آیا نقد قرآن کریم، محتاج دانش در علوم لغت نیست؟
اشکال شده است که اگر منتقدین برای نقد قرآن کریم نیاز به اطلاع بر علوم لغت مانند نحو، صرف، بلاغت و... دارند، پس چگونه عوام مسلمان عربزبان، قرآن را میفهمند و چرا اگر ما از ترجمههای قرآنی کمک گرفتیم، بعد از آن قادر به نقد قرآن نباشیم؟
پاسخ در این است که ابتداء سطوح اقسام آیات قرآن از لحاظ سختی و آسانی بشناسیم، و بدانیم که هرکسی به اندازهای میتواند از این کتاب مقدس بهره ببرد و لزوماً تمام آیات قرآن از این لحاظ مانند هم نیستند، همانگونه که تمام خوانندگان نیز در یک سطح قرار ندارند!
اولاً. در اثری از عبدالله بن عباس (رضی الله عنه) که از کبار مفسرین صحابه بودهاند، نقل شده است: «تفسیر بر چهار وجه است؛ وجهی را عرب از کلام خود میشناسد، و وجهی دیگر هست که کسی به ندانستن آن معذور نمیگردد. نوع سوم تفسیری است که دانشمندان آن را میدانند و تفسیر چهارم را کسی جز الله متعال نمیداند.» [1]
بنابراین عوام مردم اگر عربی هم بدانند، طبیعی است که تمام قرآن را نمیدانند؛ مسلمان عامی در کشورهای عربی میتواند قرآن را بخواند و اگر چیزی برایش پرسش شد، به کتب تفسیری علمای این شأن و نیز عالمانی که میشناسد، مراجعه کند، همانگونه که خداوند فرموده است: {فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ} [2]، یعنی: «پس اگر ندانستید، از آگاهان سؤال کنید.»
همچنین علماء نیز ادعای علم به بطن متشابهات نکردهاند، و نگفتهاند که ما به تمام قرآن عالم هستیم، و نیز معلوم است که تفسیر بسیاری از آیات به دایرهی احکام وارد میشود که عوام عربزبانان مسلمان نمیدانند، زیرا دراسهی تفاسیر آیات احکام خود علمی دیگر است که کتابهای خاصی در این زمینه تألیف شده است، و همانطور که اشاره گردید، هرکسی بنا بر دانش خود از قرآن بهره میبرد؛ امام سيوطی (رحمه الله) فرمودهاند: «فقیه احکام حلال و حرام را از قرآن استنباط میکند، نحوی قواعد خود را بر آن بنا کرده و آن را مرجع شناخت صواب از خطا قرار میدهد، و عالمِ علمِ بیان، با آن به نظم نیکوی کلام رسیده و بهکارگیری بلاغت در کلام را میآموزد.» [3]، و زرقانی (رحمه الله) نیز به این مطلب به نیکی اشاره کردهاند: «معانی عام قرآن کریم که انسان به عظمت پروردگارش پیببرد، تقریباً میان عموم مردم مشترک است، و دستور داده شده که در قرآن تدبر کرده و از آن پند گرفت، زیرا خداوند آن را سهل و آسان قرار داده است، و این پایینترین مراتب تفسیر است.» [4] و در ادامه از شیخ محمد عبده (رحمه الله) نقل کرده است: «تفسیر مراتبی دارد که پایینترین آن مراتب این است که عظمت خداوند و تنزیه او [برای خواننده] آشکار گردد و نفس از شر بازداشته شده و به خیر جذب گردد، و این همان اندازهای است که برای همگان «آسان» باشد: {لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ}.»
ثانیاً. ترجمهی قرآن، برابر با قرآن نیست، بلکه اجتهادی از مترجم است که در بیان معانی قرآن کریم به زبان مقصد کوشش کرده، و معلوم است که مترجمین قرآن معصوم نیستند، بلکه بعضی از آنان از هواپرستی نیز به دور نیستند و بعضاً آیات را از ظواهر خود به تأویلاتی که دلیل مقبولی بر آنها نیست، برمیگردانند. بنابراین کسی نمیتواند با خواندن کلام مترجم به قرآن کریم (که اصل متن است) ایرادی بگیرد، مگر ابتداء ثابت کند که ترجمهی این مترجم، در حقیقت همان معنایی بوده که از آیه فهمیده میشود و خطایی در آن رخ نداده است.
ادامه...
https://bit.ly/2ExzoAG
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
Post #1936
7.14K