نقد شبههای پیرامون عذاب الله متعال
نابغهی زمان، در حالی که شاهرگش بلند شده بود، رو به من کرده و با نهایت اطمینان در قضاوت و تحلیلش در مسائل -گویی اطمینان انبیاء یا مقداری بیش از آن را دارد- گفت:
"این برایم مقبول است که خداوند بشر را برای روا داشتن ظلم نسبت به دیگران عذاب دهد، اما عذاب دادنشان به جهت عدم اقرار به ربوبیت، عبودیت، توحید و تنزیه او غیر قابل قبول است، هر چند که این عدم اعتراف و اقرار ناشی از کبر و عناد باشد!"
گفتم: جناب نابغه، دلیل این تفاوت قائلشدن چیست؟!
با اطمینان کامل پاسخ داد: آیا تا این اندازه مسألهی عدم اقرار به ربوبیت وعبودیت توسط بشر آزارش میدهد؟! گویی که در اشتیاق و نیاز برای این اقرار و پرستش است، و این متناسب با مقام ربوبیتش نیست. عذاب دادن انسان به خاطر ظلمی که به برادر انسانش روا داشته مقبول وقابل فهم است، اما عذابدادن آنها برای عبادت نکردنش، نشان از نقص ونیازش دارد!!
گفتم: آیا میدانی به چه دلیل، الله متعال انسان را به خاطر ظلمی که به برادرش روا می دارد، عذاب میدهد؟
از بدیهی بودن سوال -با حالت تمسخر- خندهای کرد و گفت: جنابعالی توضیح دهید!
گفتم: دلیلش این است که او پروردگاری با صفاتی ذاتی است و دوست دارد که آنها را عملی کند و به اجرا در آورد.
گفت: منظورت چیست؟
گفتم: منظورم این است که از جمله صفات ذاتی خداوند، عدل و حق و قسط و حکمت است، برای همین از بندگانش ظلم را نسبت به یکدیگر نمیپذیرد و به سبب آن عذابشان میکند. این صفات ذاتی او است که بر اساس آن عمل میکند و نشان کمالش میباشد.
گفت:زیباست... این همان منظور بنده است!
گفتم: ولی پذیرفتن این سخن گواهیدادن علیه خودت است.
گفت: چطور؟!
گفتم: چگونه از کسی که صفات ذاتیش عدل و حق و قسط وحکمت است، میخواهی که از مخلوقاتش، بزرگترین اشکال جحود و انکار یعنی عدم محبت خداوند و عدم تعظیم و اطاعت را بپذیرد، حال آنکه آنان را از عدم به وجود آورده و نعمتهای ظاهری و باطنی را به آنان ارزانی داشته است؟!
همانگونه که همین صفات ذاتی پذیرای ظلم انسان در مقابل انسان دیگری نیست، انکار توسط انسان را هم نمیپذیرد و از آن رضایتی ندارد. آیا این فرمودهی الله متعال را نشنیده ای که: {إِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمْ وَلَا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ} [الزمر: 7]
یعنی: اگر کافر شوید، الله متعال از شما بینیاز است، ولی برای بندگانش کفر را نمیپسندد.
چند لحظه ای سکوت کرد و سپس گفت: منظورت این است که درخواست عبادت از بندگان از سوی خداوند، ربطی به نیاز و فقر او ندارد -و بر حسب صفات کمالی و ذاتیش- به دوستی و محبت خداوند، نسبت به عدل و حق و عدم رضایتش نسبت به انکار و جحود تعلق دارد، اگر چه این انکار هرگز به او آسیبی نمیرساند؟
گفتم: بله درست است؛ هنگامی که در عقاب انسان به خاطر ظلمش نسبت به هم نوعش خداوند را بینیاز از آن تصور کردی و این کار را به صفات کمال وذاتی او از عدل و حکمتش ارجاع دادی و آن را به نیاز و فقر تفسیر نکردی، دقیقا همین تفسیر و توجیه در عقابش نسبت به کسی که مقام ربوبیتش را منکر میشود، صادق است.
ولی در مورد دومی امر بر تو مشتبه گشته؛ چرا که مستقیما با حقوق خداوند نسبت به بندگانش در ارتباط است و گمان کردهای که این عذاب الهی به خاطر انکار ربوبیت والوهیتش، ناشی از نیاز وفقرش نسبت به آن است، کما اینکه در حالت اول هم انتقام انسان در مقابل ظلمی که به او شده، به خاطر احساسش نسبت به این ظلم و دردی است که در درون خود لمسش میکند. اما نزد خداوند تفسیر این مسئله اینگونه نیست؛ عذاب الله متعال بر اساس صفات کمالش است، برای همین بدون توجه به اینکه آیا این امر مربوط به خودش باشد یا مخلوقاتش، انکار و جحود را نمیپذیرد و از آن خرسند نیست، بلکه اگر موضوع در ارتباط با او باشد، با توجه به دو صفت حکمت وعدلش، مقتضی عذاب بزرگتر و شدیدتر است، و گرنه چه انتظاری از خداوند داری؟! آیا این انتظار را داری که از انکار و جحود بندگانش چشم پوشی کند؟ این عین نقص و در تضاد با کمال است.
به من گفت: من نیاز دارم که مقداری بیشتر به این موضوع فکر کنم!
گفتم: بلکه نیاز به این داری که در برابر پروردگارت، مقداری انصاف و تواضع داشته باشی.
تهیهشده در: «رد شبهات ملحدین»
http://bit.ly/2w3ccos
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
Post #1310
6.2K