TGViewer
نسرينه ها نسرينه ها @nasrineha · 130 subscribers
Post #6957 28
من چگونه توانستم
عطر گُل را از گُل سرخ
جدا بدانم
و همراه گل سرخ
عطر گُل سرخ را
فراموش کنم

این اتفاقات بود
که می خواست
عمر را بی حاصل جلوه دهد


چنان از حافظه ی ما
بر کف خیابان مروارید
می ریخت
که من متعجب
می خواستم
آبشار را

به نقطه ی اولش
که شاید برف های کوه بود
ببرم

ساده دلی بود
اما
می دانستم
به من امید می دهد
اندکی پس از آفتاب غروب
عروسان بر کف خیابان
رها
به دنبال مرواریدها بودند

خونسرد و خاموش
از عابران
احوال مرواریدها را
می پرسیدند

در آن غروب
هیچ چیز تعجب نداشت
نه اسبی که از گله ی اسبان
رها شده بود
و به دنبال سیب سرخی
مدام می دوید
یا از چشمه ی زیر درختان افرا
شیر فوران می کرد

لحظه ای خواستیم
حدس و گمان را
درباره ی آینده
ادامه دهیم
که باران آمد
و ذهن همه ی ما شسته شد

باران تا صبح جمعه
ادامه داشت.


#احمدرضا_احمدی
  • ❤ 2
More from @nasrineha
  1. Sep 30, 2026باز آمدم، باز آمدم، از پیش آن یار آمدم در من نگر، در من نگر، بهر تو غم‌خوار آمدم شاد آمدم،…
  2. Sep 30, 2026آشنای خویش و بیگانه خود! بیدل دهلوی: کاروان عمریست از پاس قدم پا می‌خورد پیرو محمل‌کشان لغ…
  3. Sep 30, 2026photo post
  4. Sep 29, 2026دستی افشان تا ز سرانگشتانت صد قطره چکد هر‌ قطره شود خورشیدی ما هستهٔ پنهان تماشاییم #سهراب…
  5. Sep 29, 2026بیش ترین عشق جهان را به‌سوی تو می‌آورم... چراکه هیچ چیز درکنار من از تو عظیم‌تر نبوده است.…
  6. Sep 29, 2026دلم می خواهد کسی برای دلِ من سه‌تار بزند و دلم سه تار بزند چقدر دلم می خواهد که دلم بزند .…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →