#مغرور
#هراتی
ز دست دلبروم داروم شکایت
به نزد کیکنم ، دردوم حکایت
به هر راهی که رفتوم او جدا بود
به هر جا که نشستوم، او سوا بود
زنم دست غمی بر سینهی خویش
نسازوم فاش بر کس کینهی خویش
به هرسو بنگروم یادش عیان است
خدایا، درد دل از حد گران است
گذشت عمروم به امید نگاهش
ندیدم خیری از زلف سیاهش
نباشد میل او با ما که خیلی
ولی دل را بود با او که میلی
خداوندا! بگو تا کی بسوزوم
به درگاهت دو چشمم را بدوزوم
اگر روزی گذر آری به کویوم
کنم شرح پریشانی بگویم
دلوم از دوریاش در خون نشسته
تمام عهد و پیمان را شکسته
همه شبها به بیداری نشینوم
که شاید روی ماهش را ببینوم
خداوندا بکن چاره به کاروم
که طاقت در فراق او نداروم
اگر روزی بیایه در کناروم
به پایش جان و هستی را گذاروم
#نیماـجامی
🌱
@nimatjamihttps://t.me/nimatjami