👇🏻👇🏻
برای تفسیر یک تصویر باستانی، تنها شکل ظاهری آن کافی نیست.
باید ببینیم آن تصویر در چه محیطی قرار گرفته و در همان بنا چه نوشتههایی وجود دارد.
در کتیبههای شاهان هخامنشی، بهویژه کتیبههای داریوش، نام اهورامزدا بارها و بهصراحت آمده است.
داریوش فرمانروایی خود را با خواست و یاری اهورامزدا مرتبط میکند و اهورامزدا را آفریننده جهان و پشتیبان پادشاهی معرفی میکند.
از این رو، هنگامی که نقش بالدار را در کنار صحنههای سلطنتی و کتیبههای هخامنشی قرار میدهیم، ارتباط آن با اهورامزدا یک فرض بیپایه نیست؛ بلکه از دیدگاه برخی پژوهشگران، یکی از قویترین تفسیرهای موجود است.
در واقع، در پژوهشهای مربوط به نقشرستم، ارتباط نقش با اهورامزدا با کتیبههای همان دوره نیز پشتیبانی میشود.
حلقهای که پیکر در دست دارد چیست؟
یک جزئیات مهم در بسیاری از این تصاویر، حلقهای است که پیکر درون نقش به سوی شاه گرفته است.
این حلقه نیز سابقهای طولانی در هنر خاور نزدیک دارد.
در سنتهای هنری قدیمیتر، ارائه حلقه و گاهی عصا از سوی ایزد به پادشاه میتوانست مفهوم اعطای فرمانروایی یا تأیید سلطنت را داشته باشد.
ایرانیکا نیز این سنت را دارای سابقه پیش از هخامنشیان دانسته و حلقه موجود در این صحنهها را عموماً با فرمانروایی و آیین اعطای پادشاهی مرتبط میداند.
بنابراین تصویر صرفاً یک نشانه تزئینی نیست؛ در صحنههای سلطنتی، بخشی از پیام سیاسی و دینی حکومت هخامنشی را نیز منتقل میکند.
دیدگاه دیگر: فرّه یا خَوَرنه
اما در اینجا نباید از یک دیدگاه مهم دیگر چشمپوشی کرد.
برخی پژوهشگران نقش دایره بالدار را با مفهوم خَوَرنه یا فرّه مرتبط دانستهاند.
خَوَرنه در اندیشه ایرانی باستان مفهومی مرتبط با شکوه، بخت و نیروی فرّهمند است و در ارتباط با پادشاهی و کامیابی فرمانروا اهمیت ویژهای دارد.
این دیدگاه در پژوهشهای ایرانشناسی سابقه جدی دارد.
حتی در ایرانیکا، در مدخل مربوط به فروشی، آمده است که اگرچه این نقش در میان زرتشتیان معمولاً به عنوان نماد فروشی شناخته شده، پژوهشگران غربی استدلالهای نیرومندی برای ارتباط آن با xᵛarənah یا فرّه مطرح کردهاند.
بنابراین در پژوهش علمی، «فرّه» را نمیتوان نادیده گرفت.
چرا درباره اهورامزدا و فرّه اختلاف وجود دارد؟
علت اصلی این اختلاف آن است که هخامنشیان در کنار تصاویر، معمولاً توضیحی به زبان امروزی برای ما باقی نگذاشتهاند که بگوید:
«این تصویر دقیقاً اهورامزداست.»
یا:
«این تصویر دقیقاً فرّه است.»
از این رو پژوهشگران باید از مجموعهای از شواهد استفاده کنند:
کتیبهها،
جایگاه نقش در بنا،
شکل پیکر،
وجود یا نبود پیکر انسانی،
حرکت دستها،
حلقه موجود در دست،
ارتباط نقش با شاه،
و مقایسه آن با هنر دورههای پیش از هخامنشی.
به همین دلیل، اختلاف علمی درباره معنای این نقش هنوز کاملاً از میان نرفته است.
یک نمونه مهم از پاسارگاد
یکی از شواهد مهم، اثری هخامنشی از پاسارگاد است که در مجموعه موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری میشود.
در این اثر نیز پیکری درون نقش دایره بالدار دیده میشود.
موزه متروپولیتن تصریح میکند که هویت این پیکر همچنان موضوع بحث علمی بوده است.
دو پیشنهاد اصلی عبارتاند از:
اهورامزدا
و
یک نیروی ایزدی یا روح مرتبط با شاه.
با این حال، کارشناسان موزه در مورد این نمونه، شناسایی پیکر با اهورامزدا را محتملتر دانستهاند؛ یکی از دلایل آنها نیز وجود نمونههای مشابه از نمایش ایزدان درون نقشهای حلقهدار در هنر آشوری است.
این شاهد اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد دیدگاه «اهورامزدا» صرفاً یک برداشت عامیانه یا جدید نیست، بلکه در بررسی تخصصی آثار هخامنشی نیز پشتیبانی شده است.
اما یک نکته مهم و ظریف
در اینجا باید از یک اشتباه دیگر نیز پرهیز کرد.
اینکه برخی نمونههای نقش بالدار به احتمال زیاد یا بهطور قوی با اهورامزدا مرتبط دانسته شدهاند، به این معنی نیست که هر دایره بالدار در هنر هخامنشی را باید بدون توجه به زمینه آن، اهورامزدا دانست.
ایرانیکا در بررسی نمادهای تصویری هخامنشی، احتمال داده است که:
نقش دارای پیکر انسانی بیشتر با اهورامزدا ارتباط داشته باشد؛
در حالی که:
نقش دایره بالدارِ بدون پیکر انسانی میتواند با فرّه ارتباط داشته باشد.
این تفکیک، مقاله را از یک ادعای ساده و مطلق جدا میکند و به نتیجهای علمیتر میرساند.
آیا «فروهر» بودن این نقش اثبات شده است؟
خیر.
این مهمترین نتیجهای است که باید با صراحت بیان شود.
در منابع اوستایی، فروشی وجود دارد؛ اما هیچ تصویر قطعی و شناختهشدهای از فروشی نداریم که بتوانیم آن را با نقش بالدار هخامنشی یکی بدانیم.
👇🏻👇🏻
Post #12927
110