سبحان الله وبحمده سبحان الله العظيم:
رسالة حنین إلی المعاندین والملحدین
نوشته: محمد بن عبد الرحمن عبد الله
ترجمه: آرمان کریمی
دلسوزی چرا؟ اصلا دلسوزی به چه معنا و چگونه؟
اگر ببینی که جانداری در حال غرق شدن است چه کار می کنی؟ بالطبع (اگر وجدان و انسانیت در تو نمرده باشد) به سرعت به سوی او خواهی رفت و سعی در نجات او خواهی داشت. اما اگر غریق، انسانی باشد چه؟ بدون شک باید دلسوزی و تلاشت برای نجات او بیشتر باشد.
انسان با عقل و به وسیله ادراکات خمسه از سایر موجودات متمایز است. تا بوسیله این حواس؛ حقایق اطراف خود را بشناسد و درک کند.
پس عقل بر این حواس پنجگانه در هر مسئله ای اعتماد می کند. در نتیجه، زمانی که این حواس پنجگانه دچار احوالی می شوند که نتوانند حقایق اطراف را درک کنند؛ عقل به این عدم ادراک معترض می شود، چون چنانکه گفتیم؛ این حواس در شناخت حقایق؛ مورد اعتماد عقل می باشند.
اما آیا حواس پنجگانه دچار حالاتی می شوند که از ادراک معلومات و حقایق عاجز شوند؟
مختصرا به بعضی از صفات این حواس اشاره می کینم:
بینایی:
بینایی انسان؛ هر چیزی را که در مقابل خود باشد نمی تواند ببیند یعنی محدود است چرا که در هر شرایط و ظروفی نمی تواند عمل کند. او نمی تواند در تاریکی چیزی را ببیند، همچنین اگر مسافت زیاد شود؛ ضعیف شده و در روئیت، دچار اختلال می شود. چه بسا شخصی را از دور ببینی و گمان کنی که آشناست اما وقتی نزدیکتر می شوی او را غریبه ای می یابی! اگر بخواهیم موجودی بسیار ریز را ببینیم، قادر به این کار نیستیم مگر به کمک میکروسکوپ!
پس بصر قادر به تشخیص صحیح از خطا و اشتباه را در فاصله دور ندارد. یا مثلاً اگر قلمی را در آب فرو کنیم؛ چشم ما آن را شکسته می بینید در حالی که حقیقت چیز دیگری است! و چندین مثال از این قبیل که به شمارش نمی آید. پس بینایی انسان با توجه به این صفات و ویژگی؛ دارای نواقصی است.
حس چشایی:
اين حس از حواس پنجگانه نیز، احوالی بر او مسلط خواهد شد که از ادراک ماهیت حقایق منع می شود. زمانی که شخص دچار سرماخوردگی یا گرفتگی بینی می شود؛ تشخیص بسیاری از مواد برایش ناممکن می شود!
مثلاً: قهوه را از چای و حتی گوشت را از پنیر تشخیص نمی دهد!!!
پس این حس هم ناقص است و گاهی اوقات، حقایق را آنگونه که هست؛ درک نمی کند. پروفسور کارل بیرند هوتنبرگ می گوید: یکی از اعصاب مخ مسئولیت بویایی را دارد در حالی که مسئولیت حس چشایی را سه عصب مخی اداره می کنند. پس زمانی که این سه عصب نتوانند در بعضی حالات درست مسئولیت خود را انجام دهند؛ سایر حواس باید چگونه باشند؟
این حس، دچار تغییر هم می شود چنانکه هومل (پروفسور آلمانی) به آن اشاره کرده و می گوید: صدها نوع ادویه وجود دارند که می توانند سبب تغییر حس چشایی شوند. پس با این حساب؛ چشایی ما نیز ناقص می باشد.
حس شنوایی:
از نظر علمی ثابت است که: اصواتی با فرکانس بالا؛ بر اجزاء داخلی گوش آسیب می رساند که خود نمایانگر ضعف این حس در انسان است. پس چنانچه علم ثابت کرده که حس شنوایی انسان دچار ضعف و آسیب می شود؛ این حس، ناقص بوده و کامل نیست!
همچنین؛ علم ثابت کرده که گوش دادن زیاد با وسیله های گوشی (هندس فری) و با صدای بلند؛ در بلند مدت سبب ضعف در شنوایی می شود که نشان از نقص این نوع حس در انسان دارد.
با تحقيق در دانشکده های پزشکی آمریکا به این نتیجه رسیده اند که افراد مبتلا به مرض قند، دو برابر از افراد سالم در معرض از دست دادن شنوایی هستند! یعنی؛ مرض قند در بعضی از اوقات سبب از دست دادن حس شنوایی در انسان می شود که باز هم دلیل بر نقص این حس و کامل نبودن آن است.
از جمله امور عادی و معمولی ما این است که وقتی شنواییمان دچار مشکل می شود؛ برای علاج آن نزد طبیب می رویم به این معنی که این حس؛ دچار دگرگونی و تغییر می شود پس خود دلیلی بر نقصان آن است.
ادامه...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
Post #1573
8.28K