این دقیقاً همون جاییه که مته میخواد نگاه ما به سلامت رو بزرگتر کنه.
قرار نیست بگیم هر بیماریای از یک رابطهی بد میاد، یا هر درد جسمی معنای روانشناختی خاصی داره.
حرف اینه که
وقتی میخوایم انسان رو بفهمیم، نمیتونیم بدنش رو از زندگیای که در اون بدن داره تجربه میکنه جدا کنیم.
آدمی که سالها در ناامنی زندگی کرده،
آدمی که هیچوقت احساس نکرده کسی پشتشه،
آدمی که هر روز با فشار مالی یا شغلی دستوپنجه نرم میکنه،
یا کسی که مدتهاست احساس میکنه هیچکس واقعاً نمیبینتش،
همهی اینها فقط «داستان زندگی» اون آدم نیستن.
بخشی از محیطیه که بدنش هر روز در اون زندگی میکنه.
و باید دقت کنیم که گاهی وقتی بدنمون خستهست، وقتی بیحوصلهایم، وقتی مدام در حالت آمادهباشیم، خیلی سریع از خودمون میپرسیم:
مشکل من چیه؟
شاید گاهی سؤال بهتری این باشه:
«من این روزها دارم در چه شرایطی زندگی میکنم؟»
چه رابطههایی اطراف منه؟
چقدر احساس امنیت میکنم؟
چقدر تنها موندم؟
چقدر فرصت دارم از کسی کمک بگیرم؟
و شاید حتی:
«آخرین بار کی کنار یک نفر بودم و واقعاً احساس کردم لازم نیست از خودم مراقبت کنم؟»
#بوک_کلاب_آنلاین
@negah_farda
Post #3068
150
- ❤ 2