اگر اسلام دین خداست، چرا شبهات بسیاری پیرامون آن وجود دارد؟
https://bit.ly/2CP1IOt
پاسخ: ملاک درستبودن یک مسئله آن نیست که دربارهی آن هیچ شبههای وجود نداشته باشد و اگر چنین بود امکان تصدیق هیچ مطلبی وجود نداشت، زیرا شبهات پایانی نداشته و انسان به مجهولات احاطه ندارد. در امور حسی و بدیهیات هم شبهاتی مطرح میشود، مانند اینکه گروهی در زمان ما منکر کرویت زمین هستند، یا اینکه بعضی یک را مساوی دو قرار میدهند و میخواهند این را از طریق ریاضی به اثبات برسانند، اما این شبهات نه تنها موجب خدشهدارشدن قضایای مورد ذکر نشدهاند، بلکه ذرهای از بدیهیبودنشان هم نکاستهاند! از اینها گذشته، خداناباوران را میبینیم که به فرگشت ایمان عمیقی دارند و حتی اگر در وجود خود شک کنند، شک در آن را نمیپذیرند، با اینکه اعتراضات واردشده به آن بسیار است!
شبهات را به اعتبار چگونگی ورودشان میتوان به دو بخش تقسیم کرد:
1) مواردی که بدون قصد قبلی به ذهن انسان خطور کرده و غالب این شبهات در امور عقلی و حسی وارد میشوند.
2) مواردی که با قصد و نیت گمراهکردن مردم مطرح میشوند.
مثال نوع اول، آن سؤال مشهور است که «چه کسی خدا را آفریده است؟»، با اینکه چنین سؤالی نوعی سفسطه به شمار میرود، زیرا تجویز چنین تسلسلی راه را برای عدم وجود هستی باز میکند که ضرورتاً باطل است! همچنین «گاهی فطرت انسان فاسد و مریض میگردد، به نحوی که حق را باطل میبیند، همانطور که با بیماری جسم، شیرین را تلخ یافته و یک را دو میبیند» [1]، پس سبب ورود این نوع از شبهات، نداشتن ذهن ناقد و اصول محکم و یا فاسدشدن فطرت است تا اینکه حتی امور اخلاقی را خلاف اخلاق و چیزهای موافقِ عقل را نامعقول به حساب بیاورد. نوع دیگر شبهات، ابزارِ دستِ دشمنانِ دعوت پیامبران است که از روی تعمد بر علیه حق و راستی به طرح شبهات میپردازند و با ساختن دلیلی نامعتبر یا تفسیر نادرستی از نصوص، چهرهی حق را بر خلاف آنچه که هست نشان میدهند. [2]
حال که فهمیدیم ورود شبهات به یک مقوله حتی با بدیهیبودن آن منافاتی ندارد، شاید بپرسیم که چرا خداوند با ارادهی تکوینی خود از بهوجودآمدن شبهات جلوگیری نکرده است؟
اولاً. وقتی خداوند شهوات را از طریق ارادهی تکوینی خود منع نکرده، مانعی نیست که راه شبهات هم باز باشد، زیرا وجود شرور اخلاقی و طبیعی از لوازم دنیای مادی و انسان مخیرشدهی میان خیر و شر است.
ثانیاً. وجود شبهات موجب ابتلا و آزمایش مردم است؛ جویندگان حقیقت در برابر دلیل فطرت، عقل و نقل تسلیم شده و راه راستی را در پیش میگیرند، اما معاندین و حقستیزان شبهات را بر براهین ترجیح داده و این چنین گمراه میشوند، همانطور که آیات متشابه باعث گمراهی اهل باطل میشود، اما اهل حق متشابهات را به محکمات ارجاع داده و در نتیجه گمراه نمیگردند.
ثالثاً. «از بزرگترین علتهای انتشار ایمان و دین و بیان حقیقت اخبار پیامبران، این است که مخالفینی از اهل بهتان بیابد» [3]، پس وجود این شبهات مقدمهای برای غلبهی اسلام بر آنهاست؛ یکی از برادران نام نویسندهی کتابی که در نقد اسلام نوشته شده بود را ذکر کرده و میگفت «او مرا مسلمان کرد»، منظورش این بود که عدم امانت نویسنده در نقل اعتقادات و نصوص اسلامی و ضعف ادلهاش، قوت اسلام را به من نشان داد و مقدمهای شد تا اسلام حقیقی را شناخته و خود از پیروانش گردم!
در نتیجه برای جوان مسلمان کافیست که اصول اسلام را آموخته و ذهنی ناقد داشته باشد تا اگر زمانی شبهاتی بر او وارد شد، آنها را در میزان آن اصول قرار دهد و اگر توان حل شبههای را نداشت، از اهل علم و تحقیق بپرسد. اسلام حق است و زیادبودن شبهات پیرامون اسلام، از بیانصافی مخالفان و تلاشهای شبانهروزی دشمنانی است که امکانات خود را برای گمراهکردن مردم جمع کردهاند، نه آنکه اسلام جای ایراد داشته باشد، زیرا میتوان در بدیهیات و ضروریات هم به طرح شبهه پرداخت، اما شبهه مانند غباری است که روی آینه را میپوشاند و به آسانی پاک میشود و چیزی از درستی حق نمیکاهد!
خداوند فرموده است: {يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ} [سورة الصف: 8]، یعنی: «میخواهند نور (آئین) خدا را با دهانهایشان خاموش گردانند، اما الله نور خود را کامل میگرداند، هرچند که کافران دوست نداشته باشند».
والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
تهیهشده در: «رد شبهات ملحدین»
پینوشتها:
[1] درء تعارض العقل والنقل، جامعة محمد بن سعود الإسلامیة، ج 3، ص 306
[2] برای مطالعهی بیشتر میتوانید به کتاب کواشف زیوف اثر شیخ عبدالرحمن حبنکه میدانی، صفحهی 123 به بعد، یا این مقاله مراجعه کنید.
[3] الجواب الصحیح لمن بدل دین المسیح، دار العاصمة، ج 1، ص 85
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
Post #2446
16.4K