۳ـ۵. سپِنیشته (Spəništa)
این نام به معنای آتش بسیار سپند یا مقدس تفسیر شده است. در برخی شرحهای پهلوی، آن را با آتشی مینوی که در حضور اهورامزداست، مرتبط دانستهاند؛ اما همانگونه که گفته شد، دربارهٔ تطبیق این نام و نام بَرِزیسَوَه تفاوتهایی در منابع وجود دارد.
این دستهبندی نشان میدهد که مفهوم آتش در سنت دینی و تفسیری زرتشتی تنها به شعلهای که در آتشکده یا اجاق خانه افروخته میشود محدود نیست؛ آتش با زندگی، گیاهان، آذرخش و جهان مینوی نیز پیوند یافته است.
به ارزیابی مری بویس، این پنجگانه صورتی دانشورانه و تفسیری دارد که احتمالاً در دورهٔ اشکانی شکل گرفته یا گسترش یافته است.
ازاینرو، نباید همهٔ توضیحات مربوط به این پنج گونه را بدون بررسی، آموزهای مستقیم از اشوزرتشت معرفی کرد.
۴. سه آتش بزرگ ایران باستان؛ آتش موبدان، جنگاوران و کشاورزان
در نوشتههای پهلوی و روایتهای دینی زرتشتی، از سه آتش بزرگ و نامدار یاد شده است:
آذر فرنبغ،
آذر گشنسب و
آذر برزینمهر.
در سنت تفسیری دورهٔ ساسانی، این سه آتش با سه گروه اجتماعی پیوند داده شدند با پیشوایان دینی و موبدان، جنگاوران و کشاورزان.
این پیوند به معنای آن نیست که هر گروه فقط اجازهٔ نیایش آتش ویژهٔ خود را داشته است؛ بلکه نشاندهندهٔ جایگاه نمادین و اجتماعی این آتشها در روایتهای دینی و تاریخی است.
۴ـ۱. آذر گشنسب؛ آتش پیوندیافته با شاهان و جنگاوران
آذر گشنسب
(Ādur Gušnasp)
یکی از سه آتش بزرگ ایران باستان بود.
در دورهٔ ساسانی، این آتش با طبقهٔ جنگاوران و پادشاهان پیوند داده شد.
جایگاه شناختهشدهٔ آن در شیز، در آذربایجان، در محوطهٔ باستانی تخت سلیمان امروزی قرار داشت. این آتش در دورهٔ ساسانی از جایگاه دینی و سیاسی مهمی برخوردار بود.
باید توجه داشت که پیوند آذر گشنسب با جنگاوران و شاهان، بهاحتمال زیاد در دورهٔ ساسانی بهوسیلهٔ مفسران و دانشوران دینی صورتبندی شده است. بنابراین، نباید بدون توضیح تاریخی آن را آموزهای قطعی از روزگار اشوزرتشت معرفی کرد.
۴ـ۲. آذر فرنبغ؛ آتش پیوندیافته با پیشوایان دینی
آذر فرنبغ
(Ādur Farnbāg)
آتش بزرگ دیگری بود که در دورهٔ ساسانی با طبقهٔ موبدان و پیشوایان دینی پیوند یافت و در سرزمین پارس جایگاه داشت.
این آتش در نوشتههای پهلوی جایگاه برجستهای دارد.
دربارهٔ خاستگاه نخستین آن روایتهایی وجود دارد، اما زمان و محل دقیق تأسیس اولیهٔ آن را نمیتوان با قطعیت تعیین کرد.
۴ـ۳. آذر برزینمهر؛ آتش پیوندیافته با کشاورزان
آذر برزینمهر
(Ādur Burzēn-Mihr)
سومین آتش بزرگ این سهگانه است. در سنت پهلوی، آن را با کشاورزان و برزگران پیوند دادهاند.
جایگاه سنتی آن در خراسان دانسته میشود، اما محل دقیق تاریخی آن به اندازهٔ جایگاه آذر گشنسب روشن نیست.
آیا این سه آتش از آغاز تاریخ زرتشتی وجود داشتهاند؟
در روایتهای دینی، این آتشها جایگاهی اسطورهای دارند و از آنها بهعنوان آتشهایی که از آغاز آفرینش وجود داشتهاند، یاد میشود.
اما این روایت دینی را باید از تاریخ قابل اثبات جدا کرد.
پژوهشگران میدانند که این سه آتش در دورهٔ ساسانی اهمیت ویژهای داشتند، ولی زمان دقیق تأسیس تاریخی هر یک بهطور قطعی مشخص نیست.
برای نمونه، مری بویس دربارهٔ آذر گشنسب احتمال میدهد که این آتش در دورهای پیش از ساسانیان بنیان گذاشته شده باشد و در دورهٔ ساسانی جایگاه شناختهشده و پرنفوذ خود را به دست آورده باشد.
دربارهٔ آذر فرنبغ نیز احتمال تأسیس در دورهای پیش از ساسانیان مطرح شده است.
همچنین پیوند آنها با گروههای اجتماعی را بهتر است در چارچوب سنت تفسیری و تاریخ اجتماعی دورهٔ ساسانی بررسی کنیم، نه اینکه آن را بدون توضیح به روزگار اشوزرتشت نسبت دهیم.
۵. سه درجهٔ آتش مقدس؛ بهرام، آدران و دادگاه
اکنون به دستهبندی دیگری میرسیم که با سه آتش بزرگ تاریخی تفاوت دارد.
در سنت آیینی زرتشتی، سه درجهٔ آتش مقدس شناخته شده است:
۱
. آتش بهرام: بالاترین درجه
۲. آتش آدران: درجهٔ میانی
۳. آتش دادگاه: درجهٔ پایینتر
تفاوت این سه درجه به شیوهٔ آمادهسازی و تقدیس، جایگاه آیینی و روش نگهداری آتش مربوط است.
پایینتر بودن درجهٔ آتش دادگاه به معنای بیارزش یا بیحرمت بودن آن نیست؛ هر سه در جایگاه آیینی خود اهمیت دارند.
۵ـ۱. آتش بهرام؛ بالاترین درجه
آتش بهرام
(Ātaš Bahrām)
بالاترین درجهٔ آتش مقدس در این تقسیمبندی است.
برپایی آن به تشریفات گستردهٔ دینی و آمادهسازی ویژه نیاز دارد.
در سنت آیینی شناختهشدهٔ پارسیان هند، برای برپایی آتش بهرام، آتشهایی از ۱۶ سرچشمهٔ گوناگون گردآوری میشوند.
هر یک مراحل آیینی مربوط به خود را میگذراند و سپس طبق تشریفات ویژه با دیگر آتشها پیوند داده میشود تا آتش مقدس نهایی آماده شود.
فرایند تقدیس میتواند نزدیک به یک سال به طول انجامد.
👇🏻👇🏻