#سلسلهی_دعوت_پیامبراکرم (صلی الله علیه وسلم) [بخش چهارم]
در بخشهای قبل، به بیان اهداف دعوت از سیره نبوی پرداخته شد و در این بخش، نیز در ارتباط با عکسالعمل مشرکین مکه در مواجهه با اسلام و گرویدن جوانان قریشی به پیامبراکرم (صلی الله علیه وسلم) مواردی را بازگو خواهیم کرد.
بزرگان و اشراف مشرک مکه شدیداً نسبت به تبلیغ و دعوت پیامبراکرم (صلی الله علیه وسلم) با توسل به زور و آزار واکنش نشان میدادند، بهطوری که هم از جهت روانی و هم جسمی و با زبان و رفتار خشونتآمیز با پیامبراکرم (صلی الله علیه وسلم) و تازه مسلمین برخورد میکردند. در اینجا به ذکر گوشههایی از این نوع برخوردها و واکنشها بسنده میکنیم.
🔹پیامبراکرم (صلی الله علیه وسلم) و مسلمانان را گمراه میدانستند!
◾️«وَ إِذا رَأَوْهُمْ قالُوا إِنَّ هؤُلاءِ لَضالُّون» [مطففین: ۳۲]
◽️«و هنگامی كه مؤمنان را ( در كوچه و بازار ) میديدند، میگفتند: اينان قطعاً گمراه و سرگشتهاند.»
🔸پیامبر (صلی الله علیه وسلم) را ساحر و کذاب خطاب میکردند!
◾️«وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْكافِرُونَ هذا ساحِرٌ كَذَّاب» [ص: ۴]
◽️«در شگفتند از اينكه بيمدهندهای از خودشان به سويشان آمده است، و كافران میگويند: اين، جادوگرِ بسيار دروغگوئی است.»
🔹پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) را مجنون و دیوانه میدانستند!
◾️«وَ قالُوا يا أَيُّهَا الَّذي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُون» [حجر: ۶]
◽️«و (تمسخركنان) میگويند: ای كسی كه (گمان میبری از آسمان) قرآن بر تو نازل گشته است، تو حتماً ديوانهای!»
◾️«وَ إِنْ يَكادُ الَّذينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُون» [قلم: ۵۱]
◽️«نزديک است كافران هنگامی كه آيات قرآن را میشنوند، تو را با چشمان (خيره و زلزده) خود به سر درآورند و هلاک سازند، و میگويند: او قطعاً ديوانه است.»
🔸مسخرهکردن و آشغالریختن بر پشت پیامبراکرم (صلی الله علیه و سلم) هنگام نمازخواندن
عبد الله بن مسعود (رضی الله عنه) میگوید:
«روزی، پیامبر (صلى الله عليه وسلم) كنار كعبه نماز میخواند. ابوجهل و چند نفر از یارانش آنجا نشسته بودند. يكی از آنان گفت: نیکوست اگر يكی از شما بچهدان شتر فلان قبيله را بياورد و هنگامی كه محمد به سجده میرود، آن را بر پشت او بگذارد. بدبختترين آنان رفت و آن بچهدان را آورد و منتظر ماند كه پیامبر (صلى الله عليه وسلم) به سجده برود. وقتی آنحضرت (صلى الله عليه وسلم) به سجده رفت، آن را ميان شانههای پیامبر (صلى الله عليه وسلم) گذاشت. - راوی (عبدالله بن مسعود) میگويد: - من كه شاهد آن صحنه بودم، نتوانستم كاری انجام دهم. اگر پشتيبانی میداشتم، دفاع میكردم. بعد از آن، همه قهقهه سر دادند و يكديگر را تنه میزدند. رسول الله (صلى الله عليه وسلم) كه در سجده بود، سر خود را از سجده بر نداشت تا اينكه فاطمه (رضی الله عنها) آمد و آن را از پشت آنحضرت (صلى الله عليه وسلم) برداشت و دور انداخت.» [۱]
🔹دشنامدادن و اذیتکردن پیامبر (صلی الله علیه و سلم)
امیه بن خلف، هرگاه رسول الله (صلی الله علیه و سلم) را میدید، بر ایشان بسیار عیب مینهاد و طعن میزد. آنگاه خداوند متعال در شأن او، آیات سوره (هُمزه/ ۱-۹) را نازل فرمود: «وای به حال هر كه عيبجو و طعنهزن باشد !... الخ» [۲]
ادامه ...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
Post #3381
8.76K