Post #3686
19
💓 نقش دل 💓 #سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #شکیبا قسمت_40 برا طفلای معصومت بمیرم، کی تو بزرگ شدی آخه.. بلند شدم و به اتاقم رفتم، حالم بد بود ... خیلی بد. بالاخره صبح شد. سرگرم شاهان و رها بودم. شاهان با زبون بچگیش بهم میگفت که برگشتنی براش اسباب بازی بخرم. بچه ای که…
This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram