TGViewer
Channel Public Channel
ندای آزادی

ندای آزادی

@nedayeazadinet

سازمان رسانه ای ندای آزادی (سرنا)
nedayeazadi.com سایت
اینستاگرام nedayeazadinet@
یوتیوب: www.youtube.com/@nedayeazadinet
توییتر: www.twitter.com/nedayeazadinet
Subscribers
1.22K
Photos
2.5K
Videos
1.3K
Links
4.4K
Recent Posts 20 shown
Post #8184 6
🔹امارات و سودای تجزیه ایران
 
✍️محمدرضا اسلامی
 
◀️آنچه می خوانید، بررسی یادداشتی است تحت عنوان "چرا تهدید مدام ایران خاورمیانه را رها نمی‌کند و چگونه می‌توان سرانجام به این چرخه پایان داد؟" به قلم "سالم الکتبی" تحلیلگر سیاسی امارات متحده عربی. این یادداشت 25 مرداد 1405 (16 اوت 2026) در نشریهء اسرائیلی Jerusalem Post منتشر شده است.
 
محمدرضا اسلامی در کانال تلگرامی خود به این یادداشت می پردازد. مقاله به زبان اصلی و ترجمهء فارسی آن نیز در ادامه درج شده است.
 
این مقالهٔ نویسندهٔ اماراتی در روزنامهٔ اسرائیلی "جروزالم پست" در تاریخ خواهد ماند.
 
تک‌تک جمله‌ها و حتی نیم‌جمله‌های این مقاله مهم و محل تأمل‌اند.
 
این مقاله را نباید صرفاً یک یادداشت سیاسی دانست. این، صورت‌بندی عریانِ یک آرزوی اماراتی است: آرزوی ایرانی پراکنده و فاقد قدرتِ مرکزی.
 
نویسندهٔ اماراتی با صراحتی کم‌سابقه می‌نویسد: مسئله فقط جمهوری اسلامی نیست؛ مسئله حتی تغییر حکومت در ایران هم نیست؛ مسئله، «قدرت ایران» است.
 
نویسنده اماراتی با ادبیاتی علمی، اما با روحی بی‌حیا مینویسد که تضعیف جمهوری اسلامی یا حتی تغییر رژیم،«تهدید ایران» (Iran’s threat) را در منطقه برطرف نمی‌کند(!) چراکه ایران دارای جمعیت زیاد، سرزمین پهناور، ذخایر انرژی، زیرساخت علمی و صنعتی، و موقعیت جغرافیایی است. و این آخری البته از همه جالب تر بود: «موقعیت جغرافیایی!». به همین اندازه عریان سخن میگوید.
 
به همین صراحت.
به همین زشتی.
 
نویسنده اماراتی می‌نویسد:
 
«از این منظر، تغییر رژیم در ایران، اگر بعنوان پاسخ نهایی به مسئله مطرح شود، در بهترین حالت فقط "راه‌حلی‌ناقص" است... با اینحال، جغرافیا، منافع ملی و توانایی‌های بالقوه‌ی ایران با تغییر رهبران از بین نمی‌روند. جاه‌طلبی‌های دیرینهٔ منطقه‌ای احتمالاً دوباره ظاهر خواهند شد، اما این‌بار در قالب ملی‌گرایی، نه در قالب انقلاب»
 
عجبا! این شاید از نخستین دفعاتی است که یک تحلیلگر عرب، در یک روزنامهٔ اسرائیلی، «مسئله‌ جغرافیای ایران» را چنین صریح و بی‌پرده طرح می‌کند. او به صراحت می‌گوید از کشتن قاسم سلیمانی تا حمله به تأسیسات و مراکز نظامی ایران، هیچ‌کدام «مسئله تهدید ایران» را حل نمی‌کند؛ چون مسئله، یک یا چند فرمانده، یک حکومت یا یک برنامهٔ خاص نیست. مسئله، خودِ امکانِ بازسازی قدرت ایران است.
“Geography, national interests and latent capabilities, however, survive leadership turnover.”
 
و نسخهٔ امارات برای «مسئله ایران» چیست؟
فدرال‌کردن ایران، و حتی بازگذاشتن راه برای کنفدرالیسم.
"The objective is something other than indefinite weakening of Iran"
 
این جملات را ببینیم:
«تمرکززدایی گسترده یا فدرالیسم (و شاید ترتیبات کنفدرالی)، اگر با رضایت ملی(!؟) و توافق قانون اساسی پذیرفته شوند، می‌توانند انحصارِ مرکز بر ثروت و تصمیم‌گیری را محدود کنند، به مناطق در امور منابع و مسائل مالی اختیار بیشتری بدهند، و برای استفاده از توانمندی‌های ملی در اقدامات خارجی، محدودیت‌های نهادی ایجاد کنند»
 
یک پراگراف بسیار شیک! در سه سطر، تجویز تجزیه یک کشور! برای چه؟ برای اینکه یک کشور قدرتمند در منطقه، کنار دست اعراب و اسرائیل «قابل پذیرش» نیست. لذا تجویزِ تضعیف یک کشور.
“Broad decentralization or federalism, and possibly confederal arrangements…”
 
به این عبارت مقاله دقت کنید: «محدود کردن انحصار مرکز بر ثروت و تصمیم‌گیری» و «محدودیت‌گذاری برای استفاده از توانمندی‌های ملی در اقدامات خارجی». یعنی چه؟
 
یعنی ایران باید چنان از درون مهار شود که دیگر نتواند با اتکا به جغرافیا، منابع، جمعیت، علم، صنعت و قدرت‌ملی خود، در منطقه "نقش‌آفرینی" کند.
 
🔗 لینک متن کامل
 
📧با ندای آزادی از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
nedayeazadiweb@gmail.com
 
🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی:
🌐 nedayeazadi.com
📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی
Post #8183 48
⚠️رادیکالیسم و جنبش های اجتماعی
 
✍️مهران ارژنگ
 
رادیکالیسم، یا جنبش‌های اجتماعی را متوقف می‌ کند و یا مولودِ ناقص الخلقه بدنیا می‌آورد.

 
◀️موضوع اثرات مثبت و منفی رادیکالیسم بر جنبش های اجتماعی و سیاسی همواره محور یکی از منازعات اساسی کنشگران و محققین بوده به نحوی که نظریه "اثر جناح رادیکال" (Radical Flank Effect)، از دل این گفتگوها متولد شده که به تأثیر حضور یک بخش یا گروه رادیکال‌تر در یک حرکت اجتماعی یا سیاسی می‌پردازد تا مشخص کند احتمال موفقیت یا شکست را چقدر افزایش یا کاهش می‌دهد.
 
◀️معمولا اولین تلاش حاکمیت‌هایِ به چالش کشیده شده این است که جنبش را "توطئه‌های بدخواهانه دشمنان خارجی" معرفی ‌کنند و معمولا رادیکالیسم ابزار موثری برای این توجیه فراهم می‌سازد.
 
◀️تجربه انقلاب نارنجی در اوکراین (۲۰۱۴) نشان داد که رادیکالیسم راه مستقیمی به سوی خشونت است. گروه‌های رادیکال راست‌گرایی مانند سپر راست نقش مهمی در ایجاد تنش ایفا کردند و روسیه با استفاده از وحشت ناشی از افراطی‌گری، قوانینی بر علیه سازمان‌های مردم نهاد (NGOها) تصویب کرد و دامنهء آزادی رسانه‌ها را محدودتر ساخت.
 
ایجاد ترس با فرمول "زور و زیاد و زود" (به تعبیر مهندس بازرگان) توسط جناح رادیکال و توسل به تاکتیک‌های تقابلی، غیرقابل پیش‌بینی یا خشونت‌آمیز (هرچند جزئی) باعث می‌شود که دولت و افکار عمومی از وقوع درگیری‌های بزرگ‌تر نگران شده و میانه‌روها برای حاکمیت به یک "طرف مذاکره" و برای عموم مردم به نیرویی قابل قبول‌ مبدل گردند. در چنین موقعیتی رادیکال‌ها به شکل ناخواسته باعث جلب حمایت افکار عمومی و مالی برای افراد و سازمان‌هایی که نسبت به  اهداف جنبش مردداند و از تاکتیک‌های رادیکال دچار نگرانی و تشویش، به جنبش می‌شوند. در این فرایند که با کمک ناخواسته رادیکالها شکل می‌گیرد، جناح معتدل خود را به عنوان تنها گزینه منطقی و قابل مذاکره به حاکمیت معرفی می‌کند. پیام ضمنی فرآیند این است: "اگر با معتدل‌ها مذاکره نکنید، مجبور خواهید شد رادیکال‌ها  را که غیرقابل پیش بینی‌تر هستند، تحمل کنید".

 
این همان هشداری است که مرحوم بازرگان در دادگاه نظامی شاه با این جمله که ما آخرین کسانی هستیم که با زبان قانون با شما برخورد میکنیم گفت. اگر چه پهلوی نشنید و روند قضایا به طرف انقلاب رفت.

 
◀️در نتیجهء ظهور رادیکال‌ها، حاکمیت برای اجتناب از میدان داری تندروان که ممکن است به بی‌ثباتی بیش از پیش بیانجامد، تمایل بیشتری به پذیرش مطالبات گروه‌های معتدل پیدا می‌کند تا قدرت جناح رادیکال را تضعیف کند و حمایت از آن‌ها را کاهش دهد. تجربه شورای سلطنت و نخست وزیری بختیار در ایران (که دیر هنگام بود و زمانی روی داد که انقلاب توده‌ای شده بود) نمونه ای از این سیاست است.
 
◀️رادیکالیسم می‌تواند با تغییر تمرکز رسانه‌ها از پیام اصلی به تاکتیک‌های تهاجمی و همچنین انفکاک جنبش از بدنه اصلی جامعه، حرکت را از دستیابی به اهداف اصلی خود باز دارد.
 
◀️تلاش برای "براندازی کامل نظم اجتماعی" در موارد متعددی باعث پسرفت و یا توقف روند پیشرفت خواهانه بخصوص در کشورهای سنتی تر می‌شود. مثلا در جریان جنبش برابری خواهی زنان، اقدامات فمینیست‌های رادیکال که بنیان خانواده و حتی فرزندآوری را زیر سوال میبرند، فمینیست‌های لیبرال‌تر را از روند برابری خواهی دور و آنان را منزوی کرد.
 
زمانی که رادیکالیسم به جنبش غلبه می‌کند، کنشگران معتدل‌ به دلیل عدم توافق با تاکتیک‌ها یا ایدئولوژی‌های آنها، که پاسخ‌های عوام‌پسند به سوالات پیچیده می‌دهد، از جنبش جدا شده و یا مشارکت خود را کاهش می‌دهند.

