#تمدن_اسلامی
⏺ روزگاری که مسلمانان، معیار و ملاک تمدن بودند...
بر اهل تحقیق پوشیده نیست که تمدن اسلامی در علوم متعدد، دانشمندان بزرگی را به جهان معرفی کرد و بسیاری از اکتشافات و اختراعات در علوم، توسط همین دانشمندان برای اولین بار مطرح شد و پیشرفت فراوانی در این زمینه و در راستای خدمترسانی به بشریت ارائه گردید.
در تمدن اسلامی با این وسعت، جا برای پیشرفت دانشمندانِ غیرمسلمان نیز وجود داشت و علمای یهود و مسیحی و مجوسی و... در کنار دانشمندان مسلمان به فعالیتهای علمی و پژوهشی مشغول شدند تا آنها نیز در این هدف والا سهیم باشند.
البته سخن یاوهگویان در این مورد که چرا مسلمانان این دانشمندان غیرِمسلمان را به تمدن اسلام ارتباط دادهاند، مردود است؛ زیرا غالببودن جامعهٔ اسلامی بستر این پیشرفت و علمآموزی را به وجود آورد. از این رو، یافتهها و نوآوریهای دانشمندان غیرمسلمان به سبب مهیاشدن شرایط فعالیت آنها در تمدن اسلامی بوده است، وگرنه در اروپای قرون وسطی با حاکمیت کلیسا هرگز شرایط برای دانشپژوهان و دانشجویان غیرمسلمان فراهم نبوده است، بلکه به شدت با آن نیز مخالفت میکردند، از این رو، استعداد این دانشمندان نیز به تباهی میرفت. حال آنکه در سرزمین اسلام و با وجود شرایط مطلوب، این استعدادها شکوفا شد.
⁉️ اکنون معترضینی بر مسلمانان خرده میگیرند که چرا در کشورهای مسلمان پیشرفتهای علمی وجود ندارد و یا اگر هم پیشرفتی باشد، بسیار اندک است، اما در اروپا و غرب و یا کشورهای شرقی مانند ژاپن و چین و...، این همه دانشمند وجود دارند که نقشی برجسته در نوآوریها و یافتههای علمی دارند.
✅ ما نیز در پاسخ خواهیم گفت: «علت پیشرفت در آن سرزمینها به سبب فراهمشدن بستر و شرایط لازم است وگرنه عمدهٔ دانشمندانِ آنها، همان دانشمندان مهاجر از همین کشورهای جهان سوم میباشند که این خود نیز دلایلی دارد - جنگ و هجوم و استعمار و... - که پرداختن به آنها در این مقال نمیگنجد.
آنچه در این مجال، بر آن تأکید میشود، شالودهای است که زمینهٔ پیشرفت مستعدان را در عرصههای مختلف فراهم میآورد.
جرج سارتُن در کتابش، مینویسد:
«سدهٔ نهم میلادی، اساساً سدهٔ اسلامی بود. اطمينان دارم كه در كشورهای ديگر، كار فكری كاهش نيافت، ولی فعاليت علمای مسلمان بینهايت والاتر بود. آنان در آن روزگار معيار و ملاک تمدن بودند. فعاليت آنان تقريباً در هر زمينهای برتر بود. در نيمهٔ اول این قرن، مردان ممتازِ علم - از جمله كندی، بنوموسی، خوارزمی و فرغانی - همگی مسلمان بودند. درست است كه ابن ماسويه مسيحی بود، ولی به عربی مینوشت.» [۱]
همو در جایی دیگر در مورد نیمهٔ دوم سدهٔ نهم میلادی از تمدن اسلامی میگوید: «به استثنای شاه آلفرد، همهٔ رهبران علم، مسلمان بودند، يا دستكم با مسلمانان و برای آنان كار میكردند و به زبان عربی مینوشتند.» [۲]
📚 پینوشتها:
[۱] جرج سارتن، «مقدمهای بر تاریخ علم»، ترجمهٔ غلامحسین صدریافشار، تهران: انتشارات علمیوفرهنگی، چاپ دوم، ۱۳۸۳، ج۱، ص۵۳۳.
[۲] همان، ص۵۷۱.
bit.ly/3gHUtJI
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
Post #3158
11.4K