفته، که گفتهاش نیز حق است: ﴿وما بكم من نعمة فمن الله﴾.
✍️ د. عبدالله الشهری
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
Post #5810
12.6K
- ❤ 81
- 👍 12