#سلسلهی_شناخت_مغالطهها (۱)
💢 مغالطههای منطقی (Logical Fallacies)
معنی واژهٔ مغالطه (غالَطَ، غِلَاطاً و مُغَالَطَةً [غلط] هُ): او را به غلط انداخت و اشتباهکاری و سفسطه میباشد و در اصطلاح، مغالطهٔ منطقی به معنی استدلال غلط است.
🔹 مقدمهای بر استدلال قیاسی (Deductive Reasoning)
🔘 استدلالهای منطقی انواع مختلفی دارد؛ مانند، استدلالِ قیاسی و استدلالِ تمثیلی و استدلالِ استقرایی؛ اما استدلال قیاسی برای ما مهم است، زیرا در اغلبِ بحثها از این نوع استدلال استفاده میشود و در این نوع استدلال از مفاهیم و موضوعات کلی به جزئی میرسند. این استدلال مبتنی بر استخراج نتیجه از طریق معرفیِ مقدمهٔ اول و مقدمهٔ دوم است که یا اثبات شدهاند و یا از مسلمات و امور حتمی هستند. بهعبارتِدیگر، استدلال منطقیِ قیاسی، یعنی، خروج از مقدمههای منطقی با نتیجهٔ قطعی واحد که خالی از احتمال باشد.
📎مثال اول:
▪️مقدمهٔ اول: تمام فلزات با حرارت، گسترش مییابند.
▪️مقدمهٔ دوم: آهن یک فلز است.
▪️نتیجه: پس آهن به وسیلهٔ حرارت گسترش مییابد.
📎 مثال دوم:
▪️مقدمهٔ اول: اگر باران ببارد، آسمان ابری است.
▪️مقدمهٔ دوم: باران میبارد.
▪️نتیجه: پس آسمان، ابری است.
◽️ نمونهای از اثبات وجود خالق با استدلال قیاسی:
⏺ اولاً:
▪️مقدمهٔ اول: هر چیزی که دارای وجودی مطلق باشد، پس آن از نیستی بهوجود آمده است.
▪️مقدمهٔ دوم: جهان هستی دارای وجودی مطلق است (این یک حقیقت علمی است).
▪️نتیجهٔ اول: جهان هستی از عدم و نیستی بهوجود آمده است.
⏺ ثانیاً:
▪️مقدمهٔ اول: فاعلی قبل از انجام فعل، باید وجود داشته باشد.
▪️مقدمهٔ دوم: جهان قبل از وجود و بودن، وجود نداشت.
▪️نتیجهٔ دوم: جهان، خودش را بهوجود نیاورده است.
⏺ ثالثاً:
▪️مقدمهٔ اول: هر فعلی نیاز به فاعلی دارد (این یک حقیقت علمی است).
▪️مقدمهٔ دوم: جهان هستی از نیستی بهوجود آمده است.
▪️نتیجهٔ سوم: پس، جهانِ هستی باید فاعلی داشته باشد.
☑️ این سه نتیجه، اجتنابناپذیر و منطقی و اثباتشده و اجباری هستند و جایگزین و بدلی برای آنها وجود ندارد؛ یعنی، جای هیچگونه طعن و اشکالی ندارد و نمیتوان از این نتایج دور شد و آنها را رد کرد.
ما این نتایج را به عنوان معرفی نتیجهٔ نهایی در نظر خواهیم گرفت:
◾️مقدمهٔ اول: جهان، وجودی از نیستی هست.
◾️مقدمهٔ دوم: جهان خودش را بهوجود نیاورده است.
◾️مقدمهٔ سوم: باید یک فاعل قبلی برای وجود جهان باشد.
◾️نتیجهٔ چهارم: باید خالقی برای جهان وجود داشته باشد.
از نظر منطقی، اگر به نتیجهای اثباتشده و غیرقابلِانکاری برسیم، باید به آن احترام بگذاریم؛ زیرا که اگر استدلال ما صحیح باشد، هرگز به نتیجهٔ متناقض و متباین با آن، دست نمییابیم.
❓سؤالی که گاهی مطرح میشود، این است که «آیا خالق، پدیدآورندهای دارد؟»
این سوال به دلایل زیر اشتباه است:
🔺قبول این سؤال، ما را به آنچه به دَور یا «استدلال مدور» (circular reasoning) خوانده میشود، میرساند و این یکی از اشتباهات منطقی است که دربارهٔ آن خواهیم خواند، جایی که نتیجه، مقدمهای برای خودش است.
🔺پذیرش این سؤال با نتیجهگیری ما که با شواهد منطقی به آن رسیدیم، در تضاد است و نقض نتیجهٔ اثباتشده، امکانپذیر نیست.
🔺همان طور که ثابت شد، با توجه مفهوم عدم و وجود، تقسیم به خالق و مخلوق ، امری حتمی و ضروری است و همپوشانی آنها - اینکه مخلوق، خالق خودش باشد - خطایی منطقی است؛ از آنجا که برای استدلالِ منطقی لازم است واژگان از نظر دلالت، با هم تداخل نداشته باشند و همپوشانی نشوند؛ پس خلط در دلالت دو مفهومِ خالق و مخلوق، باعث خلل میشود. در نتیجه، استدلالِ منطقی، معیوب میشود.
❓پس مشکل چیست؟
چگونه خالقی وجود دارد، درحالیکه پدید آورندهای برای آن نیست؟
✅ پاسخ این است که این خالق باید ازلی باشد - و آغازی نداشته باشد - تا «قواعدِ» منطق استوار و پابرجا باشد و آن «خالق» مانند مخلوق، «جهان»، نیست که بتوانیم آن را با شواهد علمی، همانندِ قانون دوم ترمودینامیک و مهبانگ و...، اثبات کنیم، در نتیجه، یک خالق ابدی در جهان وجود دارد.
در نوشتارهای بعدی - إن شاء الله - به انواع #مغالطه خواهیم پرداخت.
🖋 نویسنده: «هدایة الملحدین»
📝 ترجمهی تمام قسمتهای این سلسله: «سامان خانی»
📲 تحقیق و نشر: «رد شبهات ملحدین»
bit.ly/3fBM3TR
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
Post #3273
8.72K