کالبدشکافی معماری قدرت در عصر پلتفرمها
در بخش نخست از ورود به جهان فکری مانوئل کاستلز، باید بنیادینترین تغییر پارادایم قرن بیست و یکم را بشناسیم: دگرگونی در ذات و مکان قدرت. در گذشته، قدرت در انحصار نهادهایی بود که خشونت فیزیکی، منابع مالی سنتی و مرزهای جغرافیایی را کنترل میکردند. اما در جامعه شبکهای (Network Society)، قدرت از ساختارهای هرمی و سلسلهمراتبی به درون شبکههای ارتباطی، کلاندادهها و الگوریتمها کوچ کرده است.
———
✳️ دستور زبان جدید قدرت: برنامهریزان و کلیدداران
کاستلز اثبات میکند که در جامعه دیجیتال، سلطه و اعمال اراده از طریق دو مکانیزم اصلی و پنهان انجام می
شود:
🔘 قدرت برنامهریزی شبکه (Programming): توانایی تعیین اهداف، قوانین و کدهای یک شبکه. شرکتهای غولپیکر فناوری و دولتهای مسلط با طراحی الگوریتمهای هوش مصنوعی و معماری پلتفرمها، رفتار، الگوهای مصرف و حتی ترجیحات سیاسی میلیاردها انسان را برنامهریزی و هدایت میکنند. کسی که الگوریتم را مینویسد، واقعیت را میسازد.
🔘 قدرت سوئیچینگ و اتصال (Switching): قدرت واقعی در دست کسانی است که میتوانند سوئیچ ارتباط میان شبکههای مختلف را در دست بگیرند؛ یعنی توانایی متصل کردن شبکههای مالی به شبکههای رسانهای، یا قطع کردن دسترسی یک جامعه از شبکه اقتصاد جهانی.
✳️ ظهور سرمایهداری پلتفرمی و تبدیل انسان به ماده خام
در اقتصاد دیجیتال: مدل تولید ثروت به طور کامل دگرگون شده است. ما با پدیدهای فراگیر به نام سرمایهداری پلتفرمی (Platform Capitalism) مواجهیم که در آن، داده (Data) به ارزشمندترین دارایی و سوخت موتور اقتصاد تبدیل شده است. پلتفرمها صرفا یک ابزار نرمافزاری یا فروشگاه آنلاین نیستند؛ آنها زیرساختهای انحصاری نوین هستند که تمام تعاملات انسانی را به دادههای قابل پردازش و تجاریسازی (Datafication) تبدیل میکنند. در این مدل، کاربر دیگر فقط یک مصرفکننده نیست، بلکه رفتار، موقعیت مکانی و احساسات او، ماده خام و منبع اصلی خلق ارزش برای ساختارهای قدرت است.
———
تقابل شبکههای قدرت و قدرت شبکهها
بزرگترین بحران حکمرانیهای متمرکز در سراسر جهان، عدم درک منطق سیال شبکههاست. در ایران، استراتژی برخورد با اقتصاد دیجیتال و جریان اطلاعات، تبلور عینی تقابل میان اراده کنترلگر بوروکراسی و مقاومت شبکهای جامعه است:
▫️ توهم کنترل با ابزارهای عصر صنعتی: سیاست فیلترینگ گسترده، کاهش پهنای باند و تلاش برای ایجاد پلتفرمهای محصور محلی، ناشی از یک خطای شناختی مهلک است؛ گمان اینکه میتوان جریان سیال اطلاعات را با دیوارهای بتنی و ابزارهای قرن بیستم مسدود کرد. ذات شبکهها تمرکزگریز است و همواره مسیرهای جایگزین (Bypass) میسازند. فیلترینگ تنها به رشد اقتصاد تاریک فیلترشکنها، خروج سرمایه و نابودی امنیت سایبری انجامیده است.
▫️ انزوای دیجیتال و خفگی اکوسیستم نوآوری: قطع مداوم ارتباط کسبوکارهای ایرانی با شبکه اقتصاد جهانی و ابزارهای مرجع، بزرگترین ضربه به توسعه اقتصاد دیجیتال بومی است. استارتاپها برای بقا نیازمند جریان آزاد کلاندادهها، سرویسهای ابری بینالمللی و ادغام در بازارهای جهانی هستند. انسداد اینترنت، امید به نوآوری را کشته و موتور محرک فرار گسترده سرمایههای انسانی و نخبگان فناوری (Brain Drain) شده است.
▫️ قدرت بیقدرتان در شبکههای افقی: کاستلز مفهوم بینظیر قدرت شبکهها (Power of Networks) را در برابر قدرت دولتها مطرح میکند. شهروندانی که از مجاری رسمی اقتصاد و رسانه کنار گذاشته شدهاند، با استفاده از ارتباطات رمزنگاریشده، شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز و ارزهای دیجیتال، بلوکهای مستقلی از مقاومت و کنشگری میسازند که کنترل متمرکز آنها توسط هر دولتی ناممکن است.
۱/۲
Post #368
74
- 👍 1