نشأت هستی ما بین آفرینش الهی و فرضیاتی ماتریالیستی
فرضیاتی زیادی وجود دارد که اصحاب آن مدعی روشی معین برای سبب اول نشأت هستی می باشند. روی این نظریات کنکاش کرده تا ببینیم صحیح هستند یا خیر.
فرضیه اول: هستی خود، مفسر خود است.
اگر این عبارت را نفهمیدی، نترس. چرا که به شکلی بسیار ساده، با خودش در تناقض و تضاد است.
با این توضیح که:
عقلا از جمله محالات است که چیزی سبب به وجود آمدن خودش باشد. یا به عبارتی دیگر: یک چیز نمیتواند همزمان هم سبب و هم نتیجه باشد.
فرضیه دوم: ضرورت
ضرورت یعنی اینکه: هستی همراه با تمامی محتوایش، همین شکلی موجود بوده چرا که اساسا باید اینگونه باشد.
ولی در اینجا سوالی پیش می آید که :
چرا هستی، وجود زندگی را پشتیبانی می کند مثلا؟ چرا هر چیزی درهستی مسخر شده است تا انسان با آرامش در زمین زندگی کند؟
این فرضیه مانند قبلی است. نمیتواند پاسخ گویی این سوالات باشد. لذا از اساس اشتباه است.
فرضیه سوم: قوانین فیزیک
فرض کن شخصی در یک بیابان بی آب و علف راه می رود و یکی پس از دیگری از تپه های شنی بالا و پایین می رود. ناگهان با قصری بزرگ مواجه می شود که هیچ کسی در آن نیست و هیچ چیزی هم پیرامونش نیست. این به ذهنش می رسد که سبب ایجاد این قصرفقط قوانین فیزیک است یا اینکه خود، خودش را به وجود آورده است. آیا میتوانیم بگوئیم این شخص عاقل است؟ حال وضعیت کسی که معتقد است سبب وجود این هستی بزرگ منظم، موجودات و قوانینش است باید چگونه باشد؟
قوانین فیزیکی فقط توصیف حرکت اشیاء هستند. فیزیک مثلا برایت مشخص میکند که خورشید کی و کجا طلوع می کند. ولی از خلق این پدیده عاجز است واز اختصاصاتش نیست.
فرضیه چهارم: تصادف
آیا امکان دارد وجود آفرینش بدیع ومنضبط هستی، صرف یک تصادف کورکورانه باشد؟ آیا این هستی که وجود حیات را در سطحی بسیار دقیق حمایت و پشتیبانی می کند، تصادف محض است؟ هیچ فیزیک دادن مشهوری حتی از میان ملحدین وجود ندارد که بگوید: وجود این هستی مجرد تصادف است. این فرضیه را نمیتوان به هیچ وجه پذیرفت.
فرضیه پنجم: جهان های موازی
قبل از بررسی این فرضیه لازم است این را بدانیم که مذهب ماتریالیستی فقط به ماده و تفسیرات طبیعی ایمان دارد. لذا تفسیر ماده به عنوان مخلوق خدا نزد آنان موضوعیتی ندارد بدون توجه به ادله ای که مخالف با اعتقادشان است.
برای همین، هنگامی که شخصی فیزیکدان وماتریالیست به این وجود شکرف هستی نگاه می کند برای کوچکترین راه خروجی برای فرار از اعتقاد مخلوق بودن هستی می گردد که در اینجا یکی از آنها، فرضیه جهان های موازی است.
این فرضیه قائل به این است که: تعداد بسیار زیادی از جهانها وجود دارد که هر کدام دارای ظروف و ویژگی های خاص به خود است و حتی قوانین فیزیک در آن مخصوص است. و جهانی که ما در آن زندگی می کنیم یکی از همین جهان هاست. بنابراین و براساس این فرضیه، ضروری نیست که معتقد باشیم که جهان ما در نوع خودش بی نظیر است. بلکه جهانی است که در بین سایرین شرایط مناسبی برایش پیش آمده است. حتی اگر این فرصت 1 به توان وحتى لو كانت فرصته ١ إلى عشر ملايين من بين كلِّ هذه الصُّدَف
ودر رد مدعی صحیح بودن این فرضیه نکات زیر رو بیان می کنیم:
الف: هیچ دلیلی وجود ندارد که صحت این فرضیه را حمایت کند. بلکه صرف تخمینات وفرضیاتی است که به حد نظریات علمی نیست چه برسد به اینکه حقیقتی انکار ناپذیر باشد.
ب: این فرضیه نقض نظریه ( تیغ اوکام) یا «اصل اختصار تبیین» است که می گوید:( صحیح نیست که وجود موجوداتی را که دلیلی بر وجودشان نیست را فرض کنیم).
ج: اگر وسیله ای برای ساخت این جهان ها باشد باید این ابزار دقیق باشد که مثلا جهان ایکس باید ویژگی هایش به این شکل و آن شکل باشد وجهان دیگر با شرایطی متمایز. و این نیازمند وجود آفریننده ای بر این ابزار است.
خلاصه:
بعد از بیان ضعف تمامی این فرضیات مادی در قدرت پاسخگویی به پرسش هایمان مشخص می شود که وجود خالقی بزرگ و دانا وحکیم قضیه ای مقبول تر است. خالق بزرگ در آفرینشش حکمتی دارد که تمامی این فرضیات سست را ابطال می کند واین قطعا معقولانه تر از تمامیشان است.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
Post #1572
8.23K