نقد نظر استیون هاوکینگ در مورد اینکه اعلام کرد که خدا وجود ندارد | چگونه استیون هاوکینگ، درک و شعور انسانها را به سخره گرفت!
استیون هاوکینگ دانشمند مشهور در زمینهی کیهان شناسی و فیزیک و یکی از برجستهترین دانشمندان در زمینهی شغلی خود بود. اما او قبل از مرگش در کتابهای "طرح بزرگ" و "پاسخهای کوتاه به پرسشهای اساسی" به صورت قطعی وجود خدا را انکار کرد و گفت خدایی وجود ندارد. استیون هاوکینگ دلیل خود مبنی بر وجود نداشتن خدا را اینگونه شرح میدهد:
Because there is a law such as gravity, the Universe can and will create itself from nothing.
"چون قانونی مثل جاذبه وجود دارد، جهان تاکنون توانسته و خواهد توانست که خود به خود، از هیچ به وجود آید. ایجاد خودبهخودی، دلیل وجود چیزها است."
و در جایی دیگر وی میگوید:
God may exist, but science can explain the universe without the need for a creator
«خداوند ممکن است وجود داشته باشد ولی علم میتواند جهان را بدون نیاز به خلق کننده توضیح دهد»
اما اشکال کار استیون هاوکینگ و سایر آتئیستهای علمزده چیست که گمان میکنند با علم میتوان هر چیزی را توضیح داد. در ابتدا لازم است ما انواع علتها را بشناسیم تا به صورت دقیق بتوانیم این موضوع را درک کنیم.
🔻انواع علت:
۱. علت فاعلی (چه کسی)
۲. علت ماده (از چه چیزی)
۳. علت صوری (به چه شکل و صورتی، چگونه)
۴. علت غایی (برای چه، چرا)
در یک مثال تمام این علتها را توضیح میدهیم:
میخواهیم یک رستوران را مورد بررسی قرار دهیم و انواع علتها را در آن بیان کنیم. ما میخواهیم غذایی مثل چلومرغ را در این رستوران میل کنیم. قبل از آن، انواع علتها را در ایجاد این غذا مورد بررسی قرار میدهیم.
۱. علت فاعلی (چه کسی) در ایجاد این چلومرغ، آشپز غذا است.
۲. علت ماده (از چه چیزی) در ایجاد این غذا گوشت، برنج، روغن و... است.
۳. علت صوری (چگونه یا به چه شکل و صورتی) به صورت غذای چلومرغ است و مثلا آبگوشت نیست.
۴. علت غایی (برای چه، چرا) در تهیهی این غذا میتوان گفت که برای درآمد رستوران و یا سیر شدن مشتریان است.
حال فرض کنید شخصی بدنبال علت چلومرغ باشد و بگوید ما توانستهایم با شناخت مواد سازنده این غذا (علت ماده) و یا با یافتن چگونگی تهیه و دستور تهیهی غذا (علت صوری) توضیح دهیم که چلومرغ چگونه ایجاد شده است و با این علم دیگر ما نیازی به آشپز و بوجود آورنده این غذا (علت فاعلی) نداریم و آشپز، توهم ذهن انسانها است و... . درواقع این استدلال توهین به شعور مردم است.
حال استدلال استیون هاوکینگ و خداناباوران نیز اینگونه است. آنها میگویند چون علم توانسته چگونگی ایجاد جهان (علت صوری) و مواد سازنده آن (علت ماده) را با استفاده از قوانین فیزیکی حاکم بر آن مانند نظریه ام (M-theory) پیدا کند پس دیگر نیازی به خدا نیست و خدا وجود ندارد!
البته یک نکته اهمیت دارد که باید به آن پرداخت. نظریهی هاوکینگ بر فرض صحت با خدای رخنه پوش یا خدای حفرهها (God of the gaps) که برآمده از الهیات ناقص غربی و دین تحریف شدهی کلیساها است، در تعارض است. در این رویکرد هرگاه با شکاف و مجهولی در تبیین پدیدهها (مثل بیماریها و بلایای طبیعی) روبرو میشدند و نمیدانستند علت آن (علت صوری و علت ماده) چیست، آن را به خدا نسبت داده و کار او میدانستند. به عبارتی خداوند را در حد فرضیات علمی تنزل میدادند. این جریان باعث میشد که هرگاه فرضیهای علمی برای آن پدیده یافت شود خدا کنار گذاشته شده و جای خود را به علم بشری بسپارد.
در اسلام چنین تعریفی از خداوند وجود ندارد و الله، خدای حفرهها نیست. همانطور که تاریخ مدعای این قضیه است؛ وقتی که در اروپا به بیماری جذام به اعتبار اینکه خشم خداوند بر انسان است مینگریستند و شاه فیلیپ در سال ۱۳۱۳ میلادی فرمان سوزاندن همهی مبتلایان به جذام را صادر کرد؛ مسلمانان، اولین بیمارستان مخصوص مبتلایان جذام را در دمشق بنا نمودند و شروع به مداوای بیماران کردند.
[ تمدن اسلامی یک تمدن با شکوه بود اما رسانهها تصور و افکار مردم را به گونهای شکل دادهاند که مردم گمان میکنند ۱۴۰۰ سال فقط تاریکی و جهل بر خلافت اسلامی حاکم بوده است و اوضاع کنونی کشورهای خاورمیانه را با این تمدن بزرگ قیاس میکنند! ]
ادامه...
https://bit.ly/2JH7rdt
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
Post #2198
8.58K