ایرانیکا نیز همین مسئله را بهصراحت بیان کرده است.
از سوی دیگر، نسبت دادن این نقش به فروشی سابقهای طولانی در میان برخی پژوهشگران و بهویژه در فرهنگ زرتشتی معاصر داشته است.
بنابراین بهتر است میان این دو جمله تفاوت بگذاریم:
«این نقش امروزه در فرهنگ زرتشتی به عنوان نماد فروهر شناخته میشود.»
این گزاره درباره کاربرد معاصر درست است.
اما:
«هخامنشیان این نقش را فروهر میدانستند.»
این گزاره تاریخی اثباتشده نیست.
آیا پس نام «فروهر» کاملاً غلط است؟
باز هم پاسخ نیازمند دقت است.
اگر کسی امروز در یک انجمن، کتاب، زیورآلات یا فضای فرهنگی زرتشتی از این نقش با عنوان «فروهر» یاد کند، این نام بخشی از کاربرد و فرهنگ معاصر زرتشتیان شده است.
اما اگر این کاربرد معاصر را به گذشته برگردانیم و ادعا کنیم که:
«این همان تصویری است که هخامنشیان برای فروشی ساخته بودند»
دیگر از یک واقعیت اثباتشده تاریخی سخن نگفتهایم.
بنابراین بهتر است نگوییم:
«فروهر بودن آن دروغ است.»
بلکه دقیقتر بگوییم:
«انتساب این نقش هخامنشی به فروشی، از نظر تاریخی قطعی و اثباتشده نیست.»
این عبارت علمیتر و قابل دفاعتر است.
آیا میتوان گفت این نقش نماد اهورامزداست؟
اگر منظور برخی نمونههای مشخص هخامنشی، بهویژه نقش دارای پیکر انسانی در صحنههای سلطنتی مانند نقشرستم باشد، پاسخ این است که:
بله، این تفسیر از پشتوانه جدی پژوهشی برخوردار است.
ایرانیکا در بررسی نقشرستم، این تفسیر را پذیرفته و ارتباط آن را با کتیبههای هخامنشی نیز مهم دانسته است.
اما اگر جمله این باشد:
«تمام نقشهای دایره بالدار هخامنشی، در همه جا و بدون استثنا، فقط نماد اهورامزدا هستند»
این نتیجه از شواهد موجود فراتر میرود.
زیرا پژوهشگران دیگری، بهویژه در برخی نمونههای بدون پیکر انسانی، ارتباط نقش را با فرّه یا خَوَرنه مطرح کردهاند.
آیا اهورامزدا در هنر هخامنشی تصویر میشد؟
این پرسش نیز اهمیت دارد.
در ایرانیکا درباره اهورامزدا آمده است که تصویرهای مربوط به او در دوره آغازین هخامنشی مسئلهای پیچیده دارند و درباره شناسایی نقش بالدار اختلاف نظر وجود داشته است.
یک مدخل ایرانیکا حتی نقش بالدار را بیشتر با خَوَرنه مرتبط دانسته، در حالی که مدخلهای مربوط به نقشرستم و بازنماییهای سلطنتی، تفسیر اهورامزدا را در برخی صحنهها جدی میدانند.
این اختلاف نشان میدهد که نباید مسئله را با یک جمله ساده حل کرد.
نقش بالدار و مفهوم پادشاهی
فارغ از اینکه در هر نمونه دقیقاً کدام تفسیر را بپذیریم، یک موضوع کاملاً روشن است:
این نقش با اندیشه دینی و پادشاهی هخامنشی ارتباط بسیار نزدیک دارد.
شاه هخامنشی در کتیبههای خود قدرتش را به اهورامزدا مرتبط میکند.
در صحنههای تصویری نیز نقش بالدار در جایگاهی قرار میگیرد که ارتباط مستقیم میان شاه، نیروی ایزدی و فرمانروایی را به نمایش میگذارد.
در نقشرستم، شاه به سوی نقش بالدار توجه دارد و نقش موجود در بالا نیز با حرکت دست پاسخ او را میدهد.
این ترکیب تصویری، پیوند میان فرمانروایی شاه و تأیید یا پشتیبانی نیروی ایزدی را نشان میدهد.
بنابراین این نقش را نمیتوان یک علامت تزئینی ساده دانست.
چرا نام «فروهر» در روزگار جدید اینقدر رایج شد؟
یکی از موضوعاتی که نیازمند بررسی تاریخی جداگانه است، تاریخ تحول کاربرد این نقش در میان زرتشتیان دوره جدید است.
در فرهنگ زرتشتی معاصر، این تصویر به تدریج به یکی از شناختهشدهترین نشانههای هویت زرتشتی تبدیل شد و نام «فروهر» نیز بر آن تثبیت شد.
این کاربرد جدید را نباید با معنای احتمالی این نقش در دوره هخامنشی یکی دانست.
به بیان دیگر، ممکن است یک تصویر باستانی در دورهای جدید، معنایی تازه و هویتی جدید پیدا کند.
این اتفاق در تاریخ فرهنگ و هنر بسیار رایج است.
بنابراین حتی اگر ثابت شود که هخامنشیان این نقش را فروشی نمیدانستند، استفاده امروز زرتشتیان از آن به عنوان نماد فروهر، یک واقعیت فرهنگی معاصر باقی میماند.
نتیجه نهایی پژوهش
بررسی شواهد موجود ما را به چند نتیجه مهم میرساند:
نخست: فروشی یکی از مفاهیم مهم و کهن در آیین زرتشتی است، اما برای آن تصویر باستانی قطعی و شناختهشدهای در دست نداریم.
دوم: نقش دایره بالدار بسیار قدیمیتر از هخامنشیان است و ریشههایی در هنر خاور نزدیک دارد.
سوم: در هنر هخامنشی، این نقش در شکلهای متفاوت ظاهر شده و همیشه دارای پیکر انسانی نیست.
چهارم: در برخی مهمترین صحنههای سلطنتی هخامنشی، بهویژه نقشرستم، شناسایی پیکر درون نقش، با اهورامزدا پشتوانه جدی پژوهشی دارد و ارتباط آن با کتیبههای شاهی نیز این تفسیر را تقویت میکند.
پنجم: دیدگاه دیگری نیز وجود دارد که نقش دایره بالدار، بهویژه در نمونههای بدون پیکر انسانی، را با فرّه یا خَوَرنه مرتبط میداند.
👇🏻👇🏻