سازمان رسانه ای ندای آزادی (سرنا)
nedayeazadi.com سایت
اینستاگرام nedayeazadinet@
یوتیوب: www.youtube.com/@nedayeazadinet
توییتر: www.twitter.com/nedayeazadinet

🔹امارات و سودای تجزیه ایران
✍️محمدرضا اسلامی
◀️آنچه می خوانید، بررسی یادداشتی است تحت عنوان "چرا تهدید مدام ایران خاورمیانه را رها نمیکند و چگونه میتوان سرانجام به این چرخه پایان داد؟" به قلم "سالم الکتبی" تحلیلگر سیاسی امارات متحده عربی. این یادداشت 25 مرداد 1405 (16 اوت 2026) در نشریهء اسرائیلی Jerusalem Post منتشر شده است.
محمدرضا اسلامی در کانال تلگرامی خود به این یادداشت می پردازد. مقاله به زبان اصلی و ترجمهء فارسی آن نیز در ادامه درج شده است.
این مقالهٔ نویسندهٔ اماراتی در روزنامهٔ اسرائیلی "جروزالم پست" در تاریخ خواهد ماند.
تکتک جملهها و حتی نیمجملههای این مقاله مهم و محل تأملاند.
این مقاله را نباید صرفاً یک یادداشت سیاسی دانست. این، صورتبندی عریانِ یک آرزوی اماراتی است: آرزوی ایرانی پراکنده و فاقد قدرتِ مرکزی.
نویسندهٔ اماراتی با صراحتی کمسابقه مینویسد: مسئله فقط جمهوری اسلامی نیست؛ مسئله حتی تغییر حکومت در ایران هم نیست؛ مسئله، «قدرت ایران» است.
نویسنده اماراتی با ادبیاتی علمی، اما با روحی بیحیا مینویسد که تضعیف جمهوری اسلامی یا حتی تغییر رژیم،«تهدید ایران» (Iran’s threat) را در منطقه برطرف نمیکند(!) چراکه ایران دارای جمعیت زیاد، سرزمین پهناور، ذخایر انرژی، زیرساخت علمی و صنعتی، و موقعیت جغرافیایی است. و این آخری البته از همه جالب تر بود: «موقعیت جغرافیایی!». به همین اندازه عریان سخن میگوید.
به همین صراحت.
به همین زشتی.
نویسنده اماراتی مینویسد:
«از این منظر، تغییر رژیم در ایران، اگر بعنوان پاسخ نهایی به مسئله مطرح شود، در بهترین حالت فقط "راهحلیناقص" است... با اینحال، جغرافیا، منافع ملی و تواناییهای بالقوهی ایران با تغییر رهبران از بین نمیروند. جاهطلبیهای دیرینهٔ منطقهای احتمالاً دوباره ظاهر خواهند شد، اما اینبار در قالب ملیگرایی، نه در قالب انقلاب»
عجبا! این شاید از نخستین دفعاتی است که یک تحلیلگر عرب، در یک روزنامهٔ اسرائیلی، «مسئله جغرافیای ایران» را چنین صریح و بیپرده طرح میکند. او به صراحت میگوید از کشتن قاسم سلیمانی تا حمله به تأسیسات و مراکز نظامی ایران، هیچکدام «مسئله تهدید ایران» را حل نمیکند؛ چون مسئله، یک یا چند فرمانده، یک حکومت یا یک برنامهٔ خاص نیست. مسئله، خودِ امکانِ بازسازی قدرت ایران است.
“Geography, national interests and latent capabilities, however, survive leadership turnover.”
و نسخهٔ امارات برای «مسئله ایران» چیست؟
فدرالکردن ایران، و حتی بازگذاشتن راه برای کنفدرالیسم.
"The objective is something other than indefinite weakening of Iran"
این جملات را ببینیم:
«تمرکززدایی گسترده یا فدرالیسم (و شاید ترتیبات کنفدرالی)، اگر با رضایت ملی(!؟) و توافق قانون اساسی پذیرفته شوند، میتوانند انحصارِ مرکز بر ثروت و تصمیمگیری را محدود کنند، به مناطق در امور منابع و مسائل مالی اختیار بیشتری بدهند، و برای استفاده از توانمندیهای ملی در اقدامات خارجی، محدودیتهای نهادی ایجاد کنند»
یک پراگراف بسیار شیک! در سه سطر، تجویز تجزیه یک کشور! برای چه؟ برای اینکه یک کشور قدرتمند در منطقه، کنار دست اعراب و اسرائیل «قابل پذیرش» نیست. لذا تجویزِ تضعیف یک کشور.
“Broad decentralization or federalism, and possibly confederal arrangements…”
به این عبارت مقاله دقت کنید: «محدود کردن انحصار مرکز بر ثروت و تصمیمگیری» و «محدودیتگذاری برای استفاده از توانمندیهای ملی در اقدامات خارجی». یعنی چه؟
یعنی ایران باید چنان از درون مهار شود که دیگر نتواند با اتکا به جغرافیا، منابع، جمعیت، علم، صنعت و قدرتملی خود، در منطقه "نقشآفرینی" کند.
