چگونه انکار سنت، به الحاد میانجامد؟!
انکار سنت، آفتی خطرناک است که مانند آتشی در میان جوانان افتاده است؛ بسیار میشنویم که کسی در بخاری طعنه زده یا در حجیت سنت، و یا نقل و ثبوت آن اشکال میکند، و متأسفانه این گرایش خطرناکیست و موجب عواقب وخیمی میشود. انکار سنت علل مختلف و بسیاری دارد، اما به نظر من، تمام آنها یک ریشه دارند: «عقل مرد غربی را مقیاس موضوعی قراردادن برای صحیح و غلط، و خیر و شر!»، اینکه هرچه غرب بدان معتقد شد را باور کنیم و به هرچه بیاعتقاد شد، ما هم آن را رها کنیم!
خود من، شخصاً، تا به حال کسی را ندیدهام که سنت را انکار کند و این انکار او بر مبنای مسائل اصولی در علم شریعت باشد، و در دام هوا و هوس نیفتاده باشد! بلکه غالباً هیچ علم و اطلاعی از علم دین ندارند و سادهترین مقدمات علم حدیث را نمیشناسند، و سپس به سبب آنکه بعضی احادیث چون «رجم» یا «حد مرتد» با مزاج غربی که جهان را درنوردیده مخالفت دارد، در زمرهی منکرین سنت که خود را «قرآنی» میخوانند درمیآیند! برای همین دائماً به کلماتی چون «عقل» و «انسانیت» چنگ میزنند، و کافیست در تفصیلات این ادعاهایشان کمی عمیق شده و تفکر کرد، آنگاه مشخص میشود که چه افکار پوچ و سستی دارند!
البته برای آنکه جانب انصاف را رها نکرده باشم، میپذیرم که بعضی از کسانی که در سنت تشکیک میکنند یا به انکار بعضی از آن میپردازند، این کار را با نیت دفاع از اسلام و غیرت دینی انجام میدهند، اما نیت خوب، کار بد را توجیه نمیکند! دزدیکردن به نیت صدقهدادن، در هر صورت امر حرامی است؛ همچنین دروغدانستن حدیثی که متخصصین فن حدیث (که به تصحیح و تضعیف احادیث و احوال راویان و حتی به امور دینی از ما داناتر بودهاند) بر صحت آن اتفاق نظر دارند، مطلقاً کار ناشایست و غیر قابل قبولی است!
هر انسان متخصص و حتی کسی که از مناظرات بین اسلام و الحاد، یا داستانهای از اسلامبرگشتهها یا کسانی که به آغوش اسلام بازگشتهاند اطلاع داشته باشد، به روشنی دریافته است که انکار سنت، اولین پلهی الحاد در جهان عرب به شمار میرود، و غالب کسانی که از دین خارج شدهاند، در ابتدای داستانشان به بعضی احادیث صحیح طعنه میزدهاند! سپس کارشان به طعن در کلیت سنت و کتب فقهاء رسیده و در مرحلهی بعد به منکرین سنت و کسانی که تفسیرات جدیدی از قرآن ارائه میدهند پرداخته، و در نهایت سر از الحاد یا لاادریگری در آورده است!
میتوان ارتباط انکار سنت به خروج از دین را در سه نقطهی مهم بررسی کرد:
1) قدسیتزدایی از نصوص وحی
مجرد اینکه به خود اجازه دهیم که حدیث پیامبر (صلی الله علیه وسلم) که مسلمانان در قرون گذشته بر صحت و عمل به آن اجماع داشتهاند را انکار کنیم، تمرد غیر مستقیم در مقابل قداست و عظمت اوامر و نصائح پیامبر خدا (صلی الله علیه وسلم) است و با این انکارهاست که هیبت حدیث نبوی نزد فرد از بین خواهد رفت و خردهگیری بر وحی (چه قرآن و چه سنت نبوی) نزد او آسان خواهد شد!
ادامه...
https://bit.ly/2YHEbvm
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
Post #2222
10.3K