 
◀️بخشی از موفقیت انقلاب‌های رنگی بر اثر اجتناب از اقداماتی بود که امکان زدن برچسب رادیکالیسم بر آن آسان بود. این اجتناب باعث شد آنان حمایت بین‌المللی و داخلی را از دست ندهند. لازم به ذکر است که برای حضور رادیکالیسم اثرات مثبتی همچون جلب توجه رسانه‌‌ای به خواسته‌های جنبش، طرح نهایی ترین و رادیکال ترین درخواست‌ها و تحت فشار قرار گرفتن حاکمیت ها برای پذیرش تغییرات مطرح شده است اما این دستاوردها به شدت تحت تاثیر تفاوت های منطقه ای، بلوغ سازمان‌های مدنی، قدمت سنت‌های دمکراتیک همچون قدمت رجوع به آرای عمومی‌ است و نقش واحدی در شرایط متفاوت اجتماعی / سیاسی ایفا نمی‌کند. به صورتی که عموما رادیکالیسم در دموکراسی‌های لیبرال و جا افتاده به چانه‌زنی منجر می‌شود در حالیکه همین رادیکالیسم در رژیم‌های اقتدارگرا (مانند آنچه در آسیای میانه و شرق آن وجود دارد) اغلب به سرکوب خونین می‌انجامد.
 
🔗لینک متن کامل
 
✈️با نهضت آزادی ایران از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
 Nehzatazadiran@
 
📧با ندای آزادی از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
 nedayeazadiweb@gmail.com
 
🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی:
🌐 nedayeazadi.com
📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی
Telegraph رادیکالیسم و جنبش های اجتماعی رادیکالیسم، یا جنبش‌های اجتماعی را متوقف می‌ کند و یا مولودِ ناقص الخلقه بدنیا می‌آورد. موضوع اثرات مثبت و منفی رادیکالیسم بر جنبش های اجتماعی و سیاسی همواره محور یکی از منازعات اساسی کنشگران و محققین بوده به نحوی که نظریه "اثر جناح رادیکال" (Radical Flank…
Post #8182 50
🟢گزارش روابط عمومی از جلسه ۱۲ مهر ماه ۱۴۰۵ دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران

📌همبستگی ملی و الزامات‌اش یک ضرورت اجتماعی است

جلسه دفتر سیاسی با سخنرانی پیش از دستور آقای دکتر بنی‌اسدی، دبیرکل نهضت آزادی، ایران شروع شد که به موضوع وفاق ملی اختصاص داشت.

ضرورت وفاق ملی پس از دستگیری‌های سال ۱۳۸۰ و بازگشت مرحوم دکتر یزدی در بیانیه‌های نهضت آزادی پررنگ‌تر شد و مقاله تحقیقی مفصلی با همین موضوع منتشر کرد اما متاسفانه در آن زمان مورد استقبال سایر احزاب قرار نگرفت. با همین دیدگاه نهضت بعد از انتخاب دکترپزشکیان و سپس در زمان جنگ ۱۲ روزه مجدد بر اهمیت همبستگی ملی و تاکید بر مولفه‌های آن تاکید کرده و می‌کند که امیدواریم با همراهی احزاب و ارکان مربوطه در درون دولت توام باشد.

همچنین در این جلسه دفتر سیاسی، موضوعات مختلف سیاسی و اجتماعی در دستور بررسی قرار گرفت که مختصراً گزارش می‌شود:

📌دشمن تنها به تهاجم خارجی اتکا ندارد و پروژه نفوذ و آشوب را نیز دنبال می‌کند

مشخص شده است که صرفاً حمله نظامی نمی‌تواند ضربه‌ای به ساختار نظام جمهوری اسلامی وارد کند و باید با حرکات دیگری توام باشد.

برای همین در مقاطعی که احتمال جنگ افزایش می‌یابد شایعاتی مانند پناهندگی سیاستمداران یا اعدام فرماندهان نظامی و یا درگذشت رهبران معترض همچون میرحسین موسوی فزونی می‌یابد تا فضا را ملتهب کند.

در این پروژه، تمایزگذاری کسانی که ناخواسته و بر اثر فشارهای اقتصادی و اجتماعی اقدام اعتراضی می‌کنند از کسانی که برای تکمیل پروژه جنگ دست به اقداماتی می‌زنند ضروری است.

📌ایران متعلق به هیچ حکومت یا اپوزیسیونی نیست تا بتوان یک ایرانی‌ را از حق زندگی در سرزمین مادری‌اش منع کرد

بازگشت برخی از ایرانیان خارج از کشور به ایران، اعم از فعالینی که بعد از سال ۸۸ بیرون از ایران بودند و یا هنرمندانی که به دلایل عدیده‌ای کشور را ترک کرده بودند، موجب خرسندی است. این رویکرد حکومت حتی اگر از روی نیاز باشد، امری پسندیده است و باید از آن استقبال شود.

اگر این رویکرد ادامه یابد و لیست بزرگ‌تری که برای بازگشت به کشور در فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور مطرح شده، جامه حقیقت بپوشد و افرادی همچون عبدالکریم سروش، محسن کدیور، مسعود بهنود و عطاءالله مهاجرانی به کشور بازگردند امری ستوده است و ظرفیتی که هر کدام از این چهره‌ها ایجاد می‌کنند به باز شدن فضای فرهنگی و سیاسی کشور کمک خواهد کرد.

ایران متعلق به هیچ حکومت و ضدحکومتی نیست و هرگز نباید یک ایرانی‌ را از حق زندگی در سرزمین مادری‌اش منع کرد.

نکته با اهمیت این است که بازگشت ایرانیان نباید به چند نام شناخته شده محدود بماند بلکه ضروری است به رویکردی عمومی، شفاف و قابل پیش‌بینی برای همه ایرانیان تبدیل شود.

بازگشت ایرانیان زمانی می‌تواند از یک تصمیم فردی یا حرکت نمادین فراتر برود که مشخص باشد فرد صرف‌نظر از شهرت، دیدگاه سیاسی یا سابقه فعالیتش، با چه قواعد حقوقی و قضایی اعلام شده‌ای مواجه خواهد شد.

📌بدون وجود معیارهای عرفی پوشش مقبول جامعه طرح برخورد انتظامی تنش‌زاست

تا زمانی که معیارهای عرفی و اجتماعی برای پوشش به وجود نیامده، موضوع برخورد قانونی با افراد موجب التهاب اجتماعی و تنش در جامعه می‌شود.

دستور دادستانی برای برخورد با آنچه برهنگی خوانده شده عجیب و سردرگم است زیرا از طرفی لایحه رسمی متوقف شده و هنوز معیارهایی برای پوشش عرفی و سطح پوشیدگی که مقبول عموم باشد در جامعه به وجود نیامده.

از طرف دیگر، افراد می‌توانند با سطوح مختلفی از پوشیدگی بدن در خیابان حاضر شوند. تا زمانی که معیارهای عرفی و اجتماعی پوشش به وجود نیامده موضوع برخورد قانونی نیز منتفی است.

ما دارای یک قانون سخت‌گیرانه و حداکثری هستیم که قابل اجرا نیست و چون نمی‌خواهیم از آن قانون عدول کنیم، نمی‌توانیم استانداردهایی برای پوشش بر اساس عرف جامعه بنا کنیم و پوشش اختیاری را بپذیریم. این تناقض باعث مشکل خواهد شد و بر اثر برخوردهای سلیقه‌ای تنش ایجاد خواهد کرد.
 
✈️با نهضت آزادی ایران از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
Nehzatazadiran@
 
📧با ندای آزادی از طریق آدرس زیر در تماس باشید:

nedayeazadiweb@gmail.com

🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی:
🌐 nedayeazadi.com
📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی
Post #8181 3.01K
❤️ گرامی باد بیستم مهر ماه روز بزرگداشت حافظِ جان

شیرازی‌ها بیستِ مهر را «زادروزِ حافظ» قرار داده‌اند و می‌خواهند هر ساله در آن مراسمی برپا کنند. از یکی از ادبای فارس پرسیدم: مردی که حتّی سال تولّدش مشخّص نیست، چگونه روزِ زادنِ او را با این دقّت تعیین کرده‌اید؟
با لحنی که البتّه به شوخی شبیه بود جواب داد:

«چون حافظ از مهر و مهربانی زیاد حرف زده، ماهِ مهر را برای او برگزیدیم، و چون شعر خوب گفته، نمره‌ی ۲۰ برایش قائل شدیم!»

(شیراز، یادبود حافظ، مهر ۱۳۷۹)

🍁 با سپاس از رسانه‌ی فرهنگی جرعه

اقتباس از: کانال دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن
@sarv_e_sokhangoo

📧با ندای آزادی از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
nedayeazadiweb@gmail.com
 
🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی:
🌐 nedayeazadi.com
📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی
Post #8180 133
🔴در صورت تکرار جنگ، احتمال قطع اینترنت وجود دارد

یزدانیان، معاون توسعه شبکه ملی اطلاعات وزارت ارتباطات:
🔹در صورت وقوع مجدد جنگ یا ناآرامی، احتمال قطع اینترنت وجود دارد، البته مشخص نیست چنین محدودیتی در چه سطحی اعمال شود.

🔹با توجه به تأکید رئیس‌جمهور درباره لزوم انجام قطع اینترنت صرفاً با دستور وی، ممکن است در صورت بروز چنین شرایطی، نقش رئیس‌جمهور در تصمیم‌گیری درباره قطعی اینترنت پررنگ‌تر شود.

📧با ندای آزادی از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
nedayeazadiweb@gmail.com
 
🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی:
🌐 nedayeazadi.com
📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی
Post #8179 200
🎤ایران در آینه «آشوب»
 
✍️پارسا پورغفار مغفرتی
 
◀️ایران امروز با یک بحران واحد روبه‌رو نیست. با انباشت و درهم‌تنیدگی بحران‌ها مواجه است. بحران اقتصادی، سال‌هاست از سطح شاخص‌های اقتصادی عبور کرده و به کیفیت زندگی، قدرت خرید، تصمیم‌های خانوادگی، مهاجرت و تصور مردم از آینده رسیده است. بحران آب و انرژی دیگر صرفاً مسئله کمبود منابع نیست. به مسئله‌ای درباره زیرساخت، سرمایه‌گذاری، شیوه تخصیص منابع و ظرفیت حکمرانی تبدیل شده است. بحران اجتماعی و سیاسی نیز فقط به نارضایتی از چند سیاست یا چند نهاد محدود نمی‌شود. کاهش اعتماد، افزایش فاصله میان جامعه و ساختار قدرت و دشوارتر شدن گفت‌وگوی سیاسی، توانِ جامعه برای حل مسائل مشترک را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در کنار همه اینها، تنش‌های امنیتی و ژئوپلیتیکی می‌توانند مانند شوک‌هایی ناگهانی بر جامعه‌ای وارد شوند که پیش از آن نیز با مشکلات انباشته دست ‌وپنجه نرم کرده است.
 