🔗 لینک متن کامل
📧با ندای آزادی از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
nedayeazadiweb@gmail.com
🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی:
🌐 nedayeazadi.com
📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی
✍️محمدرضا اسلامی
◀️آنچه می خوانید، بررسی یادداشتی است تحت عنوان "چرا تهدید مدام ایران خاورمیانه را رها نمیکند و چگونه میتوان سرانجام به این چرخه پایان داد؟" به قلم "سالم الکتبی" تحلیلگر سیاسی امارات متحده عربی. این یادداشت 25 مرداد 1405 (16 اوت 2026) در نشریهء اسرائیلی Jerusalem Post منتشر شده است.
محمدرضا اسلامی در کانال تلگرامی خود به این یادداشت می پردازد. مقاله به زبان اصلی و ترجمهء فارسی آن نیز در ادامه درج شده است.
این مقالهٔ نویسندهٔ اماراتی در روزنامهٔ اسرائیلی "جروزالم پست" در تاریخ خواهد ماند.
تکتک جملهها و حتی نیمجملههای این مقاله مهم و محل تأملاند.
این مقاله را نباید صرفاً یک یادداشت سیاسی دانست. این، صورتبندی عریانِ یک آرزوی اماراتی است: آرزوی ایرانی پراکنده و فاقد قدرتِ مرکزی.
نویسندهٔ اماراتی با صراحتی کمسابقه مینویسد: مسئله فقط جمهوری اسلامی نیست؛ مسئله حتی تغییر حکومت در ایران هم نیست؛ مسئله، «قدرت ایران» است.
نویسنده اماراتی با ادبیاتی علمی، اما با روحی بیحیا مینویسد که تضعیف جمهوری اسلامی یا حتی تغییر رژیم،«تهدید ایران» (Iran’s threat) را در منطقه برطرف نمیکند(!) چراکه ایران دارای جمعیت زیاد، سرزمین پهناور، ذخایر انرژی، زیرساخت علمی و صنعتی، و موقعیت جغرافیایی است. و این آخری البته از همه جالب تر بود: «موقعیت جغرافیایی!». به همین اندازه عریان سخن میگوید.
به همین صراحت.
به همین زشتی.
نویسنده اماراتی مینویسد:
«از این منظر، تغییر رژیم در ایران، اگر بعنوان پاسخ نهایی به مسئله مطرح شود، در بهترین حالت فقط "راهحلیناقص" است... با اینحال، جغرافیا، منافع ملی و تواناییهای بالقوهی ایران با تغییر رهبران از بین نمیروند. جاهطلبیهای دیرینهٔ منطقهای احتمالاً دوباره ظاهر خواهند شد، اما اینبار در قالب ملیگرایی، نه در قالب انقلاب»
عجبا! این شاید از نخستین دفعاتی است که یک تحلیلگر عرب، در یک روزنامهٔ اسرائیلی، «مسئله جغرافیای ایران» را چنین صریح و بیپرده طرح میکند. او به صراحت میگوید از کشتن قاسم سلیمانی تا حمله به تأسیسات و مراکز نظامی ایران، هیچکدام «مسئله تهدید ایران» را حل نمیکند؛ چون مسئله، یک یا چند فرمانده، یک حکومت یا یک برنامهٔ خاص نیست. مسئله، خودِ امکانِ بازسازی قدرت ایران است.
“Geography, national interests and latent capabilities, however, survive leadership turnover.”
و نسخهٔ امارات برای «مسئله ایران» چیست؟
فدرالکردن ایران، و حتی بازگذاشتن راه برای کنفدرالیسم.
"The objective is something other than indefinite weakening of Iran"
این جملات را ببینیم:
«تمرکززدایی گسترده یا فدرالیسم (و شاید ترتیبات کنفدرالی)، اگر با رضایت ملی(!؟) و توافق قانون اساسی پذیرفته شوند، میتوانند انحصارِ مرکز بر ثروت و تصمیمگیری را محدود کنند، به مناطق در امور منابع و مسائل مالی اختیار بیشتری بدهند، و برای استفاده از توانمندیهای ملی در اقدامات خارجی، محدودیتهای نهادی ایجاد کنند»
یک پراگراف بسیار شیک! در سه سطر، تجویز تجزیه یک کشور! برای چه؟ برای اینکه یک کشور قدرتمند در منطقه، کنار دست اعراب و اسرائیل «قابل پذیرش» نیست. لذا تجویزِ تضعیف یک کشور.
“Broad decentralization or federalism, and possibly confederal arrangements…”
به این عبارت مقاله دقت کنید: «محدود کردن انحصار مرکز بر ثروت و تصمیمگیری» و «محدودیتگذاری برای استفاده از توانمندیهای ملی در اقدامات خارجی». یعنی چه؟
یعنی ایران باید چنان از درون مهار شود که دیگر نتواند با اتکا به جغرافیا، منابع، جمعیت، علم، صنعت و قدرتملی خود، در منطقه "نقشآفرینی" کند.
🔗 لینک متن کامل
📧با ندای آزادی از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
nedayeazadiweb@gmail.com
🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی:
🌐 nedayeazadi.com
📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی






