شبههپردازان، صیانت قرآن را اثبات میکنند!
بر دعوتگران و افراد مشغول به رد شبهات اسلامستیزان لازم است که به اصول استدلال و مناظره آگاهی کافی داشته باشند تا بتوانند ادعاهای مخالفین را بر علیه خودشان استفاده کنند، زیرا اگرچه کسی از سخن ما بگریزد، نمیتواند از سخن خود شانه خالی کند و این کار در مناظره و غیر آن به منزلهی شکست است.
«کسی که اعتقاداتش بر اصول محکمی بنا نشده باشد، گرفتار تناقضات و مشکلات خواهد شد» [1] و «بعضی از ناشرین شبهات در ابواب مختلف، به دلایلی استدلال میکنند که معتبر نمیدانند، اما با کمال تعجب میبینیم که در ابواب دیگری برای طعن در اسلام به آن ادله اعتبار میبخشند» [2] و این موضوع نوشتهای است که در حال خواندنش هستید.
میگوید: قرآن تحریف شده است!
میپرسیم: قرآن چیست؟
میگوید: قرآن کتابی است که پیامبر شما ادعا میکرده از سوی خدا بر او نازل شده است.
ما هم میگوییم: چگونه اصل قرآن را ثابت میدانی و معتقدی که برای آن زمان بوده است؟ غیر از این نیست که این را به تواتر دریافتهای زیرا از قرن اول تا کنون، در هر نسل افراد بسیاری حافظ قرآن بودهاند و آن را به ما رساندهاند، پس وقتی بعضی از قرآن را با تواتر ثابت کردی، تو را الزام میکنیم که تمام آن را ثابت کنی، زیرا تمام سورههای قرآن در ذات تواتر شریک است!
یا آنکه میگویند: قرآن تحریف شده است، زیرا در آن آمده {والشجرة الملعونة في القرآن} [الإسراء: 60] درحالیکه شجرهی ملعونه در قرآن ذکر نشده است، پس باید از آن حذف شده باشد!
میگوییم: شجرهی ملعونه بر اساس دلیل صحیح و صریح، درخت زَقُّوم است [3] که اتفاقاً در قرآن کریم ذکر شده است [4]، اما همین آیهی شصتم سورهی اسراء را چگونه ثابت دانستید و اعتقاد به تحریفش نداشتید؟ پاسخ این است که تواتر آن علم به صدور آن را حاصل کرده است و از طریق آن تمام قرآن قابل اثبات است، اگرچه عقلاً و شرعاً مانعی برای نسخ تلاوت وجود ندارد و حتی اگر ذکر درخت زقوم در قرآن نیامده بود لزوماً اثباتکنندهی پندار تحریف نبود!
یا اینکه میگویند: قرآن تحریف شده است!
میپرسیم: دلیل شما برای این سخن چیست؟!
میگویند: فلان صحابی، سخنی گفته که با صیانت قرآن منافات دارد!
میگوییم: چگونه دانستید که آن صحابی چنین سخنی گفته، و چگونه نسبت سخن به آن صحابی را اثبات کردید و احتمال تحریف در آن را وارد ندانستید؟ وقتی خبر آحاد را میپذیرید، پس چطور خبر متواتر که نقل آیات توسط دیگر اصحاب بوده را نپذیرفتهاید؟ پس به طریق اولی صیانت قرآن اثبات میشود و در تواتر شرط نیست که خبر آحاد با آن مخالفت نداشته باشد (به فرض اینکه دلالت اخبار مورد استشهاد شبههپردازان بر تحریف قرآن را بپذیریم و تفسیر درستی برای آنها ارائه ندهیم)، پس خبر آحاد که نزد اکثریت اهل نظر مفید ظن است را برای خبر متواتر که به اتفاق افادهی علم میکند، ترک میکنیم!
اگر کسی بگوید: ما از باب الزام به آن روایات استدلال میکنیم!
گفته میشود: الزام در اینجا بیمعناست، زیرا اگر آن اخبار دال بر افسانهی تحریف قرآن نباشند که مقصود شما را حاصل نمیکنند و اگر دال بر آن باشند، در مقابل دلایل قطعی ترجیح داده نمیشوند؛ زیرا صدور قرآن قطعی است و یقین با ظن و شک و وهم از بین نمیرود!
بنابراین شبههپردازان از جایی که نمیدانند، به اثبات صیانت قرآن میپردازند، و به هر دلیلی که برای اثبات خیال تحریف قرآن کریم چنگ زنند، جنسِ آن دلیل به باطلبودن اعتراضشان حکم میکند و بهکارگیری یک قیاس اولویت کفایت میکند تا از طریق سخن خودشان به نفی پندار باطل تحریف بپردازیم و آن زمان است که دیگر راهی پیش روی خود نمیبینند!
والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
تهیهشده در: «رد شبهات ملحدین»
پینوشتها:
[1] سابغات، أحمد السيد، مركز التكوين، ص 62.
[2] أصول الخطأ في الشبهات المثارة ضد الإسلام ثوابته، أحمد السيد، مركز الدلائل، ص 24.
[3] صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل البخاري، دار طوق النجاة، ج 5، ص 54.
[4] بنگرید به: الصافات آیهی 62، الدخان آیهی 43 و الواقعه آیهی 52.
https://bit.ly/36PvYFT
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
Post #2479
14.4K