دموکراسی یک‌شبه ساخته نمی‌شود. تغییر حکومت، در صورت وقوع، با ساختن دموکراسی یکی نیست. دموکراسی به نهاد نیاز دارد. به حزب، به قانون، به رسانه، به جامعه مدنی، به تجربه رقابت و به تحمل شکست. نیازمند آن است که گروه‌های سیاسی یاد بگیرند چگونه با وجود اختلاف، در یک چارچوب مشترک زندگی کنند.

 
◀️در چنین نقطه‌ای است که کتابِ "آشوبِ" (Upheaval: How Nations Cope with Crisis and Change) جَرِد دایموند (Jared Mason Diamond) اهمیت پیدا می‌کند. دایموند در این کتاب تجربه شش کشور فنلاند، ژاپن، شیلی، اندونزی، آلمان و استرالیا را بررسی می‌کند و می‌کوشد توضیح دهد کشورها در لحظات بحرانی چگونه با گسست‌ها و تغییرات بزرگ مواجه شده‌اند و چه عواملی بر توان آنها برای سازگاری و بازسازی اثر گذاشته است. دایموند دوازده عامل را در این فرایند برجسته می‌کند. اما این عوامل را نباید همچون فرمولی مکانیکی برای نجات کشورها فهمید. ارزش چارچوب او در این است که توجه را از «چه کسی مقصر است؟» به پرسش عمیق‌تری منتقل می‌کند: یک جامعه در هنگام بحران چگونه واقعیت را می‌بیند، چگونه مسئولیت می‌پذیرد، چگونه شکست‌های خود را ارزیابی می‌کند و چگونه بدون از دست دادن اصول، روش‌های خود را تغییر می‌دهد؟
 
◀️شکست، اگر فقط به ابزار سرزنش تبدیل شود، چیزی نمی‌آموزد. شکست زمانی ارزش تاریخی پیدا می‌کند که به اصلاحِ رفتار منجر شود.
 
◀️مسئولیت ملی یعنی هیچ‌کس خود را بیرون از مسئله نداند، اما مسئولیت هیچ‌کس نیز جایگزین مسئولیت دیگری نشود. مسئولیت یک دولت با مسئولیت یک شهروند عادی یکسان نیست. مسئولیت یک جریان سیاسی سازمان‌یافته نیز با مسئولیت فردی که صرفاً در یک اعتراض شرکت کرده یکسان نیست. اما همه می‌توانند یک سؤال مشترک داشته باشند: منِ کنشگر، گروهِ من و جریان من چه کاری برای حلِ بحران انجام داده‌ایم و کدام رفتار ما ممکن است آن را تشدید کرده باشد؟ این همان نقطه‌ای است که سیاست از رقابت برای قدرت فاصله می‌گیرد و به مسئله بقا و آینده کشور نزدیک می‌شود.
 
◀️اگر جامعه‌ای خواهان دموکراسی است، باید ظرفیت‌های اجتماعی دموکراسی را نیز در خود پرورش دهد: تحمل اختلاف، پذیرش تکثر، گفت‌وگو، تشکل‌یابی و توان همکاری با کسانی که در همه مسائل هم‌نظر نیستند. اپوزیسیون نیز از نقد معاف نیست. مخالفت با حکومت به خودی خود برنامه حکمرانی نیست.

🔗لینک متن کامل
 
✈️با نهضت آزادی ایران از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
Nehzatazadiran@
 
📧با ندای آزادی از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
nedayeazadiweb@gmail.com
 
🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی:
🌐 nedayeazadi.com
📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی
Telegraph ایران در آینه «آشوب» ایران امروز با یک بحران واحد روبه‌رو نیست. با انباشت و درهم‌تنیدگی بحران‌ها مواجه است. بحران اقتصادی، سال‌هاست از سطح شاخص‌های اقتصادی عبور کرده و به کیفیت زندگی، قدرت خرید، تصمیم‌های خانوادگی، مهاجرت و تصور مردم از آینده رسیده است. بحران آب و انرژی دیگر…
  • ❤ 1
Post #8178 202
⛔احتمال تشدید فیلترینگ؛ روش‌های دور زدن محدودتر می‌شوند

🔹گروه «وُید وِرج»، که تغییرات فنی شبکه و روش‌های عبور از فیلترینگ در ایران را رصد می‌کند، مدعی شده تغییرات اخیر در زیرساخت اینترنت کشور می‌تواند زمینه را برای محدودیت گسترده‌تر ابزارهای دسترسی به اینترنت آزاد فراهم کرده باشد.

🔹این گروه از روش‌هایی مانند سرویس‌های مبتنی بر کلاودفلر، Xray، سایفون، DNS و تور به‌عنوان گزینه‌هایی نام برده که ممکن است هدف محدودیت‌های بیشتر قرار بگیرند.

🔹داده‌های مستقل نیز در روزهای اخیر اختلال‌هایی در دسترسی به برخی ابزارهای دور زدن فیلترینگ و همچنین نوسان در ترافیک اینترنت ایران ثبت کرده‌اند. داده‌های پایش شبکه برای ۵ و ۶ اکتبر نیز چند رخداد اختلال در سطح کشور نشان می‌دهد.

🔹با این حال، این داده‌ها به‌تنهایی ثابت نمی‌کنند که زیرساخت لازم برای مسدودسازی کامل این ابزارها آماده شده است. پایش‌های فعلی تنها از وجود اختلال و تغییر در الگوی دسترسی حکایت دارند.

🔹«وُید وِرج» پیش‌تر نیز درباره تلاش برای محدودکردن DNSهای عمومی و روش‌های عبور از فیلترینگ گزارش‌هایی منتشر کرده بود. / امتداد

✈️با نهضت آزادی ایران از طریق آدرس زیر در تماس باشید:

Nehzatazadiran@

📧با ندای آزادی از طریق آدرس زیر در تماس باشید:

nedayeazadiweb@gmail.com

🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی:
🌐 nedayeazadi.com
📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی
Telegram نهضت آزادى ايران https://nehzateazadi.org :وب‌سایت تماس با ما: @Nehzatazadiran info@nehzateazadi.org
Post #8177 209
🔴وسوسه رادیکالیسم
 
✍️مهدی محمودی
 
رادیکالیسم، پیش از آن‌که یک موضع فکری باشد، یک "روش" است. روشی تند، شتاب‌زده و حذف‌محور در مواجهه با مسائل پیچیده‌ی یک جامعه. این روش، فارغ از آن‌که در کدام سوی قدرت یا مخالفت قرار گیرد، بر ساده‌سازی بحران‌ها، دوگانه‌سازی‌های حاد و نفی راه‌حل‌های تدریجی استوار است. رادیکالیسم می‌تواند هم در درون حاکمیت، بعنوان ابزاری برای حفظ وضع موجود و مقاومت در برابر اصلاحات ضروری بروز یابد و هم در میان بخشی از اپوزیسیون، در قالب براندازی‌خواهی و توسل به رفتارهای خشن و قهرآمیز ظهور کند.

در سوی حاکمیت، رادیکالیسم معمولا خود را در قالب امنیتی‌سازی مفرط مسائل غیر امنیتی، بستن مسیرهای اصلاح، بی‌اعتمادی به جامعه و ترجیح کنترل به گفت‌وگو نشان می‌دهد. این نوع رادیکالیسم، اصلاحات را بجای ضرورت، به‌مثابه تهدیدی برای بقا تلقی می‌کند و از همین رو هرگونه تغییر تدریجی و عقلانی را به تعویق می‌اندازد. نتیجه‌ی چنین رویکردی، انباشت نارضایتی، فرسایش سرمایه اجتماعی و تضعیف پیوند دولت-ملت است.

در سوی دیگر، رادیکالیسم اپوزیسیونی قرار دارد که با ناامیدی از اصلاح، به نفی کامل ساختارها، رمانتیزه‌کردن فروپاشی و توجیه خشونت و ابزارهای رسیدن به هدف روی می‌آورد. این جریان نیز جامعه را با همه‌ی تکثر، پیچیدگی و عقل جمعی‌اش، در قالب توده‌ای خشمگین و آماده‌ی انفجار تصور می‌کند. در این نگاه، آینده نتیجه‌ی یک گسست ناگهانی و پرهزینه فرض می‌شود. گسستی که تجربیات تاریخی نشان داده است بیش از آن‌که آزادی به ارمغان آورد، بی‌ثباتی، خشونت و بازتولید اشکال تازه‌ای از استبداد را به دنبال دارد.

مسأله‌ی اساسی آن است که به نطر میرسد جامعه‌ی امروز ایران، نه پذیرای رادیکالیسم حکومتی است و نه همراه رادیکالیسم براندازانه. جامعه‌ی ایرانی، جامعه‌ای خسته از تنش، بحران و بی‌افقی است. جامعه‌ای که بیش از شعارهای تند، بدنبال امنیت پایدار، رفاه، کرامت انسانی و امکان زیست عادی است. تجربه‌های پرهزینه‌ی دهه‌های گذشته، آگاهی تاریخی را افزایش داده و حساسیت عمومی نسبت به خشونت و بی‌ثباتی را بالا برده است. از این رو، هیچ‌یک از دو چهره‌ی رادیکالیسم، از پایگاه اجتماعی گسترده و پایدار برخوردار نیست.

در چنین شرایطی، تنها مسیر معقول و کارآمد، تن‌دادن به اصلاحات مسالمت‌آمیز، خشونت‌پرهیز و جامعه‌محور است. اصلاحاتی که نه از بالا و با فرمان، و نه از پایین و با انفجار، بلکه از دل نهادهای مدنی، گفت‌وگوی اجتماعی، قانون‌مندی و مشارکت شهروندان شکل می‌گیرد. اصلاحات جامعه‌محور، برخلاف رادیکالیسم، به نهادهای مدنی، زمان، صبر تاریخی و اعتماد به عقل جمعی باور دارد و می‌داند که تغییر پایدار، محصول انباشت تدریجی کنش‌های عقلانی جمعی است، نه نتیجه‌ی حذف دیگری.

امروز، بیش از هر زمان، کشور نیازمند عبور آگاهانه از وسوسه‌ی رادیکالیسم است. وسوسه‌ای که چه با نام "حفظ نظام" و چه با عنوان "نجات کشور"، در نهایت به بن‌بست می‌رسد. آینده‌ی ایران به جای تندروی، در عقلانیت، اصلاح‌پذیری، پذیرش تکثر و بازسازی پیوند میان دولت و جامعه رقم خواهد خورد. راه دشوار است، اما تنها راه ممکن، همان راه میانه‌ی اصلاح، مدنیت، گفت‌وگو و پرهیز از خشونت است.
 
