سموئل بن یحیی مغربی، دانشمند یهودی که مسلمان شد!
مشارکتی که هدایتیافتگان در قضایای معرفتی دارند، با فهم عمیق نسبت به دین پیش از اسلامشان و نیز اتقان لغات کتاب مقدس و منهج نقدی خاص، رنگ متفاوتی به خود گرفته است. محمد شرقاوی میگوید: «میتوان گفت که اینان میدان مقارنه و جدل را توسعه داده و روش محکم را بنیان نهادند و به محققان و متکلمین منبع علمی باارزشی را تقدیم کردند... در اینکه هدایت و نور را به تمام مردم، خصوصاً پیروان دین پیشین خود برسانند، بسیار تلاش میکردهاند و جدال و محاجهکردن آنان برای هوای غلبه یا شهوتِ پیروزی بر خصم نبوده، بلکه خواستار شناساندن حق از باطل برای مخاطبین و دعوت آنان به ترک باطل و پیروی از حق بوده است و اجر خود را تنها از خدا میخواستهاند.»
یکی از این هدایتیافتگان، سموئل پسر یحیای مغربی (متوفی 570 هجری، 1174 میلادی) است که مطالعهی در سیرهاش، روشنگر تخصص و توانایی او در علوم مختلف میباشد. خود میگوید: «پدرم مرا جهت آموختن حساب هندی و صور فلکی و استخراج تقویم نزد ابوالحسن بن دسکری، و برای خواندن طب نزد فیلسوف ابوبرکات هبةالله بن علی فرستاد... سپس محاسبهی دیوانی و نقشهبرداری را نزد شیخ ابومظفر شهرزوری خواندم.»
اما این تلاشها در حد خواندن و مطلعشدن متوقف نشد، بلکه به مرحلهی نقادی رسید، میگوید: «عشق و علاقهای به این علوم داشتم که وقتی در فکرشان فرو میرفتم، از خوردن و نوشیدن هم غافل میشدم! مدتی با خود در خانه خلوت کردم و به حل و شرح تمام آن کتب پرداختم؛ خطاهای نویسندگان و اشتباهاتشان را رد کردم و بر آنچه که آنها در تحقیقاش مانده بودند، عزم کردم، و به ترتیب اشکال کتاب اقلیدس نقد وارد کردم، و دیدم که با تغییر نظام اشکال او از بعضی از آنها بینیاز میشوم و شدم!»
اکنون جلوی دانشمندی ایستادهایم که در علومی چون پزشکی، ریاضیات، هندسه و غیره بسیار خبره و متخصص است و نه تنها این علوم را به خوبی آموخته، در دین خود نیز دانش فراوانی کسب کرده است؛ گوید: «پدرم مرا به عبرینوشتن و سپس شناختن تورات و تفاسیرش سپرد، تا جایی که در سیزدهسالگی علومشان را به خوبی آموختم!»
پدرش «یهودا بن آبون» نام داشته، از داناترین مردم آن زمان به تورات و اهل فاس؛ عربها او را به «ابوالبقاء یحیی بن عباس مغربی» میشناختهاند، و مادرش «اصالتاً اهل بصره بوده و یکی از سه دختر اسحاق بن ابراهیم بصری لیوی بوده که نسبت به تورات و عبرینویسی دانا بودهاند.»
سموئل بن یحیی میگوید: «معجزهی قرآن را دیدم که فصاحت بشری تاب معارضه با آن را ندارد، و به درستی آن پیبردم! خواندن کتاب برذویه طبیب از کتاب کلیله و دمنه مرا تشویق کرد تا به تحقیق در اختلافات دینی و مذهبی مردم بپردازم، خصوصاً با توجه به سابقهام در علوم ریاضی و هندسه و براهین آن، دانستم که عقل را باید در کلیات امور جهان خود حاکم کنیم؛ پس از آن جهت که عقل ما را به پیروی از پیامبران و رسولان، و تصدیق مشایخ و سلف فراخوانده و راهنمایی میکند، آنان را در سایر آنچه به ما رساندهاند نیز تصدیق میکنیم.»
وقتی مسلمان شد، کتابی به نام «بذل المجهود في إفحام الیهود» نوشت که منذر الحایک آن را تحقیق کرده است و شاید این تحقیق از تحقیقهای سابق کتاب بهتر باشد. او در این کتاب اسباب هدایتاش را با وسع و جهدی که داشته، به همراه اشتباهات دین پیشین خود، بیان کرده، و به ادلهی عقلی و نقلی متعددی روی آورده تا تحریف تورات را با استناد به متن تورات به زبان اصلی اثبات کند. او موضوعات مختلفی چون «نسخ»، «سخنان یهودیان پیرامون مسیح و محمد (صلی الله علیه وسلم)»، «نشانههای دال بر نبوت پیامبر (صلی الله علیه وسلم)» و نیز «افحام یهود و نصاری با حجتهای عقلی و الزامکردنشان به اسلام» را در کتاباش آورده است.
از جمله نتایجی که سموئل (خداوند رحمتاش کند) در پی تحقیق خود آورده، آن است که «توراتی که در دست یهودیان است، نه کتاب خدا، بلکه کتاب عزرا است» و آنکه «کسی که این فصلهایی که یهودیان در دست دارند را جمع کرده، مردی بوده که نسبت به صفات خداوند، نادان بوده، و برای همین آنچه سزاوار خداوند نیست (مانند پشیمانی) را به او نسبت داده است!»
نویسنده: عبد الرحمن توری
ترجمه با اندکی اختصار: «رد شبهات ملحدین»
https://bit.ly/2OJyMAo
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
Post #2234
9.57K