از این زاویه، حرف فصل سوم فقط درباره مغز و هورمون و سیستم عصبی نیست.
داره درباره یک چیز خیلی ساده و انسانی هم حرف میزنه:
ما برای زنده موندن فقط به غذا و خواب و اکسیژن نیاز نداریم.
به ارتباط هم نیاز داریم. به تعلق، به اینکه جایی، برای کسی، خودِ واقعیمون باشیم.
و شاید به همین دلیله که تیچ نات هان ترجیح میداد بهجای اینکه فقط بگه «ما به هم مرتبطیم»، بگه:
«ما در هم هستیم.»
چون وقتی دقیقتر نگاه میکنیم، پشت چیزی که امروز بهش میگیم «من»، آدمهای زیادی حضور دارن؛
آدمهایی که دوستشون داشتیم،
آدمهایی که از دستشون دادیم،
آدمهایی که بهمون زخم زدن،
آدمهایی که کنارمون موندن،
و حتی محیط و فرهنگی که توش بزرگ شدیم.
شاید «من» آنقدرها هم یک موجود جدا و مستقل نباشه که گاهی وارد رابطه میشه.
شاید ما از اول، در رابطه شکل میگیریم.
و شاید وقتی این رو بفهمیم، نگاهمون به خودمون هم کمی مهربونتر بشه.
بهجای اینکه برای هر چیزی سریع از خودمون بپرسیم «چرا من اینطوریام؟»، گاهی مکث کنیم و بپرسیم:
«چه چیزهایی من رو به اینجا رسوندن؟»
شاید این همون چیزی باشه که مته میخواد در پایان این فصل، بیشتر از هر چیز دیگهای برامون باقی بذاره. 🌱
#بوک_کلاب_آنلاین
@negah_farda
Post #3069
173
- ❤ 1