👇🏻👇🏻
۵. فقر، ناامنی و ترس از غارت خانهها
فقر زرتشتیان در برخی دورهها تنها حاصل کمبود منابع طبیعی یا دشواری زندگی در مناطق خشک نبود.
مالیاتهای سنگین، محدودیتهای شغلی، دسترسی نابرابر به حمایت قانونی و خطر خشونت نیز میتوانستند توان اقتصادی خانوادهها را کاهش دهند.
در گزارشهای مربوط به زرتشتیان ایران در میانهٔ سدهٔ نوزدهم، از خانههای ساده و کمامکانات، خوراک محدود و دشواری تأمین هزینههای زندگی سخن رفته است.
بسیاری از خانوادهها در روستاها و محلههایی زندگی میکردند که امکان دفاع از خود در برابر حمله یا غارت در آنها محدود بود. و گاهی محله های زرتشتی نشین خارج از قلعه دفاعی شهرها قرار داشت که این موضوع، قتل و غارت خانوادهای زرتشتی را بیشتر میکرد .
جمشید چوکسی
در مقالهٔ تاریخی خود در ایرانیکا به گزارشی از هرمان پترمان، پژوهشگر آلمانی، اشاره میکند که بر اساس آن، زرتشتیان در میانهٔ سدهٔ نوزدهم از ورود ناگهانی مهاجمان به خانه و ضبط یا سوزاندن داراییهایشان ترس داشتند.
در چنین شرایطی، برخی خانهها محلهای پنهانی برای نگهداری خوراک، آب، اشیای ارزشمند و نوشتههای دینی داشتند.
این تصویر از زندگی، تنها نشاندهندهٔ فقر مالی نیست؛ نشان میدهد که ناامنی چگونه بر شکل خانه، شیوهٔ نگهداری دارایی و حتی رفتار روزمره اثر میگذاشت.
خانوادهای که احتمال میداد خانهاش غارت شود، ناچار بود برای حفظ جان و دارایی خود تدبیرهایی پنهانی بیندیشد.
در دورههایی که قدرت حکومت مرکزی کاهش مییافت یا رقابت میان مأموران محلی شدت میگرفت، گروههایی از مردم میتوانستند از ضعف حمایت قانونی علیه جوامع زرتشتیان بهرهبرداری کنند.
پژوهشهای مربوط به دورهٔ صفوی نیز نشان میدهد که در برخی موارد، فشار بر زرتشتیان فقط از تعصب دینی ناشی نمیشد؛ منافع مالی، رقابت میان مأموران حکومتی و تلاش برای تصاحب نیروی کار یا درآمد آنان نیز نقش مضاعف داشت.
۶. خشونت، ضربوشتم و قتل؛ وقتی امنیت جانی تضمین نمیشد
در منابع مربوط به زرتشتیان یزد و کرمان در سدهٔ نوزدهم، گزارشهایی از ضربوشتم، غارت، قتل و تهدید به تغییر دین دیده میشود.
این گزارشها از سوی مسافران خارجی، نمایندگان پارسیان هند و نویسندگان زرتشتی گردآوری شدهاند.
ایرانیکا به گزارشهای مانکجی هاتریا اشاره میکند که بر اساس آنها، زرتشتیان در برخی مناطق از حمایت قابل اتکای قانونی برخوردار نبودند و در معرض تعرض قرار میگرفتند.
همچنین در گزارشهای سفرنامهنویسان غربی، از شرایط ناامن زندگی زرتشتیان و دشواری دادخواهی آنان سخن رفته است.
یکی از مشکلات اساسی این بود که حتی اگر قانونی برای حمایت از افراد وجود داشت، اجرای آن به اراده و عملکرد مأموران محلی وابسته بود. اگر مأموران از رسیدگی به شکایت خودداری میکردند، به متجاوزان نزدیک بودند یا خود از وضع موجود سود میبردند، در نتیجه مراجعه به حکومت میتوانست بینتیجه بماند.
در برخی روایتهای تاریخی، از قتل زرتشتیان در پی اختلافهای محلی یا نقض مقررات تبعیضآمیز یاد شده است.
برای نمونه، ایرانیکا ماجرایی را از سال ۱۸۸۳ میلادی نقل میکند که در آن، یک زرتشتی یزدی به نام رستم دینیار، با تصور اینکه محدودیت ارتفاع خانهها برای زرتشتیان برداشته شده است، خانهای بلندتر از خانه مسلمانان ساخت.
پس از اطلاع از خبر آمدن گروهی از افراد خشونتطلب، او گریخت و فرد زرتشتی بیگناه دیگری را بهجای او کشتند؛ در گزارش یادشده، برای این قتل، پیامد و مجازات مؤثری ذکر نشده است.
چنین نمونههایی نشان میدهد که خطر فقط در مجازات رسمی خلاصه نمیشد. حتی مقرراتی که ظاهراً لغو شده بودند، ممکن بود در ذهن مردم و گروههای محلی همچنان بهانهای برای کشتن یا خشونت باشند.
وجود گزارشهای متعدد، تصویر کلی از ناامنی را تقویت میکند؛
۷. ربودن دختران زرتشتی؛
یکی از دردناکترین بخشهای حافظهٔ تاریخی
از تلخترین موضوعات در روایتهای مربوط به زرتشتیان یزد و کرمان، گزارشهایی است که دربارهٔ ربودهشدن دختران و بانوان زرتشتی، تغییر اجباری دین آنان و واداشتنشان به ازدواج با مردان مسلمان نقل شده است.
این موضوع در منابع ایرانشناسی نیز مطرح شده است.
مقالهٔ «زرتشتیان یزد و کرمان در سدهٔ نوزدهم» در دانشنامهٔ ایرانیکا، با استناد به پژوهشهای پیشین و روایتهای نقلشده از جامعهٔ زرتشتی، به گزارشهایی اشاره میکند که در آنها دختران ربوده میشدند، را مسلمان میکردند و سپس به ازدواج با مسلمانان به اجبار واداشته میشدند.
در همان پژوهش، خاطراتی از بانوان زرتشتی یزدی نقل شده است که نشان میدهد ترس از ربودهشدن تا اوایل سدهٔ بیستم نیز در حافظهٔ خانوادگی و محلی باقی مانده بود.
👇🏻👇🏻
Post #13025
69
- 😭 2
- 🔥 1