سؤال: چگونه میتوان قصههای قرآنی که علوم جدید اثبات نکردهاند را اثبات نمود؟
جواب: مسئله بسیار ساده است...
زمانیکه عقلاً به این مسئله رسیدی که قرآن حق و از جانب خداوند است، کاملاً طبیعیست که هرچه در آن آمده را تصدیق کنی، هرچند تحقیقات علمی آنها را اثبات نکرده باشند، زیرا این تحقیقات همه چیز را اثبات نکرده و پوشش نداده است، بلکه همواره در حال تغییر و تکامل است و اگر بخواهیم واقعگرا باشیم، باید بگوییم که این تحقیقات مورد نظر شما، صحت قصص قرآنی را اثبات نکرده است، اما این سخن بدان معنا نیست که بطلان این قصههای قرآنی را با سند اثبات کرده باشد، زیرا میان این دو حالت (یعنی اینکه علم چیزی را اثبات نکرده باشد و اینکه چیزی را باطل گردانده باشد) تفاوت وجود دارد.
بنابراین در صورت ایمانآوردن به صحت قرآن کریم، به مصدر معرفتی جدیدی ایمان آوردهای و طبیعیست که به صحت مضمون آن [به شکل تفصیلی] باور داشته باشی، چون خود دلیل مستقلی شده است که نیازی به اثبات و اعتبار دلایل دیگر ندارد! تصور کن که پنج نفر از دوستانت به تو خبر دهند که در امتحان موفق شدهای، اما پنج نفر دیگر از دوستانت اساساً از این مطلب بیخبر باشند، بلکه در خانههایشان خوابیده باشند؛ ضرورتاً عدم اطلاع این پنج نفر دوم، خبر گروه اول را باطل نمیکند!
گفتگو باید مبنی بر اساسهایی باشد؛ مثل اینکه آیا علم جدید یک مرجع معرفی حصری است یا نه، فلسفه مرجعی معرفی شکستخوردهای است یا نه، نص دینی مرجعیت معرفی مقبولی دارد یا نه، وگرنه به جایی نخواهد رسید! تصور کنیم که فرد متدین معتقد به هیچ مصدر معرفتی دیگری جز نص دینی (قرآن، انجیل، تورات یا ...) نباشد، سپس علم پیشرفت کند و به این نتیجه برسد که خورشید از هیدروژن، هلیوم و بعضی گازهای دیگر تشکیل یافته است، و شخص متدین به طرف مقابل خود در گفتگو بگوید: آیا میتوانی این را با نص دینی اثبات کنی که خورشید از این گازها آفریده شده است؟! طرف مقابل تنها میتواند این را بگوید که من نمیتوانم این را از خلال نصوص دینی اثبات کنم، بلکه تنها دلائلی از علوم جدید برای این مطلب دارم! حال به نظر شما گفتگویشان به نتیجه خواهد رسید؟!
مرکز بحث در اینجاست: آیا نص دینی، در قضایای تاریخی و شناخت هستی مصدری معرفتی است یا نه؟ و آیا علوم طبیعی مصدری معرفتی در قضایای غیب به شمار میرود یا نه؟
مثال دیگر آن است که کسی به طرف مقابل خود بگوید: از طریق صدای ملائکه به من اثبات کنید که فرهاد نامی، محمود نامی را کشته است! حال آیا ناتوانی ما در اجابت این درخواست آن فرد، بدین معناست که فرهاد، محمود را نکشته و دیدگاه ما باطل است؟! یا اینکه ابتداء باید گفتگو در این صورت بگیرد که نیازی نیست اثبات قضائی این مطلب تنها از طریق شنیدن صدای ملائکه صورت بگیرد!
نویسنده: حبالله
تهیه و تلخیص: «رد شبهات ملحدین»
https://bit.ly/2VofKhu
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
Post #1929
8.64K