💢 فتنهی کافران...
در قرآن کریم میخوانیم:
▫️ {رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا} [الممتحنة: ۵]
▪️ «پروردگارا! ما را فتنهی کافران قرار مده!»
چگونه ممکن است که مسلمانان، فتنهی کافران قرار گیرند؟ قتاده (امامِ تابعی و مفسر) در معنای آیه فرموده است: «آنان را بر ما چیره مساز، زیرا اینگونه به فتنه میافتند و گمان میکنند که چیرگیشان از این بوده که حق هستند.» [۱] و درنتیجه، «به کفر و طغیان خود میافزایند!» [۲]
🔺 ممکن است برخی از مسلمانان به سبب دوستداشتن دین و احساس مسئولیت در قبال آن، صفحهای در فضای مجازی ایجاد کنند و با غیر مسلمانان به بحثوجدال بپردازند. جای تردیدی ندارد که چنین قصدی، نیکو و پسندیده است، اما هر مسیری توشهای میطلبد و توشهی راه دعوت و مواجههی با دینستیزان، «علم» و «ایمان» میباشد.
الله متعال فرموده است:
▫️ {قل هذه سبيلي أدعو إلى الله على بصيرة أنا ومن اتبعني} [یوسف: ۱۰۸]،
▪️ «بگو: این راه من است، من با آگاهی و بینش به سوی خدا میخوانم و پیروانم نیز چنیناند.»
⬅️پس لازم است که دعوتگران بصیرت و آگاهی داشته باشند.
امام مالک بن انس در نامهای به یکی از علمای قیروان - و نه عوام آن دیار - نوشته است: «نباید کسی برای آنها [یعنی بدعتگذاران] پاسخی بنویسد، مگر اینکه نسبت به آنچه میگوید، ضابط و دانا باشد.» [۳] و یکی دیگر از بزرگان اسلام گفته است: «هرکس با ملحدان و بدعتگذاران به گونهای مناظره نکند که ریشهکن شوند، حق اسلام را ادا نکرده است.» [۴]
در تاریخ میخوانیم که علی (رضی الله عنه)، عبدالله بن عباس (رضی اللّه عنهما)، یکی از علمای صحابه، را برای مناظرهکردن با خوارج فرستاد و نتیجهی این دعوت آگاهانه، توبه و بازگشت دوهزار نفر از آنها به حقیقت و دین خداوند بود. [۵]
🔺 جدالی که از علم و بصیرت به دور باشد، چه مفاسدی دارد؟
اولاً. به دلیل نداشتن علمِ لازم نسبت به حق و باطل، تصویر ضعیفی از اسلام ارائه میشود و چنین القا میشود که اسلام نه دین خداوند، بلکه باوری مانند سایر باورهاست و از دلایل کافی برخوردار نیست!
ثانیاً. برای غیر مسلمانان موجب فتنه میشود؛ ممکن است که فردی تنها شبهاتی دربارهی اسلام داشته باشد، اما با دریافت پاسخهای ضعیف و دفاعهای سست، بهجای متهمکردن آن دعوتگرانِ ناآگاه و مراجعه به آگاهان و متخصصان، خیال ضعفِ اسلام را در سر میپروراند و چهبسا، اسلام را دینی ببیند که هر فرد جاهل و کماطلاعی از اقشار مختلف جامعه توان به چالش کشیدنش را دارد!
ثالثاً. ممکن است که خود نیز به سبب نداشتنِ علم و یقین، به گمراهی کشیده شود! نقل شده است که جهم بن صفوان [۶] با طائفهای به نام سمنیه مناظره کرد و شکست خورد و ایمانش را از دست داد، پس از آن عقایدی بدعی را پایهگذاری کرد تا با شبهات آنها مطابق باشد و اینگونه بود که گمراه شد و مردمان بسیاری را گمراه نمود. [۷]
همچنین گرفتارشدن محمد بن سائب به ارجاء قصهای شبیه به این دارد [۸] و میگویند: «عمران بن حطان با زنی خارجی ازدواج کرد و گفت که او را از اعتقاداتش باز میگردانم، اما به اعتقادات زنش کشیده شد!» [۹]
چهبسا، فردی که امروز به حجیت سنت ایمان ندارد، زمانی با شبههپردازان به مناظره نشسته و چون صحیح و سقیم احادیث را نشناخته و قادر به فهم معنای درستشان نبوده، راهی جز اینکه سنت را از اساس منکر شود، نیافته و به این صورت ایمان خود را باخته است!
برای همین امام عمر بن عبدالعزیز فرموده است: «هرکس دینش را آماج خصومتها و مجادلات قرار دهد، بسیار [در بین باورهای مختلف] جابهجا خواهد شد!» [۱۰]، زیرا به جای آنکه حجتِ حق را دریابد و از آن پیروی کند، بدون آگاهی و یقین درگیر شبهات میشود و با شبههی هر گروهی، از جای خود کنده میشود و در مکتب آنها خواهد افتاد!
والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
تهیهشده در: «رد شبهات ملحدین»
📚پینوشتها:
[۱] تفسير الطبري (۳۱۰ هــ)، مؤسسة الرسالة، ج۲۳، ص۳۲۰.
[۲] تفسير السعدي (۱۳۷۶ هــ)، مؤسسة الرسالة، ص۸۵۴.
[۳] الاعتصام للشاطبي (۷۹۰ هــ)، دار ابن الجوزي، ج۱، ص۳۹.
[۴] درء تعارض العقل والنقل (۷۲۸ هــ)، جامعة محمد بن سعود الإسلامية، ج۱، ص۳۵۷.
[۵] خصائص علي (۳۰۳ هــ)، مکتبة المعلا، ص۲۰۰.
[۶] جهم بن صفوان سمرقندی (۱۲۸ هــ)، جهمیه به او منسوب هستند و از جملهی باورهایش میتوان به انکار صفات، فانیدانستن بهشت و جهنم و همچنین جبر اشاره کرد.
[۷] الإبانة الكبرى (۳۸۷ هــ)، دار الراية، ج۶، ص۸۶.
[۸] همان، ج۲، ص۴۶۲.
[۹] سير أعلام النبلاء (۷۴۸ هــ)، مؤسسة الرسالة، ج۴، ص۲۱۴.
[۱۰] سنن الدارمي (۲۵۵ هــ)، دار المغني، ج۱، ص۳۴۲.
bit.ly/3iA0aLf
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
Post #3195
17.6K