روش طرح شبههی ملحدین خیلی جالب است، به این صورت که هر چیزی را دین بگویید خلاف آنرا میگویند، برای مثال اگر قرآن در سوره ناس فرموده (بگو؛ پناه میبرم به سوی پروردگار مردم...)
میگویند؛ چرا نگفته (بگو پناه میبرم به سوی پروردگار حیوانات یا پرندگان یا پستانداران و...) مگر خداوند آنها نیست؟
به همین سادگی طرح شبهه میکنند.
شبههی دیگری در کالبد این قاعده مطرح شده که جا دارد به آن نیز پاسخ دهیم.
شبهه: گویا که خدای محمّد از نحوه عملکرد منظومه شمسی بیاطلاع بوده و گمان کرده است که خورشید و ما بقی سیارات به دور زمین در حال چرخش هستند، و این خورشید است که از سمت مشرق بیرون میآید و از سمت مغرب غروب میکند، آنچنان که میگوید ( ابراهیم گفت: همانا خداوند، خورشید را از مشرق بیرون میآورد، پس تو آن را از مغرب بیرون بیاور ) [1]
پاسخ: در این آیه شریفه مناظرهای بین نمرود و سیدنا ابراهیم (علیهالسلام) صورت گرفته است که خداوند آنرا در قرآن آورده است.
عین آیه اینگونه است؛
( أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ ۖ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ )
آیا ندیدی (و آگاهی نداری از) کسی
(= نمرود پادشاه بابل) که با ابراهیم دربارهی پروردگارش به مجادله و گفتگو پرداخت؟! بدان خاطر که خداوند به او پادشاهی داده بود.(و از کبر و غرور سرمست شده بود،) هنگامی که ابراهیم گفت: «پروردگار من کسی است که زنده میکند و میمیراند» (نمرود) گفت:« من (نیز) زنده میکنم و میمیرانم». ابراهیم گفت: «همانا خداوند، خورشید را از مشرق میآورد، پس تو آن را از مغرب بیاور! » (در اینجا) آن کسی که کفر ورزیده بود مبهوت شد. و خداوند قوم ستمگر را هدایت نمیکند.
ابراهیم (علیهالسلام) در مناظره با نمرود از قدرت خداوندی حقیقی که مُرده را زنده و زنده را مُرده میگرداند، و شب و روز در حیطه امر اوست سخن میگوید.
در پاسخ باید گفت که این مکالمه بین دو انسان صورت گرفته است و قطعاً ابراهیم (علیهالسلام) قصد اثبات نظریه خورشید مرکزی را نداشته است، بلکه قصد، نمایاندن عجز و ناتوانی پادشاه ستمگر بود، و این مکالمه بین دو انسان در گذشتهی بسیار دور صورت گرفته، و اگر ابراهیم (علیهالسلام) میگفت؛ همانا پروردگار من زمین را حول محور خورشید میگرداند، و نیم رخ زمین را ۱۲ ساعت به سمت خورشید نگه میدارد تا روز پدید آید و...
بله، کمی خنده دار است، ولی منظور این شبهه غیر ازین نیست.
پس وقتی این مناظره بین دو بشر با علم عرفی اینکه خورشید هر روز صبح از مشرق بیرون میآید و در مغرب غروب میکند، اتفاق افتاده است، جای هیچ تعجبی نیست.
در این زمان که ما به نظریه خورشید مرکزی باور داریم، باز هم میگوییم؛ خوشید از سمت شرق طلوع میکند و بالا میآید. پس جای تعجب نیست که قرآن کریم هم نسبت به فهم ما سخن گفته، چراکه این نحو سخن گفتن قرارداد ماست، و قرآن کریم هم بر اساس این قرارداد مارا مخاطب قرار داده است.
در ثانی فرد ملحد خود را به عنوان کسی که خارج از منظومهی شمسی قرار دارد و از دور حرکت خورشید و زمین را رصد میکند، در نظر گرفته است. طبیعی است که از دید چنین ناظری خورشید از شرق طلوع نمیکند بلکه این سخن بیمعنی است. اما از دید ساکنان زمین، خورشید از شرق طلوع میکند. حضرت ابراهیم (علیهالسلام) از بیرون منظومهی شمسی به حرکت خورشید و زمین نمینگریسته است بلکه از دید یک شخص ساکن بر کرهی زمین به قضایا نگاه میکند.
برای مثال؛ فیزیکدان آلمانی، ماکس پلانک مشهور
وقتی در یک کتابی که ربطی به دنیای فیزیک و اخترشناسی ندارد، سخن میگوید، برای طلوع و غروب خورشید مینویسد: ما ممکن است پیش خود چنین بیندیشیم که فردا صبح خورشید بجای مشرق از مغرب سر برآورد... [2]
پس با توجه به این شبهه، ماکس پلانک فیزیکدان بزرگ هم اشتباه کرده و نمیدانسته است که خورشید در مرکز قرار دارد، نه زمین.
[1] بقرة: 258
[2] قانون علیّت و آزادی ارادهٔ، ماکس پلانک، ترجمه احمد آرام، ص 4
http://bit.ly/2y1iHso
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
Post #1304
9.15K