منبع: نشریه سیاسی نهضت آزادی ایران - شماره ۳
 
✈️با نهضت آزادی ایران از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
Nehzatazadiran@
 
📧با ندای آزادی از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
nedayeazadiweb@gmail.com
 
🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی:
🌐 nedayeazadi.com
📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی
  • ❤ 2
Post #8175 190
🔸«حلقه گفت‌وگو برای آزادی»

🔹کمیته آموزش نهضت آزادی ایران برگزار می‌کند

یک حلقه مطالعاتی برای خواندن، گفت‌وگو و اندیشیدن جمعی

در نخستین دوره این حلقه، به سراغ بخش اول کتاب «تقدیر ما، تدبیر ما» نوشته سعید حجاریان می‌رویم؛ متنی فشرده اما پرمبحث که می‌تواند زمینه‌ساز گفت‌وگویی درباره سیاست، جامعه، دولت، اصلاح و امکان تغییر در ایران باشد.

◀️شیوه برگزاری:
جلسات کاملاً گفت‌وگو محور هستند و متن کتاب در جریان جلسه و به صورت جمعی خوانده و درباره آن گفت‌وگو خواهد شد.

📖 تهیه کتاب ضروری نیست
متن مورد نیاز در جلسات در اختیار شرکت‌کنندگان قرار می‌گیرد.

این کتاب برای آغاز این حلقه انتخاب شده است؛ به دلیل حجم نسبتاً مختصر، تنوع موضوعات و ظرفیت بالای آن برای شکل‌دادن به گفت‌وگوی جمعی و چندجانبه.

اگر به خواندن جدی، گفت‌وگوی آزاد و اندیشیدن جمعی درباره مسائل ایران علاقه‌مندید، به این حلقه بپیوندید.

📌مکان: تهران، محدوده خیابان مطهری
🗓 زمان: دوشنبه عصر، یک هفته در میان
👥 ظرفیت: محدود

📩 برای ثبت‌نام و دریافت اطلاعات بیشتر، به آدرس‌های زیر در تلگرام پیام دهید:
@Majid_ShieaAli
@Nehzatazadiran
 
✈️با نهضت آزادی ایران از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
Nehzatazadiran@
 
📧با ندای آزادی از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
nedayeazadiweb@gmail.com
 
🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی:
🌐 nedayeazadi.com
📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی
Post #8174 154
🎤هنر اختلاف؛ اگر کسی تغییر نمی‌کند، پس گفت‌وگو برای چیست؟
 
✍️مصطفی حیدرزادگان
 
📌بسیاری از ما، از فعالان سیاسی گرفته تا دانشگاهیان، ناخواسته این پیش‌فرض را پذیرفته‌ایم که اگر حقیقت به اندازه کافی روشن بیان شود، انسان منطقی باید آن را بپذیرد. وقتی چنین نمی‌شود، نتیجه می‌گیریم که مشکل از مردم است. اما شاید مشکل، در تصور ما از انسان باشد.
 
📌انسان‌ها به ندرت باورهای سیاسی، مذهبی یا ایدئولوژیک خود را صرفاً در نتیجه یک استدلال منطقی تغییر می‌دهند. جاناتان هایت از این می‌گوید که ذهن انسان اغلب ابتدا به نتیجه می‌رسد و سپس برای آن استدلال می‌سازد. دن کاهان نیز نشان داده است که حتی افراد تحصیل‌کرده، هنگامی که هویت سیاسی‌شان درگیر باشد، الزاماً منطقی‌تر قضاوت نمی‌کنند؛ فقط گاهی در دفاع از باورهای خود مهارت بیشتری کسب می‌کنند.
 
دموکراسی، کارخانه تولید توافق نیست؛ معماریِ اختلاف است. هنر آن، حذف تعارض‌ها نیست؛ ساختن جامعه‌ای است که بتواند وزن تعارض‌ها را تحمل کند، بی‌آنکه از هم فروبپاشد. شاید به همین دلیل، ارزش گفت‌وگو را نباید با تعداد ذهن‌هایی که تغییر می‌دهد، سنجید. گفت‌وگو برای پایان دادن به اختلاف نیست؛ برای جلوگیری از تبدیل اختلاف به دشمنی است. و شاید تمدن، پیش از آنکه هنر متقاعد کردن باشد، هنر زیستن با همین اختلاف‌هاست.

 
📌گفت‌وگو همیشه برای تغییر باور و دیدگاه در همان لحظه و آن نیست. گاهی برای جلوگیری از فروپاشی جامعه است. چرا که وقتی ارتباط میان دو یا چند گروه در اجتماع کاملاً قطع می‌شود، مخالفْ، دیگر یک انسان نیست؛ به نمادی از شَرّ تبدیل می‌شود. دیگر او را مجموعه‌ای از تجربه‌ها، دغدغه‌ها و امیدها نمی‌بینیم؛ بلکه به چند برچسب تقلیلش می‌دهیم: «خائن»، «متعصب»، «وطن‌فروش»، «فاشیست»، «کمونیست» یا هر نام دیگری که هر گروه برای دیگری برمی‌گزیند. اولین قربانی قطع گفت‌وگو، حقیقت نیست؛ پیش از همه چیز انسانیت است.
 
📌گفت‌وگو، حتی اگر هیچ رأیی را تغییر ندهد، هنوز می‌تواند مانع از آن شود که انسان‌ها در ذهن یکدیگر به هیولا تبدیل شوند. کارکرد دیگر گفت‌وگو، اصلاح تصویر ما از مخالف است، نه الزاماً اصلاح عقیده او. ممکن است پس از ساعت‌ها بحث، همچنان بر همان باور سیاسی خود باقی بمانم؛ اما دست‌کم دیگر تصویری کاریکاتوری از طرف مقابلم نخواهم داشت. شاید بفهمم او نیز آزادی، عدالت یا امنیت را می‌خواهد، هرچند مسیر متفاوتی برای رسیدن به آنها پیشنهاد می‌کند و این به هیچ وجه دستاورد کوچکی نیست.
 
در جوامع قطبی‌شده، چه بسا مهم‌ترین موفقیت گفت‌وگو این نباشد که اختلاف را از بین ببرد؛ بلکه این است که نگذارد اختلاف به دشمنی تبدیل شود. البته این به معنای تقدیس گفت‌وگو نیست، گفت‌وگو همیشه فضیلت صرف و فی‌نفسه نیست. نمی‌توان از قربانی خشونت خواست با خشونت‌گر وارد گفت‌وگویی برابر شود. نمی‌توان انتظار داشت کسی با فردی که تنها هدفش تحقیر، تهدید یا مشروعیت‌بخشی به نفرت است، گفت‌وگو را وظیفه‌ای اخلاقی بداند. گفت‌وگو زمانی معنا دارد که حداقلی از آمادگی برای شنیدن، احترام متقابل و امکان ارتباط وجود داشته باشد. در غیر این صورت، فاصله گرفتن، سکوت یا مقاومت، نه شکست اخلاقی، بلکه گاه تنها انتخاب مسئولانه است.

 
📌دفاع از گفت‌وگو به این معنا نیست که کنش سیاسی باید بر متقاعد کردن مخالفان سرسخت بنا شود. اگر هدف، پیروزی در انتخابات، پیشبرد یک سیاست عمومی یا موفقیت یک جنبش اجتماعی باشد، طبیعی است که انرژی اصلی صرف کسانی شود که هنوز تصمیم خود را نگرفته‌اند یا آمادگی بیشتری برای شنیدن دارند. تقریباً همه جنبش‌های موفق نیز چنین می‌کنند. اما جامعه فقط صحنه رقابت سیاسی نیست.
 
📌فردای هر انتخابات، هر اعتراض و هر پیروزی، مردم همچنان باید کنار هم زندگی کنند. اگر در این میان، همه پل‌های اعتماد و ارتباط ویران شده باشد، حتی موفق‌ترین پیروزی سیاسی نیز نمی‌تواند جامعه‌ای پایدار بسازد. پس گفت‌وگو همچنان امری مهم و حیاتی در زیست اجتماعی روزمره‌مان باقی خواهد ماند.
 
📌شاید پرسش اصلی این نباشد که چگونه مخالفانمان را متقاعد کنیم. پرسش اصلی این است که چگونه جامعه‌ای بسازیم که حتی وقتی هیچ‌کس دیگری را متقاعد نمی‌کند، هنوز از هم نپاشد. جامعه‌ای که دوامش وابسته به یکسان شدن عقاید شهروندان باشد، از همان ابتدا جامعه‌ای شکننده است. بلوغ سیاسی از جایی آغاز می‌شود که بپذیریم اختلاف، نقص جامعه نیست؛ ویژگی طبیعی آن است.

🔗لینک متن کامل

✈️با نهضت آزادی ایران از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
Nehzatazadiran@
 
📧با ندای آزادی از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
nedayeazadiweb@gmail.com
 
🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی:
🌐 nedayeazadi.com
📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی
  • ❤ 2
Post #8173 173
🔹ترامپ یا احمدی نژاد!
 
✍️علی گرجی
 
چند سال قبل، یادداشتی در فضای مجازی پخش شد که گفته می‌شد نوشته یک روزنامه‌نگار افغانستانی است که در روزنامه "۸ صبح" افغانستان چاپ شده است. 
 
خلاصه حرفش این بود که احمدی نژاد از آسمان نیفتاده، از میان همین مردم (ایران) بیرون آمده، خصلت‌های خوب و بد این مردم را در خود دارد. یا اگر از سوی دیگر نگاه کنیم، طبقات، صنوف و گروه‌های موجود در ایران، هرکدام مقداری احمدی‌نژاد در خود دارند. 
 
فارغ از اینکه آن متن، نوشتهء خبرنگار افغانستانی بود یا از کرامات و معجزات فضای مجازی و بدون توجه به میزان درستی یا نادرستی محتوای یادداشت (که موضوع بحث من در اینجا نیست)، نمی‌دانم چرا چند روزی است که با شنیدن مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های دونالد ترامپ و بخصوص سخنرانی اخیر او در سازمان ملل، یاد آن نوشته افتاده‌ام! 
 
ایالات متحده، همواره خود را پیشتاز در دموکراسی و تساهل اجتماعی و سیاسی می‌داند. گفته می‌شود موسسین و رهبران این کشور در ۲۵۰ سال قبل و تا مدت‌ها بعد از آن با نگاهی باز، مداراگر، آزادی‌خواهانه و انسان‌مدار، بنیان‌های محکم و استواری را در آن ایجاد کردند که در طول این دو و نیم قرن، سمبل و شاخص دموکراسی، آزادی و کرامت انسانی بوده است. این شاخص‌ها در قانون اساسی این کشور و در بسیاری از قوانین موضوعه مصوب مجلسین، برجستگی و نمود دارد.
 
