شبهه: جواز چشمچرانی توسط پیامبر اسلام! محمد می گوید: دیدن زن خوبروی و سبزه، بینایی را فزون میکند. ترجمه نهج الفصاحه صفحه۷۹۰روایت۳۱۶۰.
پاسخ:
اولاً. هیچ حدیثی در این مضمون به صحت نرسیده است، بلکه از روایات موضوع و جعلی میباشد؛ امام ابن قیم در فصل دوازدهم از کتاب ارزندهیشان «المنار المنیف» فرمودهاند: «از جمله قرائن آن است که حدیث کلامی باشد که به سخن پیغمبران شبیه نباشد... مانند حدیث سه چیز در دید چشم میافزاید...» و در آی کلی در این باب قرار داده و میفرماید: «هر حدیثی که در آن ذکر خوبرویان، ثنایشان و امر به نظرکردن به آنان باشد، یا مشتمل بر آن باشد که باید از آنها حاجت خواست و یا آنکه عذاب نمیشوند، دروغی بافته شده و تهمتی ساختگیست.» [2]
علاوه بر آن، کتاب «نهج الفصاحة» کتابی نیست که در نقل احادیث معتمد باشد، زیرا مؤلف از معاصرین است و شرط صحت اسناد را در جمعآوری این روایات قرار نداده است، بنابراين مجرد ذکر یک حدیث در چنین کتابهایی دلالت بر صحت آن حدیث نیست و احادیث ساختگی بسیاری در این کتاب یافت میشود.
ثانیاً. با آنکه حدیث مورد ذکر ساختگیست و صحت ندارد، اما در آن چیزی نیافتم که کوچکترین ارتباطی به اشکال شبههپرداز داشته باشد؛ از کجا معلوم که مقصود از «زن خوبروی»، زنی باشد که نامحرم است؟ اگر آن زن نامحرم نباشد، شرعاً و اخلاقاً نمیتوان به مضمون حدیث [ساختگی] ایراد گرفت و آن را دستآویز طعن قرار داد، زیرا خداوند در قرآن کریم از آنچه معترض «چشمچرانی» نامیده، نهی کرده و فرموده است: {قُلْ لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُواْ فُرُوجَهُمْ} [3]، یعنی: «به مؤمنان بگو که چشمان خود را فرو گیرند، و عورتهایشان را [از فحشاء] مصون دارند.»
همچنین در حدیثی آمده است که پیامبر عظیمالشأن اسلام (صلی الله علیه وسلم) فرمودند: «از نشستن در راهها خودداری کنید!» و مخاطبین گفتند که گاهی چارهای نداریم، ایشان در پاسخ فرمودند: «پس باید حقِ راه را رعایت کنید!»، پرسیده شد که حقِ راه چیست؟ فرمودند: «حفظکردن چشمها، آزارنرساندن به دیگران، پاسخ به سلام، امر به معروف و نهی از منکر.» [4]
در حدیث دیگری نیز آمده است که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) نگاه به نامحرم را «زنای چشم» خواندهاند [5]، حال خود بگویید: آیا معاندین جانب انصاف را رها نکردهاند؟!
جالب است در آن صفحه از «نهج الفصاحة»، حدیثی قبل از حدیث مورد ذکر نقل شده که میگوید: «نگاه بد، تیری زهرآگین از تیرهای شیطان است!» [6]، آیا اینان دورترین مردمان از راستی و عدالت و انصاف نیستند که حدیث پیش از آن را نادیده گرفتهاند؟! و آیا کسانی که با اینان فریب خورده و به کفر خود مغرور شدهاند، این حدیث را نمیبینند؟!
ثالثاً. چشمچرانی از دیدگاه خداناباوران کار قبیح و ناپسندی نیست و سران آنان نیز چنین عملی را نکوهش نکردهاند، تاجایی که برتراند راسل در بیوگرافی که به قلم خود اوست، مینویسد: «هر روز ساعتها در اشتیاق دیدن بدن جنس ماده صرف میشد، و عادت کرده بودم که وقتی دختران خدمتکار لباس میپوشیدند، از پنجره نگاهی به آنان بیندازم.» [7]
نتیجهگیری: حدیثی که معترض بدان استشهاد کرده، موضوع و ساختگی است و نسبت آن به پیامبر (صلی الله علیه وسلم) درست نیست، اما اگر به صحت رسیده بود، حمل بر نگاه به نامحرم نمیشد، زیرا بنابر آیهی صریح قرآنی و احادیث صحیح، مأمور به حفظ چشم از نگاه به نامحرم هستیم و این دیدگاه اسلام است، نه آنکه مغرضین پنداشتهاند، والحمد لله على نعمة الإسلام وما أعظمها من نعمة.
پینوشتها:
[1] المنار المنیف، ابن قيم الجوزية (751 هــ)، مكتبة المطبوعات الإسلامية، ص 62
[2] همان، ص 63
[3] النور، آیهی 30
[4] رواه البخاري (2465) ومسلم (2121)
[5] رواه البخاري (6343) ومسلم (2657)
[6] حاکم آن را در مستدرک (349/4) آورده و اسنادش را تصحیح کرده، اما علامه البانی آن را در سلسلة الأحادیث الضعیفة (177/3) تضعیف کرده است، و ابن کثیر دمشقی شبیه آن را در تفسیر خود (42/6) به سلف نسبت داده است، بنابراین مرفوعاً به صحت نرسیده، اگرچه معنایش صحیح بوده و احادیث دیگر بر آن شهادت میدهند.
[7] اتوبیوگرافی راسل، برتراند راسل (1970 مــ)، ترجمهی احمد بیرشک، خوارزمی، ص 56
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
Post #1549
11.9K