آیا قرآن کریم، برگرفته از اشعار امرئ القیس است؟!
در تاریخ، پنج نفر به نام امرئ القیس وجود داشتهاند؛ برای ما روشن کنند که منظورشان کدامیک است؟!
1) امرئ القيسهای پیش از اسلام:
أ. امرئ القیس بن حارث کندی، شاعری جاهلی و از مشهورترین شاعران است، اهل یمن بوده و پدرش پادشاه قبیله أسد و غطفان است، و مادرش خواهر مهلهل شاعر میباشد.
ب. امرئ القیس بن جبله سکونی، که شاعری جاهلی بوده و بسیاری از اشعارش به دست ما نرسیده است.
ج. امرئ القیس کلبی، پسر حمام بن مالک بن عبیده بن عبدالله که شاعری جاهلی و هم عصر مهلهل بن ربیعه است.
د. امرئ القیس زهیری، پسر بحر الزهیری نیز شاعری جاهلی است و مقدار اندکی از اشعارش به دست ما رسیده است.
۲) امرئ القیس پس از اسلام:
هــ. امرئ القیس بن عابس بن منذر بن امرئ القیس بن سمط بن عمرو بن معاویه بن حارث.
به اسلامستیزان بیست سال فرصت میدهیم که برایمان روشن سازند منظورشان کدامیک از آنهاست؟!! البته منتظر اظهار ناکامی و پشیمانی شما هستیم، چرا که با طرح این شبهه خود را رسوا ساختید!
اما چون دلمان برای شما میسوزد و از افلاس شما باخبریم، شخص مورد نظر را معرفی میکنیم! سرایندهی این اشعار، شخصی آلمانی بود که در اوایل قرن نوزدهم، این اشعار را ساخته و در مجلهاش به نشر رساند. منبع این اشعار همین است که با سبکی ناشیوا آنرا سروده است، چنانکه گفته:
دنت الساعة وانشق القمر ... عن غزال صاد قلبي ونفر
أحورٌ قد حِرتُ في أوصافه ... ناعس الطرف بعينيه حوَر
مرّ يوم العيد بي في زينة ... فرماني فتعاطى فعقر
بسهامٍ من لحاظٍ فاتك ... فرَّ عنّي كهشيم المحتظر
وإذا ما غاب عني ساعة ... كانت الساعة أدهى وأمر
نارسایی و ناشیوایی اسلوب، شکست وزن و عدم پایبندی به بحر قصیده را ملاحظه نمایید که ساختگی بودنش از چند وجه برای ما روشن می گردد:
- وجه اول: این ابیات در هیچ یک از کتابهای لغت و ادبیات وجود ندارد و با جستجو در دهها کتاب بلاغت، ادبیات و شعر مشاهده نکردیم که حتی یک نفر، چیزی از ابیات مذکور را نقل کرده باشد!
- وجه دوم: این ابیات در هیچ یک از چاپهای مختلف دیوان امرئ القیس وجود ندارد و اگر نسبت یکی از ابیات مذکور به او صحیح یا حتی دروغ میبود، در یکی از دیوانهایش ذکر میشد.
- وجه سوم: شعر امرئ القیس بطور ویژهای مورد توجه زیاد قرار گرفته است و گذشتگان و راویان برای جمعآوری، روایت و نشر آن تلاش بسیاری به خرج دادهاند و نسخههای متعددی از چاپ مشهور دیوان او موجود است؛ از جمله نسخهی الأعلم الشنتمری، نسخهی طوسی، نسخهی سکری، نسخهی بطلیموسی، نسخهی ابن نحاس و نسخههای دیگر...
اما با این حال، این ابیات، در هیچیک از این نسخهها نیامده است و احدی از پژوهشگرهای معاصری که به شعر امرئ القیس عنایت ورزیدهاند هم این ابیات را به او نسبت ندادهاند، چه بر سبیل جزم و چه بر سبیل ظن!
- وجه چهارم: حداقل نقدی که بر این ابیات جعلی میتوان ارائه داد، آن است که دارای ضعف اسلوب، ناهمگونی، معنای نارسا و سخافت برخی از ترکیبات است؛ مثلاً در بیت زیر که گفته است:
اقتربت الساعة وانشق القمر ... من غزال صاد قلبي ونفر
مراد ساعت و نزدیکی آن چیست؟ اگر منظور از ساعت، روز قیامت است پس باید گفت که اهل جاهلیت به معاد ایمان نداشتند، چه رسد به آنکه آن را در اشعار خود بیان کنند، یا در قصاید خود جای دهند!
و اگر منظور، ساعت دیدار محبوب است -چنانکه ادعا میکنند- پس چرا (وانشق القمر) را در شعر آورده است؟ چون اگر منظور، واقعا شکافتن ماه باشد، دروغ محض است؛ زیرا ماه اصلاً در زمان آنها شکافته نشد، بلکه این حادثه در عهد پیامبر (صلی الله علیه وسلم) رخ داد و روایات نیز این را تایید میکنند، و اگر منظور از ماه، ذکر محبوب است، باید خاطرنشان ساخت که عربها عادت نداشتند زیبایی محبوب را به شکافتن ماه تعبیر کنند. اصلا ماه اگر هم شکافته شود، چه زیبایی دارد تا به محبوب تشبیه گردد؟
معروف است که عربها، زیبایی زنان را به بدر (ماه شب چهارده) تشبیه نمودهاند، نه به شکافتن ماه...
موارد بسیار دیگری نیز وجود دارد که بیانگر ضعف و ناشیوایی شعر میباشد، به طوری که هر متخصصی میداند که بسیار با اشعار جاهلی فاصله دارد. مثل آمدن فعل "تعاطی" پس از "رمانی" و موارد دیگر که به خاطر اجتناب از زیادهگویی، بدان نمیپردازیم.
براستی که دروغبافان، موفق و رستگار نمیگردند...
تهیهشده در: «رد شبهات ملحدین»
http://bit.ly/2xXJS7o
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
Post #1303
8.39K