اما از حدود ۷۰-۸۰ سال قبل شاهد چرخشی تدریجی در سیاست‌های آن کشور بوده‌ایم که ناقض اصول بالا، بخصوص در سیاست خارجی‌اش بوده‌ است. این روند نزولی (با همه افت‌و‌خیزهایش) در نگاه رهبران آمریکا ‌که گویا مالک دنیا و مافیها هستند از بعد از جنگ جهانی دوم ایجاد شده، تا اکنون که نوبت به ترامپ رسیده است. 
 
مواضع ترامپ نه با معیارهای برابری انسانی و نه حتی با موازین مندرج در قانون اساسی و دیگر قوانین موضوعه این کشور تطابق دارد. گویا در نگاه او همه کشورها، رهبران و مردم دنیا، می‌بایست منتظر فرامین لحظه‌ای و دستورات آنی وی باشند و جمله به جمله از آنها تبعیت کنند. در نگاه ترامپ هیچ قانون و مصوبه بین‌المللی معتبر نیست، اگر بر منافع او (یا آمریکا) منطبق نباشد. از نظر او همه ارگان‌های بین‌المللی که حتی توسط قدرت‌های بزرگ، مثلا برای حفظ نظم جهانی تاسیس شده‌اند قابل تهدید و تخریب و خروج هستند اگر کوچکترین نظر نامساعدی ابراز کنند که با مزاج او جور در نیاید! 
 
برای ترامپ پاسخ در لحظه مهم است، حتی اگر با گفته‌های چند روز یا حتی چند ساعت قبل خودش در تناقض باشد. به همین بی‌منطقی و همینقدر خودخواهانه. اما این آقای ترامپ از کجا آمده و مواضعش چقدر با روحیات مردم آمریکا هماهنگی و همخوانی دارد؟ ترامپ از آسمان نیفتاده و از میان همان جامعه بیرون کشیده شده است.
 
واقعیت این است که اگر دو ساحل شرقی و غربی آمریکا (نیویورک و کالیفرنیا) که بیشتر تکنوکرات هستند را استثنا بدانیم، ساکنین نیمه میانی از نبراسکا و مونتانا در شمال، تا اوکلاهما و تگزاس در جنوب، دارای خلق‌وخوی ترامپی هستند! خودشان  به خودشان رِد نِک (گردن سرخ = red neck) می‌گویند، کنایه از اینکه پشت گردن‌هایشان در زیر آفتاب سوخته و استعاره از فرهنگ پائین و تعصب بالا دارد. "رِد نِک"ها خصلت‌هایی دارند که علیرغم سطح دانش و اطلاعات عمومی پائین، اصرار و عقده بی‌جایی نسبت به بزرگ و درجه اول نشان دادن خود و آمریکا دارند. همیشه حق با آن‌هاست و آن‌ها بهترین و برترین مردم دنیا هستند. همواره باید در صدر نشینند. 
 
ترامپِ میلیاردر با عصای معجزه‌آسای پوپولیسم، از میان همین مردم نسبتا فقیر برخاسته و آنان را نمایندگی می‌کند (فقیرتر، نسبت به تکنوکرات‌های شرق و غرب) و همین مردم برای او راهپیمایی چندین کیلومتری به راه می‌اندازند. گویی هر "رِد نِک" آمریکایی مقداری ترامپ در درون خود دارد!
 
منبع: صدای نوین خراسان
 
✈️با نهضت آزادی ایران از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
Nehzatazadiran@
 
📧با ندای آزادی از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
nedayeazadiweb@gmail.com
 
🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی:
🌐 nedayeazadi.com
📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی
  • 👍 1
Post #8172 197
🎤کالبدشکافی توهم ظَفَر
 
✍️سید مسعود صادق‌زاده
 
در تاریخ منازعات بشری، شکستِ نظامی یا ژئوپلیتیک همواره خطرناکترین بخش یک جنگ نیست؛ مهلک‌ترین بخش، دستکاری ادراکی و خودفریبی پس از جنگ است.
 
جوامعی که سازوکارهای نقادانهٔ خود را از دست میدهند، معمولاً اسیر روایتی ساختگی ازسوی کارگزاران جنگ میشوند؛روایتی که در آن ویرانی‌های ملموس،نابودی  زیرساخت‌ها، سقوط ارزش پول ملی و تباهی سرمایهٔ انسانی با تکیه بر دو خطای شناختی و مغالطهٔ منطقیِ عمده،بعنوان «پیروزی قاطع» به افکار عمومی فروخته میشود: مغالطهٔ چیدن گیلاس و مغالطهٔ هزینهٔ هدررفته یا منطق قمارباز. 
 
۱- مغالطهٔ چیدن گیلاس:جراحی واقعیت و توّهم پیروزی، نقطه‌ای مغالطهٔ «چیدن گیلاس»یا مغالطهٔ شواهد ناقص،شیوه‌ای است که در آن گوینده ازمیان خروارها داده،خسارت و واقعیت تلخ،تنها چند دادهٔ ناچیز اما چشمگیرِ مثبت را برمی گزیندو کل تصویر را بر اساس همان چند نقطه بازسازی میکند.
 
شیوهٔ عمل مدعیان اینگونه است که در ادبیات مروّجانِ پیروزیِ کاذب، شلیک موفق چند موشک، اصابت به یک پایگاه دشمن، یا مانورهای تبلیغاتی و رجزخوانی‌های نظامی، به‌تنهایی برابر با «پیروزی در کل جنگ» فرض میشود. آنها عامدانه چشم بر تصویر بزرگتر می‌بندند:
 
- آیا موازنهٔ استراتژیک تغییر کرده است؟
- آیا زیرساخت‌های انرژی، ارتباطی و صنعتی کشور در امان مانده‌اند؟
- آیا انزوای دیپلماتیک تشدید نشده و منابع مالی کشور تحلیل نرفته است؟
- آیا بازدارندگی واقعی برای جلوگیری از حملات بعدی ایجاد شده است؟
 
پاسخ به این پرسش‌ها در کارخانهٔ روایت‌سازی سانسور میشود. مدعیان پیروزی، درست مانند باغبانی که از باغی صد هکتاری و کاملاً سوخته، سه گیلاس سالم روی شاخه‌ای دورافتاده پیدا میکند و جار میزند که «باغ پربارترین سال خود را میگذراند»، جامعه را به ندیدن زمین سوخته فرامی‌خوانند.
 
حقیقت منطقی این است: موفقیت تاکتیکی یا نقطه‌ای، هرگز معادل پیروزی استراتژیک نیست. جنگ‌ها نه در جدول شمارش ضربات مقطعی، بلکه در تعادل نهایی قدرت، امنیت، رفاه و تاب‌آوری ملی سنجیده میشوند.
 
۲- مغالطهٔ هزینهٔ هدررفته (قمارباز): تبدیل تاوان به توجیه گام دوم در تحریف واقعیت جنگ، ورود به قلمرو «مغالطهٔ قمارباز و هزینهٔ هدررفته» است. قماربازی را تصوّر کنید که بخش اعظم ثروت خود را پای میز باخته است؛ بجای پذیرش زیان و ترک میز، به این توّهم پناه میبرد که «چون هزینه‌ای گزاف داده‌ام، حتماً دست بعدی، دستِ پیروزی من است» یا «اگر الان برخیزم، باخته‌های قبلی بی‌معنا میشود».
 
در سیاستِ جنگی، این مغالطه زمانی آشکار میشود که حجم ویرانی‌ها، کشته‌ها و فقر ناشی از درگیری، نه بعنوان هزینه‌های منفی یک شکست یا بن‌بست، بلکه بعنوان سندِ اثبات حقّانیت و عظمت دستاورد فاکتور میشود! استدلال پنهان چنین است:
«ما هزینه‌ای بی‌سابقه داده‌ایم، پس محال است که پیروز نشده باشیم؛ چرا که اعتراف به عدم پیروزی به معنای اعتراف به بیهودگی این همه رنج و ویرانی است.» در اینجا رنج مردم و تباهی منابع از یک «واقعیت ناگوار» به یک «ابزار ارعاب روانی» تبدیل میشود تا راه هرگونه پرسشگری مسدود شود. 
 
مدعیان، آیندهٔ یک ملت را به گروگان گذشتهٔ پرهزینه درمی‌آورند و برای توجیه ادامهٔ روندهای اشتباه، بر کوهی از هزینه‌های غیرقابل‌بازگشت تکیه میزنند؛ درحالی که در عقلانیت ابزاری و منطق تصمیم‌گیری، هزینه‌های گذشته نباید مبنای ارزش‌گذاری وضعیت فعلی قرار گیرند.
 
پیوند نامبارک دو مغالطه، منجر به مهندسی توّهم بقا بجای پیشرفت میشود. هنگامی که این دو مغالطه با یکدیگر ترکیب میشوند، نوعی «دست‌کاری ادراکیِ بسته» شکل میگیرد:
 
۱- ابتدا با چیدن گیلاس، چند دستاورد نمادین بزرگ‌نمایی شده و انبوه خسارات پنهان میگردد.
۲- سپس با منطق هزینهٔ هدررفته، هرگونه نقد و ارزیابی واقع‌بینانه، مساوی با «خیانت به خون‌ها و رنج‌های کشیده‌شده» برچسب میخورد.
 
نتیجهٔ این چرخه، جایگزینی تعریف «پیروزی» با «صرفِ بقا» است. اگر کشوری از جنگی تمام‌عیار با اقتصادی ورشکسته، مردمی زیر خط فقر، انزوای مطلق و آسمانی آسیب‌پذیر بیرون بیاید، مدعیان به استناد اینکه «نقشهٔ جغرافیا هنوز سر جایش است» و «چند موشک شلیک شده»، اعلام فتح‌الفتوح می‌کنند.
 
نتیجه‌گیری: محک زدن پیروزی با ترازوی خرد
 
پیروزی در تعریف اندیشمندانِ کلاسیک سیاست و استراتژی نظامی(نظیر کلاوزویتس)،تنها بایک ملاک سنجیده میشود: آیا پس از فرونشستن غبار جنگ، وضعیت امنیّت، قدرت، توسعه و زیستِ شرافتمندانهٔ جامعه نسبت به پیش از جنگ بهبود یافته است یا خیر؟
 
تقلیل دادن جنگ به چند تک‌مضراب نظامیِ دست‌چین‌شده وتقدیس خسارات برای فرار از پاسخگویی،نه شجاعت است و نه میهن‌دوستی؛بلکه تلاشی رسوا برای پنهان کردن محاسبات غلط درپشت واژگان پُرطنین و مقدّس است.
 
🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی:
🌐 nedayeazadi.com
@nedayeazad
  • 👍 1
Post #8171 403
📹 کار زیبای پرس تی وی

شبکه تلویزیونی پرس تی وی، با ساختن این ویدئو جالب، به ترک سخنرانی نتانیاهو در سازمان ملل توسط هیات های دیپلماتیک پرداخته است.

🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی:
🌐 nedayeazadi.com
📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی
  • 👏 2
  • 😢 1
Post #8169 245
📹دور افتخار امیرحسین زارع با پرچم ایران بعد از قهرمانی در آسیا

🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی:
🌐 nedayeazadi.com
📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادیه
Post #8168 313
🎤بیانیه نهضت آزادی ایران؛ اقلیتی علیه همبستگی ملی، صلح و توسعه ایران
 
 🤩در چند سال اخیر، کشور و منطقه ما یکی از پرتنش‌ترین و سرنوشت‌سازترین دوره‌های تاریخ معاصر خود را از سر میگذراند. جنگی که سایه‌اش همچنان بر سر این ملت سنگینی میکند، علیرغم اینکه یک مسئله راهبردی باشد، یک زخم انسانی است.
 
🤩شهروندانی که در خانه‌های خود جان باختند، مجروحانی که تا پایان عمر با آثار این جنگ زندگی خواهند کرد، خانواده‌هایی که داغدار شدند، مردمی که خانه و کاشانه‌شان را ترک کردند و زیرساخت‌هایی که با سرمایه و رنج چند نسل ساخته شده و در چند روز ویران شد؛ اینها فهرست خسارت نیست، صورت‌حساب هزینه‌های سیاست‌هایی است که ملت ایران آن را نپذیرفته بود و اکنون میپردازد.
 
🤩نهضت آزادی ایران پیش از هر سخنی تصریح می‌کند: دفاع از استقلال و تمامیت ارضی ایران در برابر تجاوز، حق مسلم و وظیفه ملی هر ایرانی است و هیچ‌کس را یارای مناقشه در آن نیست. تجاوز نظامی حاکمیت بنیادگرای اسرائیل و همراهی دولت ایالات متحده، جنایتی است که محکومیت آن محل تردید نبوده و نیست. آنچه در این بیانیه محل نقد است، نه دفاع مشروع، بلکه سیاست‌ها و عملکردهای کسانی است که کشور را به نقطه‌ای رساندند که ناگزیر از این دفاع پرهزینه شد و امروز نیز در برابر پایان دادن به آن ایستاده‌اند.
 
🤩جریان‌های تندرو ازجمله جریان موسوم به پایداری، نیروهای نفوذی و کاسبان جنگ و تحریم، تمام توان خود را در مقابل کاهش تنش و حفظ آتش‌بس بکار بسته و تا حدی نیز موفق بوده است؛ از ترویج شعارهای تفرقه‌افکنانه و جنگ‌طلبانه در حضور خیابانی، تا فراهم آوردن بهانه برای دشمن خارجی جهت نقض توافقی که حاصل دیپلماسی مؤثر دستگاه‌های سیاسی، امنیتی و نظامی کشور بود.
 
🤩هزینه سیاست‌های ادامه جنگ را چه کسی میپردازد؟ طراحان خارجی و داخلی این مسیر، نه در صف نان ایستاده‌اند، نه حقوق بازنشستگی‌شان در برابر تورم آب رفته، نه خانه‌هایشان ویران شده و نه فرزندانشان آینده خود را در مهاجرت جست‌وجو می‌کنند. بهای آن را کارگر، بازنشسته، کارمند، کشاورز، مالباخته و ساکن مناطق جنگ‌زده میپردازد. جنگ‌طلبی برای گروهی اندک سرمایه سیاسی و اقتصادی تولید کرده و برای اکثریت مردم ایران جز فقر، ناامنی و چشم‌انداز تاریک نیاورده است.
 
🤩نهضت آزادی ایران، بر یک واقعیت ساده تأکید دارد:هر سیاستی که راه دیپلماسی و توافق‌سازی را ببندد، فارغ از نیت طراحان آن، دقیقاً همان نتیجه‌ای را رقم میزند که متجاوز خواهان آن است.نمونه اخیر این رفتار روشن است. رییس‌جمهور اسبق کشور تأکید کرد که عموم جامعه ایران با فلسفه جنگ آخرالزمانی همراه نیست و خواهان بازگشت صلح از طریق دیپلماسی و سیاست‌گذاری درست است، و برای اثبات این سخن، رجوع به خواست همه شهروندان ایران را ضروری دانست. پاسخ جریان پایداری به این ارجاع به صاحبان حقیقی این مملکت، نه استدلال، که درخواست محاکمه او بود.
 
🤩انتخابات غیرآزاد، نظارت استصوابی، حذف گسترده نیروهای منتقد و خالص‌سازی ایدئولوژیک چند دهه اخیر در عرصه‌های سیاسی، اداری، رسانه‌ای و نظامی، همین اقلیت را به اکثریت نهادی بدل کرده است. تا زمانی که این سازوکار برقرار باشد، هر تلاشی برای مهار این جریان موقتی و سطحی خواهد بود. اصلاحات ساختاری و به تبع آن اصلاح قانون اساسی در همین جهت ضروری می‌شود.
 
🤩نهضت آزادی ایران هشدار میدهد که تداوم این مسیر، ویرانی بیشتر اقتصاد و زیرساخت های کشور، فروپاشی کامل اعتماد قدرت‌های منطقه‌ای به دولت ایران، سوختن فرصت همکاری‌های آینده در آتش جنگ، و از دست رفتن گشایش‌های موجود در فضای بین‌المللی را در پی خواهد داشت. آسیب منطقه‌ای این وضعیت از همه ماندگارتر است: کشورهای همسایه که میتوانستند شرکای امنیتی و اقتصادی ما باشند، به ترتیباتی سوق داده شده‌اند که ایران در آن جایی ندارد؛ بازسازی چنین اعتمادی سال‌ها زمان میبرد، در شرایطی که ما فرصت این تأخیر را نداریم.
 
🤩نهضت آزادی ایران تأکید میکند که جلوگیری از نفوذ خارجی جز با مهار تندروی‌ها، تأمین آزادی اندیشه، گشایش فضای رسانه‌ها، تقویت جامعه مدنی، آزادی انتخابات و ایجاد رقابت سیاسی واقعی ممکن نیست. انحصار و خالص‌سازی ایدئولوژیک، برخلاف ادعای مدافعانش، خود زمینه‌ساز نفوذ است نه مانع آن؛ زیرا نظامی که صدای منتقدان خود را نمی‌شنود، ناگزیر دیر می‌فهمد و گران می‌پردازد.
 
🤩نهضت آزادی ایران، ایران را متعلق به همه ایرانیان میداند. گشودن میدان برای یک جریان و سرکوب دیگران، نه‌تنها به جامعه آسیب زده، بلکه توان تصمیم‌گیری مستقل را حتی از خود حاکمان سلب کرده است. حاکمانی که تنها یک صدا را می‌شنود، در برابر همان صدا بی‌دفاع میشود.
 
🔗 لینک متن کامل
 
🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی:
🌐 nedayeazadi.com
📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی
Telegraph بیانیه نهضت آزادی ایران؛ اقلیتی علیه همبستگی ملی، صلح و توسعه ایران بسمه‌تعالی در چند سال اخیر، کشور و منطقه ما یکی از پرتنش‌ترین و سرنوشت‌سازترین دوره‌های تاریخ معاصر خود را از سر می‌گذراند. جنگی که سایه‌اش همچنان بر سر این ملت سنگینی می‌کند، علی رغم اینکه یک مسئله راهبردی باشد، یک زخم انسانی است. شهروندانی که در خانه‌های…
Post #8167 461
🔴دادگاه امیرانتظام و محاکمه جمهوریت انقلاب
 
✍️عطا ضمیری
 
◀️در ۲۶ اسفند ماه سال ۱۳۵۹ تنها دو هفته پس از بحران سالگرد دکتر مصدق در دانشگاه تهران که اولین رئیس جمهور ایران، دکتر ابوالحسن بنی صدر در آنجا در دفاع از میراث مصدق و حقوق ملت سخرانی کرده بود، عباس امیرانتظام بعد از ۴۵۲ روز از بازداشت، به اتهام جاسوسی برای سفارت آمریکا برای شرکت در دادگاه حضور پیدا کرد.پیش از ورود به دادگاه خبرنگار روزنامه کیهان از وی سوال کرد: آیا آمادگی دارید که محاکمه شوید؟ و امیرانتظام درحالی که لبخند میزد، گفت "بله، الان ۴۵۲ روز هست که در انتظار هستم."
 
◀️روند جلسات دادگاه و بیرون از دادگاه امیرانتظام تنها به مباحث نشریات و روزنامه های وقت آن روز همچون کیهان، اطلاعات، جمهوری اسلامی، بامداد، میزان و انقلاب اسلامی خلاصه نمیشد، بلکه این موضوع به صحن علنی مجلس نیز کشیده شده بود و تمامی این وقایع نشان از یک برنامه ریزی مشخص برای حذف کامل نیروهای جمهوری خواه ملی در عرصه رقابت های سیاسی آن روز داشت.
 
◀️هشتم اردیبهشت ماه سال شصت و در زمانی که تنها پنج جلسه از دادگاه رسیدگی به اتهامات امیرانتظام میگذشت، در نطق پیش از دستور مجلس، محمد منتظری خطاب به نمایندگان مجلس گفت: "این را بدانید که دادگاه امیرانتظام از صحنه های جنگ اسلام و آمریکا است. و به حکم اشداءعلی الکفار اگر ما قاطعیت به خرج ندهیم و کوتاه بیاییم در مقابل آمریکا باید این احتمال را بدهیم که پس از یک سال، دانشجویان پیروخط امام را در آنجا محاکمه میکنند که چرا سفارت را اشغال کردید؟" اما نکته قابل تامل در ادامه نطق محمد منتظری است که به نمایندگی از اکثریت مجلس، خطاب به مهندس بازرگان و دیگر یارانش میگوید: "تنها امیرانتظام نیست که باید محاکمه شود، بلکه افراد دیگری نیز هستند که باید محاکمه شوند و تعداد این افراد زیاد است."
 
◀️مهندس بازرگان در اولین جلسه دادگاه، خطاب به قاضی جلسه آقای محمدی گیلانی، اشاره میکند که در دفاع از جمهوریت انقلاب که خواسته اکثریت ملت ایران بوده و بیم آن میرفت که آنچه در گذشته به مردم وعده داده شده بود با مصوبات مجلس خبرگان در تضاد باشد، اقدام به اجرای طرح انحلال مجلس خبرگان کرده بودند. "چون خیلی از بندهای پیش نویس تغییر کرده و اشکالاتی داشت، تصمیم گرفته شد همان قانون اساسی که دولت موقت تصویب کرده بود به رفراندم گذاشته شود."
 
