🔸 يك دعوتگر، در مقام یک دعوتگر است، نه در مقام قاضی!
◾️{اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى * فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى} [طه: ۴۳ ، ۴۴]
◽️«به سوى فرعون برويد كه او به سركشى برخاسته است، و با او سخنى نرم گوييد، شايد كه پند پذيرد يا بترسد.»
خداوند متعال در آيه اولی به موسی (علیه السلام) و برادرش هارون (علیه السلام) امر میكند كه به نزد فرعون بروند؛ چراكه او طغيان و سركشی كرده است.
چند نکته تأملانگیز از آیه مذکور:
در اينجا خداوند متعال خود، فرعون را به طغيان توصيف میكند كه دلالت دارد بر اینکه بهحقیقت، فرعون مردی بسيار طغيانگر بوده كه خدا به اين شدت توصيفش نموده است.
🔽 اين طغيانِ فرعون به دلايلی بوده است که عبارتاند از:
1️⃣ ادعای خداییكردن؛ يعنی شرک در الوهيت.
▪️{فَقالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى} [نازعات: ٢٤]
▫️«گفت: پروردگار بزرگتر شما مَنَم!»
2️⃣ برتریجویی در زمين، بهطوری كه به دنبال آن از مسرفين شد.
▪️{إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفينَ} [يونس: ۸۳]
▫️«در حقيقت، فرعون در آن سرزمين برتریجوى و از اسرافكاران بود.»
◀️ فایده: «مسرفین» از ریشهی «سرف»: كسی كه در هر فعلی که انجام میدهد، از حد تجاوز کند. [۱]
3️⃣ برتریجویی در زمين كه به دنبال آن از مفسدين شد.
▪️{إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الْأَرْضِ ... إِنَّهُ كانَ مِنَ الْمُفْسِدين}[قصص: ٤]
▫️«فرعون در سرزمين [مصر] سر برافراشت ... كه وى از فسادكاران بود.»
4️⃣ منكرشدن خدای یکتا
▪️{قالَ فِرْعَوْنُ وَ ما رَبُّ الْعالَمينَ} [شعراء: ۲۳]
▫️«فرعون گفت: و پروردگار جهانيان چيست؟»
◀️ توجه: انكاركردن خدا توسط فرعون صرفاً از جهت جهل و نادانی نبود؛ بلكه از روی تكبر و خودبينی و خودبرتری بود، مگر نه اینکه خود فرعون قائل به خداییبودن خود بود، پس در اصل، اعتقاد فطری به خدا داشت؛ ليكن از روی تمسخر و تكبر، خدای واحد قهار را انكار میكرده است.
▪️{إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً عالينَ} [مؤمنون: ۴۶]
▫️«(موسی و برادرش را فرستادیم) به سوى فرعون و سران [قوم] او، ولى تكبر نمودند و مردمى گردنكش بودند.»
با وجود اين طغيانگری، خداوند متعال دو نفر از پيامبرانش - علیهم السلام - را به نزد فرعون میفرستد، ليكن با چه شيوهای؟ با شمشير؟! با خشونت؟! ... نه هرگز! بلكه با «قَوْلاً لَيِّناً»؛ یعنی: «سخنی نرم» ... اهل لغت در معنای لفظ «لين» ذکر کردند که اين کلمه «ضد خشونت» است. [٢]
🔸 چرا با «قول لين»؟ چون خداوند متعال به فرستادگانش، دو ابزار كاربردی اعطا كرده بود:
▪️{ثُمَّ أَرْسَلْنا مُوسى وَ أَخاهُ هارُونَ بِآياتِنا وَ سُلْطانٍ مُبينٍ} [مؤمنون: ۴۵]
▫️«سپس موسى و برادرش هارون را با آيات خود و حجتى آشكار فرستاديم.»
1️⃣ ابزار اول: «آياتِنا»؛ يعنی: معجزات.
2️⃣ ابزار دوم: «سُلْطانٍ مُبين»؛ يعنی: حجت و دليلی آشكار.
◀️ فايده: در مفردات راغب اصفهانی (رحمه الله) در معنی «سلطان» آمده است: حجت و دليل را «سلطان»، اسم نهادند؛ چون ناگهان بر دلها اصابت میكند. [۳]
باتوجه به اين آيه روشن است كه برای اصلاح و دعوت، میبايست اسلوبی نيكو داشت و از خشونت استفاده نكرد.
وقتی برای فرعون با اين همه سركشیاش، خداوند متعال پيامبرش - علیه السلام - را به نرمگویی در برابر فرعون دستور داده است، حال یک دعوتگر در مقابل برادر يا خواهر مسلمانش كه منكری از وی صادر شده است، چگونه بايد باشد؟!
خداوند متعال بعد از اينكه پيامبرش را به نرمگویی در مقابل فرعون دستور میدهد، تصريح نموده است كه فرعون شايد پند بگيرد يا بترسد.
▪️{لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى} [طه: ٤٤]
▫️«شايد كه پند پذيرد يا بترسد.»
بر اين اساس یک دعوتگر، فقط در مقام یک دعوتگر است، نه در مقام قاضی (كه حكم صادر كند)، لذا دعوتش را بيان كند، حال يا طرف مقابل متذكر میشود يا نه ... اين ديگر دست دعوتگر نيست و وی بر [قلب و درون] مردم تسلطی ندارد.
▪️{فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ * لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ} [غاشیه: ۲۱ ، ۲۲]
▫️«پس تذكّر ده كه تو تنها تذكّردهندهاى. بر آنان تسلّطى ندارى.»
📝نتیجه: برادران و خواهران گرامی! «یک دعوتگر، در مقام یک دعوتگر است، نه در مقام قاضی»، پس در مواجهه با مسلمین و حتی غیرمسلمین نباید با چشمی تنگ و دلی سخت برخورد داشته باشيم و حکمی ناصواب بدهیم. نه آن شخصِ خاطی از فرعون طاغیتر است و نه ما دارای معجزه هستیم. وظیفهی ما تذکر و امر به معروف و نهی از منکر است، نه قضاوتکردن!
📚پینوشتها:
[۱] المفردات فی غريب القرآن، راغب الاصفهانی، ص۴۰۷.
[۲] المفردات فی غريب القرآن، ص۷۵۲؛ لسان العرب، ابن منظور، ج۱۳، ص۳۹۴.
[۳] المفردات فی غريب القرآن، ص۴۲۰.
bit.ly/2KYhxdc
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
Post #3433
12.4K