سؤال نیست، بلکه نابسامانی اندیشه است!
بسیاری از سوالات و شبهات، برخاسته از نابسامانی اندیشه هستند؛ همانطور که میدانید میپرسند:
- چرا فلان حکم در اسلام، چنین و چنان است؟
- چرا این حکم، غیرانسانی است؟
- چرا آن حکم با حقوق زن مخالف است؟
و این امر را نردبانی برای توجیه کفر یا اعتراض بر حکم قرار میدهند!
اگر دقت کنید، درمییابید که شخص، اسلام را برحسب تصوری که در سر دارد قضاوت میکند، این تصور نیز یک دین است اما دینی غیررسمی!
این تصور در بسیاری از اوقات، تصوری تخیلی است که تحقق آن در عالم واقع غیرممکن میباشد، زیرا مبتنی بر افسانههایی چون آزادی مطلق، برابری مطلق و تصور بهشتی زمینی است که چنانچه تحقق یابد، زمین را فرا خواهد گرفت!
(خطرناکترین مردم، کسانی هستند که رویای یک بهشت زمینی را در سر میپرورانند، زیرا خواستار امری غیرممکن هستند اما به غیرممکن بودن آن باور ندارند و همیشه در رویای آن میباشند و تمام کارهای ناپسند و حرام را در راه رسیدن به آن حلال میشمارند و در نهایت خواستهشان هم محقق نخواهد شد و آنها هم هرگز راضی نخواهند شد).
ولی سؤال حقیقی این است که آیا دین نزد شما به این دلیل پذیرفته شده است که با آن تصورات موافق میباشد؟ یا درستی دین نزد دینداران بخاطر دلایلی مستقل از این بحثها ثابت میشود؟ پس اگر درستی دین با دلایلی بیطرفانه ثابت شد، این اعتراض به دین جایز نمیباشد که برخی از موضوعات فرعی دین با تخیلات و آرزوهایِ بشریِ افرادی که شتابزده در پی بهشت زمینی هستند مخالف باشد، زیرا علم الله متعال فراتر از علم بشر است!
توضیح بیشترِ آن، چنین است: هیچ مسلمان عاقلی ادعا نکرده که دینش به این دلیل درست است که پیروانش را به رفاه همیشگی در این دنیا وعده میدهد، یا اینکه دینش به این خاطر درست است که برابری مطلق بین جنس مذکر و مؤنث را محقق میسازد، یا اینکه دینش بدان سبب درست است که به جنگها در دنیا پایان خواهد داد (این مسئله جز به هنگام پایانیافتن شر در دنیا صورت نخواهد پذیرفت که همین غیر ممکن است!).
بلکه هر مسلمان عاقلی یقین دارد که سرای دنیا، سرای آزمایش است و فتنهها و آزمایشهای بزرگ و زیادی در آن وجود خواهد داشت، و بهشت تنها بهشت اخرویست، و دلایل درستی دین، والاتر و بزرگتر از معیارهایی است که پیشتر بیان شد؛ بلکه فطرت دینداری در مردم، قویتر از تمام تخیلات انسانگرایانهی آنهاست که انسان را خدا پنداشته و در جای او مینشانند!
به همین دلیل هرگاه کسی بر یکی از فروع دین در قالب سؤال اعتراض میکند، به او یادآوری کنید که دین نیرویش را از موافقت با این تخیلات افسارگسیختهای نمیگیرد که مبتنی بر احساسات افرادیست که علم اندکی دارند و حتی هر عاقلی میداند که از نشانههای ربانی بودن دین اینست که به دنبال خیالاتی راه نمیافتد که بر هر چیزی اعتراض میکند و نمیتواند چیزی را محقق سازد.
به همین دلیل، بسیاری از این خیالپردازان، در راستای بزرگداشت الگوی اروپایی تلاش میکنند، زیرا با هواهای نفسانی آنها منطبق و موافق است، اما اگر حقیقت اروپاییان برایشان آشکار گردد به تنگ میآیند زیرا در ژرفای درون خود میدانند که چیزی جز خیال و وهم نیست، و اگر درستی آنها را در دنیا فرض کنیم، دین مبتنی بر اینست که دنیا، سرای عبور است و تمایل شدید به آن و غفلت از پروردگار جهانیان و در نتیجه، غفلت از آخرت، حال و وضع ناگواری است که غافلان را به قهقرا میکشد، زیرا آنان بر دین تحمیل میکنند که شهوتها و هواهای نفسانیشان را که مبتنی بر به حاشیه راندن دین و تمایل کامل به دنیا است دنبال کنند.
الله متعال میفرماید:
▪️فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَاءَهُمْ ۚ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِّنَ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
▫️پس اگر پاسخ تو را ندادند بدان که فقط از تمایل و هوای نفسانی خود پیروی میکنند و گمراهتر از کسی که بدون هدایتی از سوی خدا از هوی و تمایلات نفسانی خود پیروی کند، کیست؟ مسلماً خدا مردم ستمکار را هدایت نمیکند.
ادامه...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
Post #2772
16.3K
- ❤ 4