◀️دکتر ابراهیم یزدی در جلسه نهم رسیدگی به دادگاه عباس امیرانتظام مورخ چهاردهم اردیبهشت ماه، اشاره میکند که "در متن مصوبه قانونی که شورای انقلاب تصویب کرده است، مجلس خبرگان باید پیش نویس قانون اساسی را تصویب بکند و بعد هم یک ماه بیشتر نباشد." و در ادامه به صراحت، دکتر ابراهیم یزدی در دادگاه اشاره میکند که "در متن پیش نویس قانون اساسی، البته مسئله ای به نام ولایت فقیه نبود و مطلب این است که آن پیش نویس تصویب شده بود."
 
◀️در پانزدهمین جلسه دادگاه مهندس عباس امیرانتظام، مهندس توسلی اولین شهردار تهران بعد از پیروزی انقلاب، همچون دیگر یاران مهندس بازرگان مردانه ایستاد تا از جمهوریت انقلاب مردم ایران دفاع کند و این موضوع باعث شد که قاضی دادگاه آقای محمدی گیلانی در برابر شهادت ایشان با عصبانیت بگوید: شما دادگاه را دارید مشوه میکنید. اگر بخواهید دادگاه را به محاکمه بکشانید، دادگاه ناچار میشود خود را تبرئه کند.
 
◀️مهندس توسلی که یکی از تکنوکرات های ملی و مصدقی و از شاگردان مهندس بازرگان بود با شروع کار خود در شهرداری تهران، بزرگترین خیابان تهران را به نام رهبر نهضت ملی ایران دکتر محمد مصدق نامگذاری کرده بود و در اقدامی تاریخی به عنوان شهردار تهران به مخالفت با تخریب مقبره رضا شاه در شهر ری برخواسته بود، چرا که معتقد بود نباید بیان خشونت طلبانه و مخرب به عنوان گفتمان انقلاب شناخته شود.
 
◀️شهرداری که در دادگاه مهندس عباس امیرانتظام شجاعانه حضور پیدا کرد و در مقابل اتهامات کذبی که جریان های تندرو انقلابی بر علیه دولت مهندس بازرگان و پیروان راستین نهضت ملی ایران مطرح کردند گفت: "حمله به دولت موقت، حمله به جناب آقای مهندس بازرگان، حمله به نهضت آزادی ایران به عنوان یک جریان فکری در دادگاه، بنابر این شرط انصاف حکم میکند که ما این واقعیت را بپذیریم که این دادگاه، دادگاه آقای امیرانتظام نیست.."
 
مهندس توسلی در ادامه ضمن اشاره به آیت الله طالقانی، مهندس بازرگان و دکتر سحابی به عنوان پیشگامان مبارزات مردم بعد از کودتا 28 مرداد تا پیروزی انقلاب و مشی نگاه دمکراتیک مبارزات ملت ایران بر پایه همدلی جمعی مردم اشاره میکند: "این دادگاهی است که متهمین اصلی و ردیف اول این دادگاه آیت الله طالقانی، مهندس بازرگان، دکتر سحابی ... هستند."

 
🔗 لینک متن کامل
 
🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی:
🌐 nedayeazadi.com
📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی
Telegraph دادگاه امیرانتظام و محاکمه جمهوریت انقلاب در 26 اسفند ماه سال 1359 تنها دو هفته پس از بحران سالگرد دکتر مصدق در دانشگاه تهران که اولین رئیس جمهور ایران، دکتر ابوالحسن بنی صدر در آنجا در دفاع از میراث مصدق و حقوق ملت سخرانی کرده بود، عباس امیرانتظام بعد از 452 روز از بازداشت، به اتهام جاسوسی برای…
Post #8166 377
🤩گزارش روابط عمومی نهضت آزادی ایران از جلسه دفتر سیاسی مورخ بیست و نهم شهریور ۱۴۰۵
 
◀️در ابتدای جلسه این هفته دفتر سیاسی، اعضا ضمن استقبال از مرخصی کوتاه مدت آقای مصطفی تاجزاده، ابراز امیدواری کردند حاکمیت با اولویت دادن به وحدت ملی و وفاق اجتماعی در شرایط جنگی و شدت گرفتن بحران‌های گوناگون اجتماعی و اقتصادی، این مرخصی را به مقدمه‌ای برای آزادی وی مبدل کند و با آزادی سایر محکومان سیاسی-عقیدتی زمینه آشتی و گفتگوی ملی فراهم شود و شکاف عمیقی که بر اثر برخوردهای تند امنیتی و قضایی شکل گرفته متوقف شود. ایران امروز ایرانی نیست که تفکر و جریانی در آن اکثریت مطلق داشته باشد و حاکمیت همان‌گونه که ناگزیر از به رسمیت شناختن ملی‌گرایی شد، باید تنوع جریانات سیاسی و فکری کشور را نیز به رسمیت بشناسد.

احتمال گسترش جنگ روسیه و اثرات احتمالی آن در منطقه

◀️تجمع نیروهای نظامی روسیه در مرز لهستان و بالا گرفتن تنش مسکو با اروپا و تاثیرات محتمل آن بر رویارویی ایران با آمریکا و اسرائیل موضوع دیگر گفتگوی اعضای دفتر سیاسی بود. تحلیل شدت اثرگذاری جنگ روسیه با همسایگان‌اش بر درگیری‌های منطقه خلیج فارس، رابطه مشخصی با نوع نگاه به انگیزه حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و راه خروج از بحران دارد. اگر درگیری‌های کنونی، تابعی از اقدامات جمهوری اسلامی بر علیه اسرائیل و مرگ‌خواهی برای آمریکا طی سالیان گذشته دانسته شود، آن‌گاه باید علاوه بر فاکتور منافع دولت‌های خارجی (همچون روسیه و چین که به موقع امکان برخورداری ایران از جنگنده‌های فوق پیشرفته سوخو و موشک‌های زمین به هوا را فراهم نکردند،) و اسرائیل که حیاتش وابسته به جنگ است، باید به فاکتورهای دیگری همچون انباشت مطالبات داخلی که مشروعیت و کارآیی نظام را زیر سوال برده و مخالفان داخلی صلح (شامل تراستی‌ها، تندروها و مافیای ذینفع در تحریم) نیز اشاره کرد.
 
◀️در حالت دوم چنانچه جنگ کنونی به غلط در چارچوب بلوک‌بندی‌های جنگ سرد و رقابت چین و آمریکا صورت‌بندی شود، راهکار دیگری برای خروج از بحران باید جست. فهم این جنگ با نگرش جنگ سرد و ‌جهان دو قطبی نمی‌تواند برداشت کاملی باشد. علاوه بر آن پدیده‌هایی همچون جهانی شدن، کاهش توانایی قدرت‌های بزرگ، ظهور قدرت‌های منطقه‌ای جدید، شکل‌بندی چندقطبی را جایگزین دو قطبی کرده است. ناتوانی ترامپ در ایجاد اجماع بین‌المللی علیه ایران به حدی که متحدان همیشگی آمریکا نظیر ژاپن، کره و انگلستان هم حاضر به همکاری با آمریکا نشدند، نشانه‌ای از این شکست است. استفاده چین و روسیه از حق وتو به نفع ایران، چه شرایط فعلی ناشی از رقابت قدرت‌های بزرگ باشد و چه ناشی از رفتار حاکمیت، کمکی به کاهش بحران به نفع ایران بوده.

اقداماتی همچون احضار فعالان مدنی و بستن کافه‌ها اثرات مثبت بازگشت ایرانیان را خنثی می‌کند

◀️در ادامه جلسه دفتر سیاسی به تحلیل شرایط داخلی کشور پرداخته و گفته شد در شرایطی که بنابه اظهار منابع نظامی و انتظامی، اسرائیل و آمریکا کوشیده‌اند سلاح وارد کشور کرده و بدست عناصر وابسته به خود برسانند و کشور محتاج همدلی است، بارقه‌های کوچکی از امید که با گشایش‌هایی همچون بازگشت تعدادی از ایرانیان به کشور پدید آمده، با اقدامات معکوسی هم‌چون بستن اماکن عمومی به بهانه‌های واهی از بین می‌روند. متاسفانه مشاهده شده که نهاد برگزار کننده ماراتن زنان که با مجوز شورای تامین استان برگزار شده، تهدید به برخورد قضایی می‌شود، یا یک امام جمعه در آستانه باز شدن دانشگاه‌ها، دانشجویان را تهدید می‌کند.

😎با نهضت آزادی ایران از طریق آدرس زیر در تماس باشید:

@Nehzatazadiran
 
🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی:
🌐 nedayeazadi.com
📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی
  • ❤ 1
Post #8165 395
◀️حمله بعدی به ایران؛ چگونه فشارهای حقوقی، اقتصادی و دیپلماتیک منطقه را برای جنگی دیگر آماده می‌کنند؟
 
✍️سید حسین موسویان / مجله دانشمندان اتمی آمریکا
 
 پرونده هسته‌ای ایران وارد مرحله‌ای تازه و بالقوه بسیار خطرناک شده است. تهدیدهای مکرر آمریکا و اسرائیل درباره حمله مجدد به زیرساخت‌های هسته‌ای ایران - بویژه - مجتمع جدید زیرزمینی کوه کلنگ که ایران ساخت آن را در سال ۲۰۲۰ بطور رسمی اعلام کرد - اکنون با افزایش فشارهای دیپلماتیک همزمان شده است. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بار دیگر ایران را ناقض تعهدات پادمانی اعلام کرده و پرونده هسته‌ای ایران مجدداً به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داده شده است.
 
برخلاف بحران‌های گذشته، این بار دو مسیر حقوقی به‌طور هم‌زمان در حال همگرایی هستند؛
 
نخست، ابتکار سال گذشته کشورهای اروپایی برای فعال‌سازی سازوکار «اسنپ‌بک» ذیل قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت که می‌تواند تمامی تحریم‌های سازمان ملل را به‌طور خودکار بازگرداند.
دوم، ارجاع پرونده ادعایی «عدم پایبندی ایران به معاهده منع اشاعه سلاح‌های هسته‌ای» از سوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به شورای امنیت سازمان ملل.
 
ترکیب این دو روند می‌تواند پرونده هسته‌ای ایران را از یک اختلاف فنی و حقوقی، به موضوعی مرتبط با تهدید صلح و امنیت بین‌المللی تبدیل کند؛ هرچند در نشست اخیر شورای امنیت، روسیه و چین با وتوی قطعنامه پیشنهادی آمریکا، هم با ادامه سازوکار نظارتی تحریم‌ها و هم با ادعای مشروعیت اسنپ‌بک مخالفت کردند.
 
