سؤال: در قرآن آمده است که تمامی مخلوقات در آسمانها و زمین، مطیع خداوند هستند (26:30)، اما حالات بسیاری از عصیان و نافرمانی انسان را نیز ذکر کرده است. (مثلاً 10:69)
پاسخ: تمامی مخلوقات در آسمانها و زمین، در مقابل خداوند خاشع هستند، چنانچه خداوند فرموده است: «وَلَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ» [الروم: 26]
یعنی: هركه و هرچه در آسمانها و زمين است، از آن خداست، و جملگی فرمانبردار او هستند.
«له قانتون»، بدان معناست که همگی در مقابل ارادهی خداوند خاضع و مطیع هستند. با اینحال آیات بسیاری را میبینیم که از حالات عصیان و عدم اطاعت انسانها حکایت میکنند. برای مثال در سورهی الحاقة آمده است که
«وَجَاءَ فِرْعَوْنُ وَمَنْ قَبْلَهُ وَالْمُؤْتَفِكَاتُ بِالْخَاطِئَةِ - فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رَابِيَةً» [الحاقة: 10-9]
یعنی: فرعون و كسانی كه پيش از او بودند، و همچنين اهالی شهرها و آبادیهای زير و روشده (قوم لوط) مرتكب گناهان بزرگی شدند. آنان با فرستادهی پروردگارشان به مخالفت برخاستند، و خداوند ایشان را به سختی و شدت فرو گرفت.
در همین دو آیه به نافرمانی و عصیان فرعون، و کسانی که پیش از او بودند اشاره شده که خداوند عذاب شدیدی بر آنان فرستاده است. بلکه تاریخ بشریت، تاریخ نبرد و مناقشه، میان اهل طاعت و اهل عصیان بوده است، و در حدیث صحیح وارد شده که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرمودهاند: «تمامی انسانها خطاکار و بهترین آنان، توبهکنندگانشان هستند.» [1]
با این حال چگونه شیوع عصیان در میان انسانها، با آیهی قرآنی که تمامی مخلوقات را خاضع و مطیع خداوند میداند، جمع میشود؟
میگوییم که کلید پاسخ به این سؤال، فهم انواع ارادههای خداوند و قضای الهی است. پس خداوند متعال عصیان را نمیخواهد و به شر راضی نمیگردد، چرا که ارادهی و قضای او بر دو نوع است:
1- اراده و قضای تکوینی، چنانچه در قرآن کریم میخوانیم که «بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» [البقرة: 117]
یعنی: هستیبخشِ آسمانها و زمین اوست، و هنگامی که فرمان وجود چیزی را صادر کند، تنها بدو میگوید «باش»، پس میشود!
در این نوع اراده، امر الهی حتمی است و هیچ ذرهای از ذرات هستی در مخالفت و عدم اطاعت مختار نیستند، و در صورت وجود هر دستوری، مسئله به همان شکل خواسته شده در ارادهی خداوند، صورت میپذیرد.
2- اراده و قضای شرعی، که حاصل اختیار و در آن است که عباراتی مانند «مخیر»، «مکلف» و «مسئول» معنا مییابند و در نتیجه به حساب و جزاء ختم میشوند. به عنوان شاهد، این آیه را میآوریم که «وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ» [الإسراء: 23]
یعنی: پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید...
بر اساس این آیه، ارادهی تشریعی خداوند و امر او بر توحید است و شرک را از بندگانش نمیخواهد، اما انسانها قدرت تخلف از این امر تشریعی را در این دنیا دارند و در نتیجه ممکن است که عدهای مشرک شوند و معبودهایی را در پرستش با خداوند یکتا شریک کنند. در اینجاست که خداوند، بندهای را میان طاعت و عصیان مخیر ساخته، تا ناپاکی را از پاکی جدا کرده و جزاء موافق عمل و اراده و اختیار باشد. [2] انسان از این حیث آزاد است که فعل نیک یا بد را کسب کند، و در نتیجه مؤمن و کافر، مطیع و عاصی وجود خواهند داشت. بنابراین میان عصیان بشر و آیهی قرآن کریم هیچ تضاد و اختلافی وجود ندارد، به شرطی که سائل این دو نوع از اراده و قضای خداوند را بشناسد و میان آن دو قادر به تفکیک باشد.
نویسنده: محمد عمارة مصطفى عمارة
ترجمه و اضافات: رد شبهات ملحدین
پینوشتها:
[1] «كل بني آدم خطاء وخير الخطائين التوابون»، امام ترمذی و امام ابن ماجه (رحمهما الله) آن را در سنن خود آوردهاند، و البانی (رحمه الله) در مشکاة المصابیح آن را تحسین کرده است.
[2] لازم به ذکر است که اختیار انسانها در کسب افعال، مسئلهای جدا از جزائی است که بر فعل مترتب میشود. مقصود آن است که بندگان در کسب افعال مجبور نیستند، نه اینکه در جامعه در انجام هر کاری مختار باشند و یا اینکه خداوند آنان را برای این افعال مؤاخذه نکند! این سخن ردی بر جبریه است که فعل یا قدرت انجامدادن یک فعل را برای بندگان ثابت نمیکنند. بنگرید به: الملل والنحل، ج 1، ص 85
http://bit.ly/2ua74h5
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
https://telegram.me/joinchat/BcNTjz0_MK4eDOerR1UwSA
(رد شبهات ملحدین)
Post #1195
6.6K