با این حال، ارجاع مجدد پرونده ایران به شورای امنیت یک پرسش اساسی را مطرح می‌کند: آیا این روند بار دیگر می‌تواند مقدمه حقوقی و سیاسی حمله نظامی جدید آمریکا و اسرائیل علیه ایران باشد؛ حمله‌ای که شاید به دونالد ترامپ اجازه دهد نسخه خود از شعار مشهور جورج بوش، یعنی «ماموریت انجام شد»، را اعلام کند؟
 
این نگرانی صرفاً یک فرضیه نیست. در ژوئن ۲۰۲۵ نیز شورای حکام آژانس علیه ایران قطعنامه صادر کرد و کمتر از ۲۴ ساعت بعد اسرائیل حمله گسترده خود را آغاز کرد و آمریکا نیز به سه مرکز اصلی هسته‌ای ایران حمله کرد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، آژانس و مدیرکل آن را مسئول این حمله دانست.
 
امروز دیگر پرونده هسته‌ای ایران صرفاً یک موضوع فنی یا حقوقی نیست؛ بلکه به عرصه‌ای برای رقابت‌های ژئوپلیتیکی درباره نظم آینده منطقه، امنیت انرژی و آینده روابط ایران و غرب تبدیل شده است. در واقع، اختلاف اصلی دیگر تنها بر سر غنی‌سازی یا فناوری هسته‌ای نیست، بلکه بر سر جایگاه ژئوپلیتیکی ایران، آینده جمهوری اسلامی و تحقق طرح مکرراً اعلام‌شده بنیامین نتانیاهو درباره «خاورمیانه جدید بدون ایران» است.
 
جلوگیری از یک رویارویی بسیار خطرناک‌تر مستلزم کنار گذاشتن سیاست جنگ، فشار و تغییر رژیم و جایگزین کردن آن با یک توافق جامع دیپلماتیک است؛ توافقی که نه‌تنها موضوع هسته‌ای، بلکه امنیت منطقه‌ای، آزادی کشتیرانی در خلیج فارس و پایان دادن به تهدیدات متقابل نظامی و امنیتی میان ایران و اسرائیل را نیز در بر گیرد. تنها چنین رویکردی می‌تواند راهی واقع‌بینانه برای پایان دادن به نزدیک به پنج دهه تقابل مستمر باشد.
 
آیا واقعاً مسئله اصلی، برنامه هسته‌ای ایران است؟
 
هم‌زمان با تشدید فشارهای حقوقی و دیپلماتیک، اظهارات مقام‌های ارشد آمریکایی نیز این برداشت را در تهران تقویت کرده است که برنامه هسته‌ای دیگر هدف نهایی واشنگتن نیست. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، آشکارا اعلام کرده است که دور جدید اقدامات اقتصادی آمریکا با هدف «فروپاشی حکومت ایران» طراحی شده و از سایر کشورها نیز خواسته است به این کارزار بپیوندند.
 
🔗 لینک متن کامل
 
🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی:
🌐 nedayeazadi.com
📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی
Telegraph حمله بعدی به ایران؛ چگونه فشارهای حقوقی، اقتصادی و دیپلماتیک منطقه را برای جنگی دیگر آماده می‌کنند؟ پرونده هسته‌ای ایران وارد مرحله‌ای تازه و بالقوه بسیار خطرناک شده است. تهدیدهای مکرر آمریکا و اسرائیل درباره حمله مجدد به زیرساخت‌های هسته‌ای ایران - بویژه - مجتمع جدید زیرزمینی کوه کلنگ که ایران ساخت آن را در سال ۲۰۲۰ بطور رسمی اعلام کرد - اکنون با افزایش…
Post #8164 408
🔴فتح سنگر‌به‌سنگر حق انتخاب سبک زندگی
 
✍️مجید شیعه‌علی
 
◀️از همان روزهای نخست انقلاب ۵۷، که گروه‌هایی در میان انقلابیون تلاش داشتند سبک زندگی شهروندان را به یک سلیقه‌ی خاص محدود سازند، مقاومت در برابر این جریان نیز ایجاد شد. این مقاومت در میان رهبران انقلاب مانند آیت‌الله طالقانی تا تجمع گسترده‌ی زنان در هشتم مارس طیف گسترده‌ای را شامل می‌شد.
 
◀️گویا این دو، پروژه‌هایی به‌هم‌پیوسته بودند. خالص‌سازی و یک‌دست‌سازی فضای سیاسی و حذف هرگونه تکثر در آرا، با تلاش برای یک‌دست‌سازی سبک زندگی شهروندان همراه بود؛ به این معنا که حکمرانان با برقراری اقتدارگرایی جدید، پس از فضای باز پس از انقلاب نیاز داشتند که این پیام را به شهروندان بدهند که ایشان در روزمره‌ی خود نیز باید یک‌دست شدن جامعه را در لحظه تجربه کنند و بپذیرند.
 
◀️این مدل جدید از سبک زندگی، هیچ مبنای فکری نداشت. بسیاری از دستورهای آن برآمده از فقه نبود. بطور مثال محدودیت‌های پوشش آستین کوتاه یا کراوات برای مردان هیچ مبنای فقهی نداشت و یا به عکس، انقلابی شدن موسیقی، غنا را که در فقه حرام است نیز غسل تعمید اسلامی می‌داد. حتی ریشه در سنت نیز نداشت. پوشش‌های محلی و رنگی به‌طور سنتی در میان اقوام مختلف زنان ایرانی از گذشته رایج بود و به‌طور سنتی همه‌ی زنان در ایران حجاب شرعی را به‌طور دقیق آن از گذشته رعایت نمی‌کردند و پوشش‌هایی مانند مانتو، مقنعه و غیره برساخته‌ی وضع جدید بود. حتی بسیاری از این‌ها با ایدئولوژی‌هایی مانند مارکسیسم نیز تطابق نداشت. به‌عنوان مثال، نوشیدن الکل در حکومت‌های مارکسیستی محدودیتی ندارد.
 
به نظر می‌رسد معیار تنظیم قواعد بود؛ سرخوردگی یک طبقه‌ی اجتماعی گسترده بود که هرچند در انقلاب مشارکت نداشت اما پس از انقلاب امور را در دست گرفته بود. تحولات اقتصادی و اجتماعی دهه‌ی چهل و پنجاه شمسی، منجر به مهاجرت گسترده از روستاها به کلان‌شهرها و ایجاد حاشیه‌نشینی‌های گسترده و حلبی‌آبادی‌ها گردید. این بی‌جاشدگی جغرافیایی و وجود شکاف اقتصادی گسترده و همراه با آن تفاوت عمده در سبک زندگی منجر به خشم گسترده نسبت به تمامی مصادیق لایه‌های بالاتر اجتماعی شد. آنان کراوات، موسیقی، مصرف الکل و حتی آراستگی و استفاده از عطر را به نمادهایی از سبک زندگی غربی تبدیل کردند و تبدیل به پایگاه اجتماعی گسترده‌ی روحانیت پس از انقلاب شدند تا هم سبک زندگی را محدود سازند، هم جبهه‌ها را پر کنند و هم جریان‌های سیاسی دیگر را سرکوب کنند.

 
◀️پایان جنگ، افزایش رشد اقتصادی، تلاش‌های نخبگان سیاسی و فرهنگی، مقاومت جامعه، تاثیر ابزارهای رسانه‌ای جدید مانند ویدئو و غیره، فشار اجتماعی گسترده‌ای را در جهت تغییر تدریجی محدودیت‌های سبک زندگی اعمال کرد. یکی از محل‌های تخلیه‌ی این فشار اجتماعی، تغییر دولت در دوم خرداد هفتادوشش بود که شعارهایی در این خصوص را نیز مطرح می‌کرد. اما آن‌چه موثرتر از هر روش مبارزه‌ی دیگری تغییرات را محقق می‌ساخت نافرمانی مدنی شهروندان بود.
 
◀️یک مقاومت مدنی پیروز هم می‌تواند نتایج انقلابی داشته باشد هم ‌می‌تواند نتایج اصلاحی ایجاد کند. در کشور ما تغییر ساختار به‌طور انقلابی از طریق مقاومت مدنی در انقلاب ۵۷ اتفاق افتاد و تغییر اصلاحی در موج نخست مشروطه و قیام سی تیر ماه در حمایت از اصلاحات مورد نظر دکتر مصدق انجام شد.
 
◀️مقاومت مدنی در امواج مختلف از ۱۸ تیر، جنبش سبز، دی‌ماه ۹۶، آبان ۹۸، دی‌ماه ۹۸، کارزار مهسا، دی‌ماه ۱۴۰۴ سرکوب شده است. اما نافرمانی مدنی هرچند به پیروزی نهایی و قطعی نرسیده است اما گام‌به‌گام به پیش آمده است.
 
◀️حاکمیت در ایران در چند ماه گذشته پس از آن‌که فضای جنگی را به یک مرض مزمن تبدیل کرده است، موج جدیدی از سرکوب آزادی‌های سبک زندگی را نیز آغاز کرده است. ایشان از سبک زندگی کافه‌نشینی تا موتورسواری زنان را هدف سرکوب خود قرار داده‌اند. این سرکوب‌ها، به‌وضوح تلاش‌هایی از پیش شکست‌خورده به نظر می‌رسد.
 
◀️آن‌چه باید در دستور کار قطعی حاکمیت قرار گیرد به رسمیت شناختن تفاوت‌های سبک زندگی در کشور است. هرچند می‌توان حدس زد حکمرانان تصور می‌کنند هم‌چنان که یک‌دست‌سازی فرهنگی و سیاسی به همراه هم بر جامعه‌ی ما تحمیل شد، رفع این یک‌دست‌سازی و پذیرش رسمی تکثر در عرصه‌ی فرهنگ لاجرم در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی هم تکرار می‌شود و به همین جهت تا آخرین سنگر دست به مقاومت می‌زنند.
 
🔗 لینک متن کامل
 
🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی:
🌐 nedayeazadi.com
📷📖✖️✈️📹@nedayeazadinet|ندای آزادی
Telegraph فتح سنگر‌به‌سنگر حق انتخاب سبک زندگی از همان روزهای نخست انقلاب ۵۷، که گروه‌هایی در میان انقلابیون تلاش داشتند سبک زندگی شهروندان را به یک سلیقه‌ی خاص محدود سازند، مقاومت در برابر این جریان نیز ایجاد شد. این مقاومت در میان رهبران انقلاب مانند آیت‌الله طالقانی تا تجمع گسترده‌ی زنان در هشتم مارس…
Older posts →

About this channel

How can I read @nedayeazadinet without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for ندای آزادی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does ندای آزادی have?
ندای آزادی (@nedayeazadinet) has 1.22K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does ندای آزادی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →